Love
124 stories
𝑩𝒓𝒐𝒌𝒆𝒏 𝒎𝒂𝒕𝒆 ✘ⱽᵏᵒᵒᵏ by Llaamouri
Llaamouri
  • WpView
    Reads 68,499
  • WpVote
    Votes 8,209
  • WpPart
    Parts 29
خلاصه: جونگ‌کوک امگای سرتق قبیله‌ی جنوبی، پیوند جفتیِ پیشگویی‌ شده با تهیونگ، آلفای شمال رو سال‌ها پیش پس زد. حالا آلفا برگشته. با ارتش، با خشم و با عطش انتقام. جونگ‌کوک زخمی و بدون توانایی تبدیل، توی میدون شکار افتاده و تهیونگ فقط یک چیز می‌خواد: جفتِ طغیان‌گرش رو تسلیم، زانو‌ زده و شکسته ببینه. سرنوشت بالاخره به آلفا رسیده. اما این‌بار هیچکس قرار نیست رحمی نشون بده. Time Up: هر هفته
Paris Is Dead(VKook/KookV) by Feranki7
Feranki7
  • WpView
    Reads 257,705
  • WpVote
    Votes 38,347
  • WpPart
    Parts 49
[Completed] -اگه دستمو رها کنی میفتم +هیچ وقت اینکارو نمیکنم. -حتی اگه یه چاقو تو قلبت فرو کنم...؟ ꪶ • کاپل اصلی | vkook, kookv •کاپل فرعی | Yoonmin • نویسنده | Feranki7 • ژانر | رومنس، انگست، اسمات‼️ ๑🗼
【 Only in Bermuda - Full 】  by _iMerlin_
_iMerlin_
  • WpView
    Reads 79,781
  • WpVote
    Votes 11,393
  • WpPart
    Parts 21
قدم‌هاشو سریع‌تر برداشت و با لحن محکمی گفت:"بهت دستور میدم همین الان بایست!" پسر متوقف شد اما برنگشت، فقط با حرص لبشو گاز گرفت. "جی... باید باهم حرف بزنیم." جواب داد:"نمیخوام ببینمت." "بهم یه فرصت بده." جونگکوک برگشت تا نفرتشو سرش فریاد بزنه که دست‌هایی دور بدنش حلقه شد و تو آغوش تهیونگ فرو رفت. سر خم کرد و پیشونیش رو روی شونه پسر گذاشت:"هرچقدر دوست داری و تا هر وقت که آروم شی میتونی تحقیرم کنی، اما خودتو ازم نگیر؛ جی من..." با حس سوزش و به دنبالش درد وحشتناک پهلوش ساکت شد که صدای جی رو زیر گوشش شنید:"بهت گفته بودم آخرین اخطارمه؛ این تاوانیِ که باید بپردازی تهیونگ... من، تو و قلبم رو باهم پشت سر میذارم." • مشخصات فیک • •ژانر : سوپرنچرال، عاشقانه، انگست، فلاف، اسمات •کاپل: ویکوک(ورس)، نامجین، یونمین
𝗔𝗞𝗢𝗬𝗔 ᵛᵏ by vk_dusk
vk_dusk
  • WpView
    Reads 129,304
  • WpVote
    Votes 11,189
  • WpPart
    Parts 76
