Reading List taekook & kookv
Истории 87
Before you (I thought I had it all) | KookV на cjjasal
cjjasal
  • WpView
    Прочтений 398,271
  • WpVote
    Голосов 36,914
  • WpPart
    Частей 45
[Completed] جئون جونگکوک هر چیزی که فکرش رو می‌کنید داشت. بیزینس، پول، قدرت. هر کسی که اون رو می‌دید براش روی زانوهاش میوفتاد، ولی جونگکوک ذره‌ای اهمیت نمی‌داد. اوضاع به همین منوال بود، تا وقتی که یه پسر مو نقره‌ای وارد زندگیش شد. "عزیزم، باید زمین انداختن چیزها رو تموم کنی." جونگکوک خودکار رو برداشت و به دست پسر داد، از قرمز شدن گونه‌هاش لذت می‌برد. "آم، درسته...اسم من تهیونگه. امشب من قراره سفارش‌تون رو بگیرم. چی دوست دارید سفارش بدید؟" فاک. Couple: Kookv. Genre: Romance, daily life, smut. Translator: Asal. Author: Es_and_Em. ___________________________________________ This is a Persian translation of a fanfiction by (Es_and_Em), All credit goes to the original author. I'm only responsible for the translation.
Silk Skin Kookv на llTARAll
llTARAll
  • WpView
    Прочтений 91,992
  • WpVote
    Голосов 11,639
  • WpPart
    Частей 14
پسرعموی ناتنی تهیونگ به‌عنوان یه انیگما برای قشر امگاها بی‌خطر بود؛ چون میل‌ و کشش انیگماها فقط به دسته‌ی آلفا بود. به همین دلیل توی دو ماهی که والدین امگا به سفر کاری می‌رفتن، اون مرد قرار بود ازش مراقبت کنه؛ اما هر شب پارتی‌گرفتن، مصرف دراگ و خوابیدن با آلفاهای مختلف اصلاً شبیه به مراقبت نبود. ‌ ژانر: امگاورس، روزمره، ای‌یو، کمدی، اسمات، ایج گپ.
𝗢𝗿𝗮𝗻𝗴𝗲 ᴷᵛ ᴬᵁ на vk_dusk
vk_dusk
  • WpView
    Прочтений 372,354
  • WpVote
    Голосов 38,919
  • WpPart
    Частей 52
• خـلاصـه: کیم تهیونگ مجبور می‌شه مدتی به جای مادرش توی محل کارش حاضر بشه؛ اما فکرش رو هم نمی‌کنه رئیسِ مادرش همون کسیه که قراره برای اولین بار عشق رو باهاش تجربه کنه. • بـرشی از داسـتان: - مثل اینکه یادت رفته چرا اینجایی. + مگه می‌شه بدبختی‌ای که برام به وجود آوردی رو از یاد ببرم؟ زبونِ اون پسر همیشه همین‌قدر دراز بود؟ این مسئله چیزی نبود که جونگکوک به‌خاطرش خوشحال بشه. اتفاقاً برعکس، ترغیب می‌شد تا تمام توانش رو به کار بگیره و پوسته‌ی گستاخانه‌ش رو از بین ببره. هیچ‌کس حق نداشت روی حرف جئون جونگ‌کوک حرف بزنه. - تو با خواست خودت اینجایی، نارنجی. پس هر اتفاقی بیفته کسی مسئولِ بدبخت شدنت نیست. مفهومه؟ ✗ اتمام یافته ⋄ 𝐍𝐚𝐦𝐞: Orange ⋄ 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: KookV ⋄ 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: Romance, Comedy, Smut ⋄ 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: Silvana
𝗠𝗲𝗿𝗹𝗼𝘁 на vk_dusk
vk_dusk
  • WpView
    Прочтений 5,207
  • WpVote
    Голосов 313
  • WpPart
    Частей 3
• خـلاصـه: شراب چندین ساله‌ی مسابقات رالی، قراره به‌محض دیدن پسری چشم‌وابرو مشکی هوس کنه اون رو برای یک شب روی تختش داشته باشه و البته به اینکه جئون جونگ‌کوک دوست‌دختر داره هیچ اهمیتی نمی‌ده؛ اما تمام ماجرا همینه؟! • بـرشی از داسـتان: - ماشین خوشگلی داری. + اگه روی صندلی عقبش برام زانو بزنی، خوشگل‌تر هم می‌شه. ▸ 𝐍𝐚𝐦𝐞: Merlot ▸ 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: VKook ▸ 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: Thriller, Racing, Smut ▸ 𝐔𝐩: Friday ▸ 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: Silvana
Queen Kim (KookV) на NyxJeon97
NyxJeon97
  • WpView
    Прочтений 273,945
  • WpVote
    Голосов 28,291
  • WpPart
    Частей 22
ولیعهدی که در شب جشن تاج گذاری تصمیم به فرار گرفت و با پناه بردن به کشتی دزدان دریایی، سرنوشت خودش رو تغییر داد. [ رام کردن کاپیتان خون‌خوار دزدان دریایی، آخرین راه نجات برای رهایی از اسارت بود. ] رومنس/ اسمات کاپل: کوکوی/ کمی سُپ تمام شده.
