- the love they left behind
31 stories
••💮SignMate💮••  by SilverBunny6104
SilverBunny6104
  • WpView
    Reads 545,999
  • WpVote
    Votes 89,622
  • WpPart
    Parts 88
تو دنیایی که همه وقتی هجده ساله میشن یه نشانه روی مچ اشون برای شناسایی نیمه گمشده اشون ظاهر میشه بیون بکهیون نشانه ای نداره!اونم مثل هر هجده ساله دیگه ای روز تولدش با شور و شوق مچ اش رو چک کرد اما هیچ خبری از اون نشانه خاص که قرار بود به بکهیون سرنوشت اش رو نشون بده نشد! بکهیون اون روز تصمیم گرفت که هیچوقت نذاره کسی رازش رو بفهمه و دنبال سرنوشت اش جای دیگه ای بگرده...چهار سال بعد همون سرنوشتی که در حق بک بی انصافی کرده بود اون رو به خونه پارک چانیول کشوند.یه طراح مانگا بد اخلاق که فقط یه دستیار سر به راه میخواد...اما خوب بک داستان ما هرچیزی هست جز سر به راه! چه حسی داره وقتی بدونی همه تو دنیا یه جفت دارن و فقط تو جا موندی....؟؟ 💮💮💮💮💮💮💮💮💮 - چه خوبه اینجوری یکی به آدم برسه؛ تا حالا کجا بودی پارک چانیول؟! + احتمالا بدون اینکه متوجه باشم داشتم دنبال تو میگشتم..! #Chanbaek 💮💮💮💮💮💮💮💮💮 - ازم بدت مياد؟ + مشكل اينه كه هركاری ميكنم، بدم نمياد! #hunhan 💮💮💮💮💮💮💮💮💮 - میدونی تازگی ها دارم فکر میکنم شاید ارزش این همه تلاش رو نداشتی.. و این بدترین حس دنیاست.. #kaisoo 💮💮💮💮💮💮💮💮💮 Story Started: 18.01.2017 Story Finished: 13.11.2017 💮هم نشان 💮کاپل ها: چانبک.هونهان. کایسو 💮ژانر: رمنس. زندگی روزمره. فانتزی
😈°Karma Is a Bitch°😈  by SilverBunny6104
SilverBunny6104
  • WpView
    Reads 509,488
  • WpVote
    Votes 87,570
  • WpPart
    Parts 87
بکهیون نوجوون نمیدونست که هر عملی یه عکس العملی داره... شاید اگه میدونست وقتی چانیول 15 ساله با اون چشم های معصوم بهش ابراز علاقه میکرد بهش اسون میگرفت... شاید هیچوقت قلبش رو نمیشکست و به خاطر چاق و زشت بودنش مسخره اش نمیکرد...ولی بکهیون خبر نداشت و کارما داشت همه چی رو تماشا میکرد...و کارما فقط وقتی عوضیه که تو یه عوضی باشی! ♻♻♻♻♻♻♻♻♻♻ -"دوستت دارم.." +"دوستم داری؟" +"چقدر دوستم داری چانیولا" -"خ..خیلی...بیشتر از همه چی..." +"واقعا؟" +"پس هر کاری که بگم میکنی؟" +"پس امشب اون بابای لجنت رو تو خواب برام بکش و بعد هم خودت رو از نزدیک ترین پنجره ی قصرتون پرت کن پایین...بعدش قول میدم منم دوستت داشته باشم..." ♻♻♻♻♻♻♻♻♻♻ - چطوری این موقع شب از خونه اومدی بیرون؟ + خدمتکارها و نگهبان هارو پیچوندم. - تو واقعا احمقی! + میدونم. - نباید باشی! + من با احمق بودنم مشکلی ندارم .. اگه باعث میشه اینطوری بخندی... ♻♻♻♻♻♻♻♻♻♻ ♻️کاپل ها:فصل اول : چانبک فصل دوم : چانبک هونهان. کایسو ♻️ژانر :رمنس.کمدی.زندگی روزمره ♻️محدودیت سنی: 18+ NC
Blue like your tattoo | HH ver by Hani_XG
Hani_XG
  • WpView
    Reads 6,227
  • WpVote
    Votes 1,468
  • WpPart
    Parts 61
"فکر کنم اشتباه شده، من برای آقای لی وقت گرفته بودم!" سهون لبخندی زد: "آه بله، آقای لی امروز نتونستند بیان، از من خواستند که کارتون رو امروز راه بندازم. من پیش ایشون آموزش دیدم، هیچ نگران نباشید. من در حد یک استاد حرفهای کار میکنم" سهون بعد تموم شدن حرفش با لبخند چشمکی زد. ولی لوهان چطور میتونست در برابر این پسر جوون که یک چشمکش باعث میشد گونههاش رنگ بگیرند، پایین تنهش رو تماما لخت کنه و یه تتوی پروانه بزرگ برای باسنش بگیره؟ 🔶️🔸️فیک بازگردانی شده از کاپل مامان بابای گاتسون که نویسندش خودمم :) 🔸️🔶️ روزهای آپ: جمعه✅
Life Along the Rainy Route by Oichi_T
Oichi_T
  • WpView
    Reads 30,184
  • WpVote
    Votes 4,229
  • WpPart
    Parts 99
زندگی شیو لوهان و همسرش اوه سهون به همراه پسرشون جونگین عالی و تقریبا بی نقص بود تا اینکه رد پای نامزد سابق سهون یعنی بیون بکهیون توی زندگیشون پیدا شد ! به نظرتون زندگی مشترک ده ساله ی سهون و لوهان میتونه همچنان بی نقص بمونه یا یه بارون سهمگین و سیل آسا ، مسیر زندگیشونو دستخوش تغییر میکنه ؟ ☔ کاپل ها : هونهان ، چانبک ، کایسو ، سهبک ، کایلو ☔ ژانر : انگست ، درام ، رمنس ، فانتزی ☔ محدودیت سنی : +18 سال ☔ نویسنده : اویچی برای خوندن قسمت های جلوتر داستان میتونید با کانال پایین تو تلگرام مراجعه کنید : @zodise_n
Habits [completed] by Unicorn_fic
Unicorn_fic
  • WpView
    Reads 14,537
  • WpVote
    Votes 3,454
  • WpPart
    Parts 46
هیونا بطری خالی رو پرت کرد: «پس یه بُکُن جدید برا خودت پیدا کردی...» لوهان کام عمیقی از ماریجوانا توی دستش گرفت: «گمونم..» هیونا سرش رو روی پاهای لوهان گذاشت و از پایین خیره به فک لوهان شد: «پس دیگه رسما میخوای جونگین رو فراموش کنی...» لوهان اهومی گفت و به موهای آبی رنگ هیونا نگاه کرد: «فکر کنم میخوام برای همیشه هوشیار باشم.»
