sister_of_navid's Reading List
62 stories
TENSION🍷(vkook) by seta8603
seta8603
  • WpView
    Reads 241,505
  • WpVote
    Votes 21,087
  • WpPart
    Parts 40
تَنِش . ( از اسم فیک مشخصه ، کسانی که اعصابشو ندارن نخونن ⭕️) کیم وی،مرد به شدت پرنفوذی که ممکنه هرکاری ازش سر بزنه و همین دلیلی میشه که همسرش جئون جانگکوک ازش طلاق بگیره ، اونم با یه بچه .... چون قبل ازدواج کاملا سنتی و بدون شناختشون هیچ ایده ای راجب اخلاق و شغل همسرش نداشت و بعد ازدواج که متوجه این موضوع میشه نمیتونه کنار بیاد . اما تهیونگ نمیزاره جانگکوک بچشو ببینه مگر اینکه هربار .... ******* "میخوام بیام بچم رو ببینم ، بومیگیرم سیگارتو خاموش کن" دست زیر گلوم گذاشت "تو که قرار نیست دیگه ببینیش ! نگران نباش" مسخ شدم " یعنی چی ؟!" گلومو کمی فشار داد " یعنی دیگه به پامم بیوفتی ؛ نمیزارم دستت به دخترم برسه" خواستم چیزی بگم که ولم کردو پشت چشم های بهت زدم اتاقو ترک کرد . *** روند اپ : نامنظم ⭕️ فیک حول محور سال ۱۹۹۹_۲۰۰۲ میلادی میچرخه. Happy end ❗️ Gener: omegavers ، emotional ،romance ،Angst، drama Couple: vkook ،....... Setayesh* ❗️این اولین تجربه داستان نویسیمه و قطعا مشکلاتی داره‌ ولی ممنون که انتخوابش کردی
 𝐁𝐀𝐍𝐊𝐄𝐑 {𝐯𝐤} by Teahkook_writer
Teahkook_writer
  • WpView
    Reads 214,747
  • WpVote
    Votes 27,779
  • WpPart
    Parts 47
{Completed} اونا پدرمو گرفتند. بعد از اون نوبت منه، مگر اینکه با خواسته شون موافقت کنم. زمین زدن قدرتمندترین آلفای سئول. کیم تهیونگ! مرد الفایی که همه جا توسط گارد امنیتی اش محافظت میشه و کاخ مستحکمش توی بوسال کاملا غیرقابل نفوذه. اون بدبین ترین آلفای کشوره و به هیچکس اعتماد نمیکنه. بنابراین به عنوان یه امگا غیرممکنه که بتونم تنهایی اونو از پا دربیارم. اگه بخوام پدرمو نجات بدم، تنها یه انتخاب دارم. اینکه به تختخواب تهیونگ راه پیدا کنم... و اونجا بمونم ! ♡____________________♡ Couple :: Vkook Jenre :: omegaverse, smut, mafia, criminal, romance♥️ Up time :: سه فصل اتمام یافته طراحی پوستر از :: @zhiizhou 🌹ترجمه و بازگردانی رمان " بانکدار " از پنه لوپه اسکای 💋
Your eyes tell || VK || Completed by purrpleworld
purrpleworld
  • WpView
    Reads 1,067,240
  • WpVote
    Votes 80,188
  • WpPart
    Parts 47
+ تمومش کن جونگکوک! دیگه تحمل این رفتارهای بچگانه ات رو ندارم! _ من نیاز ندارم که از زبونت بشنوم دوستم داری.. چشمات تهیونگ.. چشمات میگن! خلاصه : جونگکوک، پسر 19ساله ای که سال اخر دبیرستانه و عاشق نقاشی عه. روحیه حساس و شکننده ای داره!! از نظر خودش خدای بدشانسیه. طی اتفاقاتی، خانواده اش اون رو طرد میکنن . اما چی میشه اگر اون با یه مرد سرد "همخونه" بشه ؟؟!!! ولی یک‌ چیزی بگم یادتون بمونه : ‏"گاهی‌ وقتا بدشانسی‌ هامونم از سَر خوش‌ شانسی‌ هست"؛ این رو بعدا متوجه‌اش می‌شیم.🙂 Name: Your eyes tell Main couple : Vkook Side couples : Namjin and (Secret) Genre: Fluff, romance, angst, Smut🔞,slice of life, Dram, tragedy, "happy end" Wr: Nellin&Melli ♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡ Highest rankings: #1 ویکوک #3 تهکوک #1 تهیونگ #3 fanfiction #1 btsfanfic #1 tae تاریخ شروع: 1400/12/07 تاریخ پایان: 1402/02/29
BARCODE [VKOOK/YOONMIN] by kimsevil
kimsevil
  • WpView
    Reads 239,846
  • WpVote
    Votes 33,360
  • WpPart
    Parts 53