• خـلاصـه: او نیمه‌ی دوم من در جسمی دیگر بود و از روزی که برای اولین بار چشم‌هایش را دیدم، می‌دانستم او را «قلب خارج از جسم» صدا خواهم زد. البته، اولین باری که تنها من، خیال می‌کردم اولین است! • بـرشی از داسـتان: - دوستت دارم، جئون تهیونگ. - منم دوست دارم، قلبِ جئون تهیونگ. - عاشقمم هستی؟ - عاشقت هم هستم، برات هم می‌میرم. ▸ 𝐍𝐚𝐦𝐞: AKOYA ▸ 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: VKook ▸ 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: Romanse, Drama, Angst, Smut ▸ 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: @lSilvanal 🏅Fiction 🏅Drama 🏅Mystery 🏅رمنس 🏅فنفیکشن 🏅معمایی
The Color of bloody lilies  by ImLeon
ImLeon
  • WpView
    Reads 54,474
  • WpVote
    Votes 5,821
  • WpPart
    Parts 20
"یه آرزو کن، لی‌لی من!" "حالم خوب بشه. با همدیگه زیر بارون برقصیم، بچرخیم و به همه‌ی غم‌هامون بخندیم مارشال... حالا تو یه آرزو کن." "آرزو می‌کنم، حالت خوب بشه..." *** "این کارها یعنی چه؟ چرا موهات رو رنگ کردی، جونگکوک؟" "خـ... خواستم یه... یه چیز جـ... جدید رو امتحان کنم." "مگه بهت نگفتم از این کارها خوشم نمیاد؟ نکنه به کارهای زنونه علاقه‌ی زیادی داری؟" "دیگه... هیچی توی قیافه‌ام رو دوست... نداره!" The color of Bloody Lilies ɢᴇɴʀᴇ : Romance , Angst , Criminal , Smut , Political ᴄᴏᴜᴘʟᴇ : Vkook ᴜᴘ ᴛɪᴍᴇ : Tuesday ᴡʀɪᴛᴇʀ : Léon
𝖂𝖗𝖔𝖓𝖌 𝖕𝖊𝖗𝖘𝖔𝖓 𝖎�𝖓 𝖂𝖗𝖔𝖓𝖌 𝖜𝖔𝖗𝖑𝖉 by ihatemae
ihatemae
  • WpView
    Reads 51,589
  • WpVote
    Votes 6,803
  • WpPart
    Parts 31
"ᴡʀᴏɴɢ ᴘᴇʀsᴏɴ ɪɴ ᴡʀᴏɴɢ ᴡᴏʀʟᴅ" ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: ᴋᴏᴏᴋᴠ ɢᴇɴʀᴇs: ᴏᴍᴇɢᴀᴠᴇʀsᴇ, ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ, sᴜᴘᴇʀɴᴀᴛᴜʀᴀʟ, ғᴀɴᴛᴀsʏ, ʜᴀʀsʜ, sᴍᴜᴛ, ᴍᴘʀᴇɢ · · ─────── ·𖥸· ─────── · · خلاصه: تهیونگ گوشه‌ی توالت کلاب به خواب می‌ره و در جهانی بیدار می‌شه که متعلق به اون نیست؛ میون گروهی از دختران و پسران باکره. جهانی که افراد رایحه‌های غلیظ از خودشون به جا می‌ذارن و رفتار بدوی پیشه کردن. اون دزدیده شده و طبق گفته‌های دیگران مجبور به تقدیم بدن خودش به رئیس خون‌خوار قبیله‌ست. قبل از این‌که تهیونگ فرصتی برای تطبیق و خو گرفتن با جهان اطرافش داشته باشه، وسط یکی از رسوم وحشیانه‌ی ساکنین جهان موازی گرفتار می‌شه و مجبور به فرار کردن از ده‌ها مرد درشت‌اندام و گرگ‌های وحشتناک، مثل طعمه‌ای بیچاره می‌شه؛ مراسم شکار همسر. تهیونگ توسط جاکوب، قدرتمندترین پادشاه خون‌خواری که جهان به خودش دیده انتخاب می‌شه؛ این یک شانسه یا بداقبالی؟ · · ─────── ·𖥸· ─────── · · این کتاب ترجمه، بازگردانی و تغییریافته‌ی یک رمان انگلیسی‌زبانه و تمام حقوق نسخه‌ی فارسی‌زبان اون متعلق به مترجمه.