Wild Orange [COMPLETED] на YetiStone
YetiStone
  • WpView
    Прочтений 2,088
  • WpVote
    Голосов 258
  • WpPart
    Частей 3
تهیونگ، هایبرید ببر بنگال خشنی که از خانواده کیمِ بنگال به خاطر جنسیت ثانویه‌ش رانده شده. جونگ‌کوک، معلم تنهایی که به سکوت خونه‌ش عادت کرده. چی میشه اگه در یک شب خنک، گرمای آتشِ یک سیگار، مسیرشون رو بهم گره بزنه؟
Unknown Heir (VKook) на armyyon
armyyon
  • WpView
    Прочтений 404,940
  • WpVote
    Голосов 41,838
  • WpPart
    Частей 35
کاپل اصلی: ویکوک کاپل فرعی: یونمین«جیمین تاپ»، سکرت. خلاصه: جونگ کوک سال ها پیش حافظه‌ش رو به همراه پدر و مادرش از دست میده و کنار داییش و پسر داییش یونگی زندگی نرمال و به دور از هیجان و خونریزی ای داره. اما چی میشه که همون خاطرات فراموش شده باعث بشه فردی به اسم کیم تهیونگ وارد زندگیش بشه و زندگی نرمالش رو نابود کنه؟ ژانرها: عاشقانه، مافیایی، کمدی، ازدواج اجباری، اسمات، معمایی، جنایی و اکشن. Start : 03/03/26 End: 03/07/18 *** بخش هایی از فیک: VKook جونگ کوک با حرص داد زد. _ چی میخوای؟! چی از جونم میخوای؟! سمتش قدم برداشت. _ همونی رو که بابا جونت برات به ارث گذاشته. * _ نمیدونم چرا من رو آوردی اینجا و دنبال چی هستی... اما من یه پرنده نیستم که توی قفس زندانیم کنی، من عین ماهیم... دائم از لای دستات سر میخورم. تهیونگ بدون اینکه بچرخه، با صدا پوزخند زد. کمی سر چرخوند. _ پس چطوره نفست رو بگیرم ماهی کوچولو؟ YoonMin _ آره دارم تمومش میکنم، اما نه فقط بخاطر خودم، بخاطر خودمون، بخاطر جون پسری که هیچی نمیدونه و هنوز غرق تاریکی این دنیا نشده. با خشم و بغض فریاد زد. _ دلیل زنده بودنت... همینه که همه میدونن معشوقه منی! Rankings: 🥇Mafia 🥇Bts 🥇Action 🥇Fic 🥇Mystery 🥈Jungkook 🥈Persian 🥈Fiction وضعیت: اتمام یافته✨ نویسنده: Desa🖤
Falling | Taekook на Alba_JW
Alba_JW
  • WpView
    Прочтений 545
  • WpVote
    Голосов 108
  • WpPart
    Частей 1
[ falling ] • Oneshot vkook • امشب... بین این جمعیت... بین فلاشای دوربینا... بین چشمایی که نظاره گر عشقمونن... بین کسایی که مخالف عشقمونن... میخوام دستات رو تو دستام قفل کنم... توی ستاره های کهکشانِ چشمات زل بزنم... لبهام و روی لبهای سرخ و بوسیدنیت بزارم... و به همه بگم : چقدر دوستت دارم جونگکوکی من... 20/11/2021♡