Short story
53 stories
Green diary  by ChibeniTP
ChibeniTP
  • WpView
    Reads 9,195
  • WpVote
    Votes 2,131
  • WpPart
    Parts 14
[Completed] " دفترچه یادداشت سبز " دفترچه یادداشتی گم میشود ، مرد کتابفروش پیدایش میکند . یادداشت های خصوصیه مرد جوان را مثل کتابی ممنوع میخواند ، اشتیاق آغاز میشود ... شوق دیدارِ... [ او یک معما بود. شبیه نگاه کردن به کسی ، از پشت شیشه ی بخار گرفته . مثل کسی بود که در رویا دیده باشی، اما به محض اینکه سعی میکنی به خاطر بیاوری اش چهره اش محو میشد ...] ☞︎︎︎ 𝑳𝒂𝒓𝒓𝒚 , 𝒁𝒊𝒂𝒎 , 𝑵𝒊𝒂𝒍𝒍 ɪɴ ғʀᴀɴᴄᴇ 🇫🇷 🥇#1 Directioner 🥇#1 واندایرکشن 🥇#1 زیام 🥇#2 لری 🥇1# واندی
فراموش شده by Hatanekahashi
Hatanekahashi
  • WpView
    Reads 69
  • WpVote
    Votes 14
  • WpPart
    Parts 1
از زبان مرد تنهای آپارتمان‌.
[ Home With You ➸ Z.M ] by oned_fanfic
oned_fanfic
  • WpView
    Reads 10,004
  • WpVote
    Votes 1,902
  • WpPart
    Parts 7
اهمیتی نداشت که فردا مردم ، جنازش‌ رو روی ‌قبر‌ پیدا کنن و ‌بگن: " پسر بیچاره ... روی سنگ قبر شوهرش یخ زده . " - COMPLETED -
Cancer [L.S] (Completed) by blueVaruna
blueVaruna
  • WpView
    Reads 50,185
  • WpVote
    Votes 7,895
  • WpPart
    Parts 17
میدونم که قول دادم اجازه ندم چیزی بینمون فاصله بندازه ولی میدونی که... رقیب من سرسخت تر از این حرفا بود... . ( Larry Stylinson AU ) Written by: Fatemeh [Fatemeh, stylinson_ff, 2016]
Ethereal by nazanin2206
nazanin2206
  • WpView
    Reads 362
  • WpVote
    Votes 96
  • WpPart
    Parts 13
وجود لیام دیگه سفید خالص نبود... وجود زین دیگه سیاه خالص نبود... ذره ذره روح لیام پر شده بود از رگه های طلایی و مشکی... ذره ذره روح زین پر شده بود از رگه های نقره ای و سفید... .Ziam. .Short story.
Rooms [L.S] by CoralineJs
CoralineJs
  • WpView
    Reads 8,457
  • WpVote
    Votes 2,157
  • WpPart
    Parts 11
Completed ✓ زمانی که چشم هاشون رو باز کردند،گیج و سرگردان بودند و با آشفتگی به اطرافشون نگاه انداختند. تنها درکی که همگی تو اون لحظه داشتند تو یک واژه خلاصه میشد: ترس. ترسی که هرچی بیشتر میگذشت، بیشتر در وجودشون رخنه میکرد و انگار اون مرد از همین ترس اون ها تغذیه میکرد و لذت میبرد‌. اون ها هراس داشتند از اینکه نفر بعدی ای که قراره بمیره کیه؟ شاید خودشون بودند و بی خبر بودند. این قرار بود که فقط یه بازی معمولی باشه یا بازی با جونشون؟! [اخطار: برای کسانی که روحیه‌ی حساسی دارند‌ توصیه نمیشود.] 「Started: January 2021 Ended: April 2021」 Harry Top.༄
Proibito [L.S] by itsidda
itsidda
  • WpView
    Reads 4,582
  • WpVote
    Votes 1,276
  • WpPart
    Parts 9
•completed•این دفتر پر شده از گناه...گناه ما و خاطراتی که گذشت. تو همان گناه باش و من گناهکاری که ز تو توبه نکرد. | Larry stylinson |
Petrichor/ L.S by mah_sr
mah_sr
  • WpView
    Reads 15,121
  • WpVote
    Votes 2,708
  • WpPart
    Parts 20
[COMPLETED] بوی مرا بشنو و بر کویر قلب من، ببار. پنج اکتبر دو هزار و نوزده تا نه مارچ دو هزار و بیست.
letters you will never read by anotherstrenger
anotherstrenger
  • WpView
    Reads 1,777
  • WpVote
    Votes 267
  • WpPart
    Parts 14
برنمیگردی مون؟
Aphrodite by astronautll
astronautll
  • WpView
    Reads 40
  • WpVote
    Votes 3
  • WpPart
    Parts 1
« وقتی گم‌ می‌شی آخرین جایی که میتونی خودتو پیدا کنی آینه‌است‌» سرخی لب هایش زمانی که لبش به آرامی توسط زبانش خیس می‌گشت چند برابر شد. مات به او می‌نگریست به بدنی که به آهستگی عریان می‌شد چشمانش هم ناگهان سوختن گرفت، درون آتش، پسر خودش را دید! دید که در جهنم شهوتش می‌سوزد و می‌سوزد و می‌سوزد، تا که به ناگاه نزدیک آمد چشمانش را بست و لبانش را به لبانش دوخت، چگونه می‌شد؟ چگونه می‌شد دستش که به روی سینه دختر سفت شود و از شدت گرما بسوزد اما لبش هنوز سرد باشد، نمیدانست و قبل اینکه بتواند پاسخی بیابد... +18