Counter Attack (revenge love) by enigma_hellhex
enigma_hellhex
  • WpView
    Reads 22,607
  • WpVote
    Votes 2,418
  • WpPart
    Parts 102
+وقتی از تو جدا شدم، به خاطر پول‌پرست بودنم نبود. -می‌دونم. +اون منو دوست نداره. قبلاً باهاش به هم زدم. -می‌دونم. +تو می‌دونستی؟ نمی‌دونستم هنوز این‌قدر به من اهمیت می‌دی... -می‌دونم چون حالا من و اون با همیم. ●•"این داستانِ یه بازنده‌ی فقیره که به یه مرد بلندقد، خوش‌تیپ و پولدار تبدیل شد و دوست‌پسرِ فعلیِ عشق سابقش رو از چنگش درآورد." رمانِ ضد حمله : سریال های revenge love و Counter Attack
ABO Desire | هوس by yuna_wave
yuna_wave
  • WpView
    Reads 20,475
  • WpVote
    Votes 1,487
  • WpPart
    Parts 44
ɢᴇɴʀᴇ: امگاورس-فانتزی-عاشقانه-بی ال-امپرگ شنگ شائویو یه آلفاست که بالاخره یه شخص زیبا رو می‌بینه و دقیقا تایپشه. "هوا یونگ" یه امگا زیبارو به لطافت نیلوفر آبی و با عطر گل ارکیده. ولی اون فقط یه امگا ناز و بی‌خطر نیست! پشت اون ظاهر فریبنده، چیزی خطرناک‌تر از انتظار شائویو پنهانه. وقتی میل، وسوسه و تاریکی به هم گره می‌خورن، این یه بازی خطرناک بین شکار و شکارچیه. با وجود این هوس، کی در نهایت پیروز میشه؟ 𖡋 Desire ترجمه فارسی ناول مشهور ᝰ Translator : yuna 」 ࿙•────⁦♡⁩────࿙•
𝑻𝒉𝒐𝒖𝒔𝒂𝒏𝒅 𝑳𝒊𝒆𝒔 by Hunter__Dreams
Hunter__Dreams
  • WpView
    Reads 11,060
  • WpVote
    Votes 1,825
  • WpPart
    Parts 58
🍀این رمان به سبک: Heaven Official's Blessing , Husky, mo dao zu shi ، the untamed ⟨تو... پشت همه‌ی این اتفاق ها بودی چطور تونستی باهام اینکارو بکنی⟩ ﴿عزیزم نمیدونی توی دنیای تاریکی که برام ساختی زندگی کردن چقدر میتونه سخته باشه الان تنها چیزی که برام باقی مونده تویی به نظرت عادلانه نیست که تو رو فقط برای خودم بخوام﴾ ******** پس از به پایان رسیدن جنگ استاد اعظم تهذیب گری هیچ شاگردی را به عنوان جانشین خودش انتخاب نکرد تا اینکه با ورود تهذیبگر جوانی به زندگی اش خاطراتی در ذهن او زنده میشود خاطرات و احساساتی که سال‌ها سعی در سرکوب آن‌ها داشت.
« صیغه سلطنتی » by huayixa
huayixa
  • WpView
    Reads 509
  • WpVote
    Votes 97
  • WpPart
    Parts 10
دو کشور وجود داشت به نامهای می شینگ و یولینگ. این دو کشور همیشه بر سر زمین های پربار درحال جنگ بودند هر دو کشور دو شاهزاده داشتند شاهزاده هان مو از کشور یولینگ که برای عروج تلاش میکرد و به بزرگ مردی شناخته میشد هان مو با طالع خوش که در سال اژدها بدنیا آمده بود . شاهزاده ای که در شمشیر بازی و خطاطی حرف نداشت و در 10 سالگی هسته معنوی قدرتمندی تشکیل داده بود . دیگر شاهزاده ژوآنگشی از کشور می شینگ که مسخره عام و خاص بود. این شاهزاده بدلیل اندام ظریف و ناتوان بودن در شمشیر بازی و جنگ تحقیر میشد . شاهزاده ژوآنگشی از بدو تولد در قصر باقی مانده بود و زمانش را کنار چهار خواهرش سپری میکرد . ژوآنگشی با طالع بد بدنیا آمده بود و هیچکس مسئولیت آموزش به اورا برعهده نمی گرفت جز راهب بزرگ کشور می شینگ که خود طالع اورا تشخیص داده بود ژوآنگشی در سال خروس بدنیا آمد و ستاره او ستاره ای درخشان از دب اکبر بود اما در طالع او گفته شده بود اغواگر مردان است و همه مرد هارا به خود جذب میکند و در آینده باعث جنگ بزرگی خواهد شد چند سال بعد دو کشور می شینگ و یولینگ باهم توافق کردند که به جنگ پایان دهند البته به شرطی که ازدواجی میان دو کشور صورت گیرد ازدواج صورت گرفت اما کسی نمی دانست آن بانوی زیبا در واقع ژوآنگشی است