Velora_00's Reading List
18 stories
𝐵𝐴𝐷 𝐵𝐸𝐷 𝑇𝐻𝐸𝑂𝑅𝑌 by McuSohostreet_ff
McuSohostreet_ff
  • WpView
    Reads 7,655
  • WpVote
    Votes 951
  • WpPart
    Parts 18
• فف ترجمه شده از نسخه‌ی انگلیسی (منبع: AO3) • یه آزمایش و تحقیق عجیب و غریب پیشنهادی از طرف شرلوک، باعث میشه جان یه بار دیگه در مورد خودش و زندگیش تصمیم بگیره! • شیپ: شرلوک هولمز و جان واتسون • Ship: Sherlock Holmes/John Watson • سریال شرلوک بی‌بی‌سی • Sherlock (BBC) • هشدار اسمات🔞
𝑻𝒉𝒐𝒖𝒔𝒂𝒏𝒅 𝑳𝒊𝒆𝒔 by Hunter__Dreams
Hunter__Dreams
  • WpView
    Reads 10,328
  • WpVote
    Votes 1,773
  • WpPart
    Parts 57
🍀این رمان به سبک: Heaven Official's Blessing , Husky, mo dao zu shi ، the untamed ⟨تو... پشت همه‌ی این اتفاق ها بودی چطور تونستی باهام اینکارو بکنی⟩ ﴿عزیزم نمیدونی توی دنیای تاریکی که برام ساختی زندگی کردن چقدر میتونه سخته باشه الان تنها چیزی که برام باقی مونده تویی به نظرت عادلانه نیست که تو رو فقط برای خودم بخوام﴾ ******** پس از به پایان رسیدن جنگ استاد اعظم تهذیب گری هیچ شاگردی را به عنوان جانشین خودش انتخاب نکرد تا اینکه با ورود تهذیبگر جوانی به زندگی اش خاطراتی در ذهن او زنده میشود خاطرات و احساساتی که سال‌ها سعی در سرکوب آن‌ها داشت.
INRED | VKOOK by V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Reads 1,243,570
  • WpVote
    Votes 86,396
  • WpPart
    Parts 124
In Red - سرخ‌پوش جونگکوک جئون، رئیس زاده‌ی بند هشتم زندان گری سی! کسی که توی سلول‌های اون زندان بزرگ شده بود و حالا یک تازه وارد توی بند هشتم، همه چیز رو بهم ریخته بود! 🔞🃏⛓ تازه واردی که بدون هیچ ترسی مقابلش می‌ایستاد و با گستاخی جوابش رو می‌داد اما کی فکرش رو می‌کرد اون تازه وارد باعث شه #غرور خود ساخته‌اش رو از دست بده؟ ⚖💰🚬 _______________________ "اگر روزی موفق شدی و پذیرش من رو برای پرستشت به دست آوردی، اونموقع جلوی تک به تک این آدمها، توی همین کلیسایی که برای معبودتون ساختید... میبوسمت! اونموقع "رئیسم" رو بعنوان "معبودم" میبوسم جئون!" writer: Nren couple: Vkook Genre: prison-crime-romance-smut
parthian shadows  by zervan_dark
zervan_dark
  • WpView
    Reads 1,985
  • WpVote
    Votes 224
  • WpPart
    Parts 14
|سایه های اشکانی| وقتی گذشته با زخم‌هایی عمیق از راه می‌رسد و عشق در میان دشمنی جوانه می‌زند، چه چیزی میان حقیقت و انتقام حائل خواهد شد؟ ایلیا، فرمانده‌ای قدرتمند از اشکانیان، با کاسپینی روبه‌رو می‌شود که سایه تلخ جنگ، زندگی‌اش را ویران کرده است. اما زیر پوست این دشمنی خونین، رازهایی مدفون است که می‌توانند سرنوشت هر دو را برای همیشه تغییر دهند. آیا این دو قلب زخمی راهی برای فرار از کینه و یافتن حقیقت خواهند یافت؟ ->وضعیت: در حال آپ ->تایم پارت گذاری: به محض آماده شدن پارت ->تعداد چپتر: نا معلوم ->ژانر: تاریخی، عاشقانه، بی ال [توجه❗این رمان فقط در واتپد منتشر میشه و بدون اجازه جایی نشر ندید که برخورد میشه] language =persian
𝐄𝐱𝐜𝐫𝐮𝐜𝐢𝐚𝐭𝐢𝐧𝐠 𝐏𝐚𝐢𝐧  by Aypulwi
Aypulwi
  • WpView
    Reads 1,475
  • WpVote
    Votes 141
  • WpPart
    Parts 22
«شاهزاده‌ای که با خون سلطنتی به دنیا آمده، سزاوار تاج و تخته؟ یا کسی که لیاقت پادشاهی رو داره؟» شرط‌بندی خطرناک من آغاز شده؛ جایی که هر باخت مساوی با از دست دادن همه‌چیزه. #darkromance #mafia Writer: Aypulwi
Descendant of Slytherin [drarry] by lizardmtm
lizardmtm
  • WpView
    Reads 40,928
  • WpVote
    Votes 4,590
  • WpPart
    Parts 42
-چه اتفاقی میوفتاد اگر کلاه گروه بندی، هری رو در گروه اسلایترین قرار می داد؟ * هری: تو و همه کسایی که دوستشون داری رو نابود میکنم! دراکو: شامل خودت هم میشه. هری: میدونم.
𝖠𝖽𝖽𝗂𝖼𝗍𝗂𝗈𝗇 𝗍𝗈 𝗌𝖾𝗑  by Agathaie
Agathaie
  • WpView
    Reads 1,690
  • WpVote
    Votes 115
  • WpPart
    Parts 20
این داستان برگرفته از سریال زخم کاری فصل دوم می باشد ، اگر سریال را ندیده اید ممکن است داستان برای شما بی معنی جلوه کند اگرچه در اینجا روایت فصل دوم به طور کلی تغییر کرده و به سمت و سوی دیگری کشیده می شود .
𝖡𝖾𝖼𝖺𝗎𝗌𝖾 𝗈𝖿 𝖨𝗋𝖺𝗇 by Agathaie
Agathaie
  • WpView
    Reads 873
  • WpVote
    Votes 104
  • WpPart
    Parts 6
این داستان الهام گرفته از سریال خاتون و بر فرض ناممکنی ادامه ی آن می باشد . "در اینجا شاید رقیبان عشقی عاشق یکدیگر بشوند . "
Lost Memories // Drarry by celestine80
celestine80
  • WpView
    Reads 159,166
  • WpVote
    Votes 6,139
  • WpPart
    Parts 55
"You're such a prick! I knew you hadn't really changed. You're just back to your old ways, torturing me." Harry can still feel Draco's hand around his arm. Their breath mingles as Harry's eyes rove around Malfoy's face. "You probably enjoy it too." "Immensely." They're so close that Harry could count Draco's eyelashes if he wanted to. "You're the worst," Harry gasps out between breaths. His heartbeat pounds overwhelmingly loud in his ears as he loses his senses. His eyes drop to Draco's lips again, and he swallows loudly, interrupting the silence that is only filled with the sound of their heavy breathing. "Fuck you Malfoy." ---- Harry is tired of being enemies with Draco. He has more important things to worry about. The most pressing of those being his real enemy, Voldemort, who is now at large. And then Draco starts acting suspicious and Harry wants to know the truth. He always tries to believe the best in people, but Harry is starting to wonder if there is any good left in Draco at all. ---- Disclaimer: I do not own Harry Potter or any of the characters. Complete!