خوندم
31 stories
Anxiolytic [L.S] di harold_iran
harold_iran
  • WpView
    LETTURE 172,515
  • WpVote
    Voti 33,426
  • WpPart
    Parti 78
[Complete] "خب ببین اینجا چی داریم .. لویی تاملینسون مغرور که ادعا میکنه بهترین دانشجوی داروسازی دانشکدست در حالی که نمیتونه یه قرص ساده برای خودش تجویز کنه" "سرد درد های من دیگه با قرص خوب نمیشن هری!" "پس با چی خوب میشن؟" "با تـو"
Friends [L.S] di harold_iran
harold_iran
  • WpView
    LETTURE 208,165
  • WpVote
    Voti 36,115
  • WpPart
    Parti 52
[Completed] [ هرى ادوارد استايلز ، اونطورى بهش نگاه نكن شما فقط دوتا دوستيد ]
Cancer [L.S] (Completed) di blueVaruna
blueVaruna
  • WpView
    LETTURE 50,176
  • WpVote
    Voti 7,895
  • WpPart
    Parti 17
میدونم که قول دادم اجازه ندم چیزی بینمون فاصله بندازه ولی میدونی که... رقیب من سرسخت تر از این حرفا بود... . ( Larry Stylinson AU ) Written by: Fatemeh [Fatemeh, stylinson_ff, 2016]
Forever in your memory | L.S - AU di Marry____
Marry____
  • WpView
    LETTURE 93,255
  • WpVote
    Voti 13,522
  • WpPart
    Parti 30
' همیشه در خاطر تو ' " و همینه ، عشق همینه . در عین پیچیدگی به سادگی گفتن یک جمله ی صادقانست " هر چیزی که مال منه مال توعه تا برای خودت بکنیش " نویسنده : ____Marry@ - فن فیکشن لری استایلینسون - کامل شده آغاز : تابستان ۱۳۹۶ پایان : بهار ۱۳۹۷
Playboy L.S (Persian Translation) di Iam_writing_here
Iam_writing_here
  • WpView
    LETTURE 325,931
  • WpVote
    Voti 35,705
  • WpPart
    Parti 47
من اسیرش شده م ؛ اون زیادی تو حرفه ش خوبه.. هری استایلز ⬅ پلی بوی فن فیکشن لری استایلینسون به همراه کمی زیام✌ داستان در پیج اینستاگرام larry_ff_translate هم آپ میشه Best rank : #2 in fanfiction
End Game (L.S) di harold_iran
harold_iran
  • WpView
    LETTURE 632,525
  • WpVote
    Voti 88,760
  • WpPart
    Parti 77
[ Completed ] من مرده بودم..... اما تو منو زنده کردی که خودت بکشیم.....
 This Man Is Dead(L.S) di larry_diary
larry_diary
  • WpView
    LETTURE 90,220
  • WpVote
    Voti 11,982
  • WpPart
    Parti 17
" این مرد، مرده " ... هری لطفا اینو بدون، تمام چیزی که تا ابد میخوام تویی. تو و چشمات که بدون تکون دادن زبونت با من حرف میزدین، تو و حرفات که وقتای ناامیدیم همیشه کنارم بودین، تو و صدات که توی شب بیداریام لالاییم میشدین، تو و دستات - که بی شک شاهکار خلقتن - که مرحمی میشدین برای خستگیای جسم و روحم، من تو رو میخوام هری اما؛ تو خودت خوب می‌دونی که من همیشه یه ترسو بودم. من رو ببخش. دوستدار تو، لویی ویلیام تاملینسون [ A Larry Stylinson Persian Fanfiction ] [ Written By : @IWontBeTheOne ] Copy right © 2017 IWontBeTheOne - larry_diary
°THe paIn U GiVe° di Don_Mute
Don_Mute
  • WpView
    LETTURE 15,358
  • WpVote
    Voti 2,637
  • WpPart
    Parti 19
"Larry Stylinson Sad Short Story" ° تاحالا چند شب ارزو کردی که یه نفر برات بمونه؟° *این فف شامل سلف هارم,خودکشی تدریجی,فحاشی,سد پارتس, می باشد* ******************** #2_death #1_diary #1_gaylove #2_highschool #1_thoughts #1_psycho #2_louisandharry
Look at me [L.S] di barry__s
barry__s
  • WpView
    LETTURE 187,821
  • WpVote
    Voti 34,975
  • WpPart
    Parti 53
تو قلب دردِ منی تو باعثِ درد منی ولی من لذت میبرم از این درد.. منِ مازوخیسمِ لعنتی!! *Completed
Just Hold On(completed) di eileenmonro
eileenmonro
  • WpView
    LETTURE 448,438
  • WpVote
    Voti 51,126
  • WpPart
    Parti 60
Larry+ziam از درد به خودش میپیچید و گریه های بچگانش تو کل اون کوچه ی تاریک طنین مینداخت.صدای خنده های اون آدمای مست هنوز تو گوشش بودن...آخه چرا از درد نمیمیره؟چرا این کابوسا تموم نمیشن؟آخه اون فقط یه پسر بچه کوچولوعه! ___________________________________ 💚💙👬 👬💛❤