 deposed prince by Torasofy
Torasofy
  • WpView
    Reads 43,341
  • WpVote
    Votes 11,816
  • WpPart
    Parts 36
+شاهزاده سهون رو از مقامش عزل و همراه با جفتش به سرزمین فراموش شده تبعید میکنم. این آخرین حرفی بود که حضار از سمت آلفای رهبر شنیدند. 🌨️🌨️🌨️🌨️ اسم: شاهزاده عزل شده ژانر: تاریخی،امگاورس،امپرگ کاپل اصلی: هونهان کاپل فرعی: چانبک آپ:پنج شنبه ها
Deer Born at Dawn  by Oichi_T
Oichi_T
  • WpView
    Reads 27,896
  • WpVote
    Votes 3,878
  • WpPart
    Parts 66
اوه سهون ، ولیعهد مقتدر ساکیگاهارای شمالی ، وقتی برای استراحت تابستونه به ساحل میره ، یه پسر بیهوشو پیدا میکنه . بعد از مداوای پسر ، متوجه میشه که اون حافظشو از دست داده ! وقتی اسم اون پسرو میذاره لوهان ، تلنگر اولیه برای رخ دادن روابط خاصشون زده میشه ! به نظرتون آهوی متولد سپیده دم ، لوهان ، میتونه راهشو به قلب ولیعهد سنگدل ساگیگاهارای شمالی باز کنه ؟ 🦌 کاپل ها : هونهان ، چانبک ، کایسو 🦌 ژانر : رمنس ، انگست ، فانتزی ، اکشن 🦌 محدودیت سنی : +18 سال 🦌 نویسنده : اویچی برای خوندن فایل کامل داستان میتونید به کانال پایین تو تلگرام مراجعه کنید : @zodise_n
𝐒𝐧𝐨𝐰𝐝𝐫𝐨𝐩𝖻𝗎𝗌 by realbluebyun
realbluebyun
  • WpView
    Reads 1,790
  • WpVote
    Votes 465
  • WpPart
    Parts 13
خلاصه: ورود پسر شاد و سرزنده به زندگی تکراری و خسته کننده سهون باعث میشه که همه چیزش حتی احساساتش نسبت به زندگی ای که داره عوض بشه و بخواد تغییر کنه اما چی میشی که اگه اتفاقی برای انگیزه ادامه زندگیش بیفته...؟
【 Neighbour 】(HunHan.ver) by HunHanIran
HunHanIran
  • WpView
    Reads 6,015
  • WpVote
    Votes 1,347
  • WpPart
    Parts 24
Name: Neighbour | همسایه Couple: HunHan Genre: Romance, Fluff, Smut, Dadykink Writer: Bary Editor: OhOrat ───────────╼✾࿐ چند هفته ای از اسباب کشیش به خونه ی جدیدش میگذشت، محله ی اروم با یه جو دوستانه بین همسایه ها چیزی بود که هر آدمی آرزوشو داشت! تنها چیزی که اذیتش میکرد پسری بود که توی واحد خودش زندگیه آرومی داشت، اما کراشه بزرگی که روش داشت باعث میشد لوهان هربار که میبینتش دلش بخواد خودشو براش فدا کنه! ⧼توجه؛ این فیک با اجازه نویسنده به کاپل هونهان بازگردانی شده⧽
【 Addicted 】(HunHan.ver) by HunHanIran
HunHanIran
  • WpView
    Reads 5,015
  • WpVote
    Votes 985
  • WpPart
    Parts 26
Name: Addicted | وابسته Couple: HunHan, ChanBaek, KaiSoo Genre: Romance, Smut, Omegavers Writer: StrAnGer Editor: OhOrat ───────────╼✾࿐ لوهان، امگای جوانیه که گاهی، بعضی از عادت‌ هاش تبدیل به 'اعتیاد' میشن. حالا چی میشه اگر امگا دقیقا هفته‌ی قبل از اولین دوره‌ی هیتش توی یه کافه‌ی کوچک با آلفایی به اسم 'اوه سهون' آشنا و به طرز جادویی‌ای، به هات‌ چاکلت‌ هاش وابسته بشه؟ ⧼توجه؛ این فیک با اجازه نویسنده به کاپل هونهان بازگردانی شده⧽