‌๛ ғᴀɴ ғɪᴄ 「 Bᴀʀᴄᴏᴅᴇ 」 • بارکد ~ Complete • کاپلی° ویکوک - یونمین • ژانر : عاشقانه | روزمره | نقد اجتماعی | انگست ❥•↿#Sevil 💜 #بارکد -•ᴛᴇᴀѕᴇʀ~ یک نفر پشت میله های زندان/ پدری که مرده بود. یک نفر زیر دود و سیگار / خواهری که رفته بود. مرگ هم به سراغشان نمی آمد~ راهش را کج می کرد... پشت چشمی می آمد و می رفت. بارکد تیره ... پشت گردنشان~ سرنوشت نحسشان را رقم می زد، پر رنگ تر از دیروز. ایدی تلگرام: @kimsevil
Star Renaissance || VKook ~ Completed by millennium_story
millennium_story
  • WpView
    Reads 211,706
  • WpVote
    Votes 36,175
  • WpPart
    Parts 40
Star Renaissance _ زود باش کتابا رو رد کن بیاد حرفاش باعث شد ابرو های جونگ کوک بیشتر بالا برن _ کدوم کتابا ؟؟ پسر بی توجه به تعجب اون از توی جیبش مقداری پول در آورد دست جونگ کوک رو گرفت گذاشت کف دستش _ زود باش پسر من وقت ندارم جونگ کوک اخماشو تو هم کشید و دست پسره رو پس زد _ هی من نمیدونم راجع به چی حرف میزنی پسره که انگار عصبانی شده بود جلو اومد . صورتش به اندازه ی یه برگه کاغذ با جونگ کوک فاصله داشت با حرص از لای دندوناش غرید _ من وی هستم همون که قرار کتابا رو ازت تحویل بگیره . پولت رو هم که دادم به اون سایون احمق بگو دفعه ی دیگه یکی رو بفرسته که اینطوری مثل تو دو ساعت نخواد سوال پیچم کنه بچه جون حالا هم زود باش من تمام شب رو وقت ندارم جونگ کوک همچنان متعجب به چشمای عصبانی شخصی که خودشو وی معرفی کرده بود خیره شد . هیچ ایده ای نداشت که اون آدم اصلا داره راجع به چی حرف میزنه ولی اینو خوب میدونست که رعیت ها توی سرزمین اسکورو حق خوندن و نوشتن ندارن و حمل کتاب نوعی جرم محسوب میشه . شاید باید یکم بدجنس میبود. ♦♦★♦♦ کاپل: ویکوک - نامجین - یونمین ژانر: فانتزی - رمنس نویسنده: Scarlett & Nafas *میتونید پیدیاف این فیک رو توی چنلمون پیدا کنید* 1 in #بیتیاس 1 in #Seokjin 1 in #Jimin
Beautiful oblivion by Miya49554402
Miya49554402
  • WpView
    Reads 13,143
  • WpVote
    Votes 1,017
  • WpPart
    Parts 18
ته رئیس باند خلاف کار فروش مواد و اسلحه وقتی میفهمه یکی از کارکناش جاسوس و پلیسه( کوک ) بقدری اون رو میزنه که پسر فراموشی میگیره و وقتی بهوش میاد فکر میکنه ته عشقشه و خیلی همو دوست دارن...
My crazy bunny by mojdeh7_7
mojdeh7_7
  • WpView
    Reads 472,466
  • WpVote
    Votes 42,062
  • WpPart
    Parts 35
جیمین: جانگکوک اون گیه.. -جانگکوک:*با عصبانیت در کمد کوبید برگشت چی گفتی؟ کیم تهیونگ گیه؟ Genre: Comedy/Romance/smut [Full] Author: mojdeh couple: vkook♡ -------------------------------------- های گایز من با فیکشن دوم برگشتم.. و بازم از ویکوک امیدوارم بخونید لذت ببرید~♡ این فیکشن از روی یه سریال بازنویسی شده ولی پارت های پایانی کاملا متفاوتی داره :) [اسم سریال تارن‌ تایپ ، اگه سریال ندیدین توصيه من اینکه اول فیکشن رو بخونید] _________________ 🚫من این بوک رو فقط و فقط در واتپد اپ کردم🚫 ______________ #vkook #taekook #BL #VK #BTS
Fuck You | Vkook by by_sar
by_sar
  • WpView
    Reads 90,412
  • WpVote
    Votes 13,044
  • WpPart
    Parts 25
[Completed] کیم تهیونگ یه مرد ایده‌آل و جنتلمنه که همراه نامزدش به جشن عروسیِ یکی از بهترین دوست های دوران دبیرستانش میره و چی می‌شه اگه اونجا اکسش جونگ‌کوک رو هم ببینه که دعوت شده؟ جئون جونگ‌کوک، پسری که صورت زیبا و رمانتیک بودنش زبان‌زد خاص و عام شده فقط یه نفر هست که ازش خوشش نمیاد، اکس دیوونه و وحشیش. و چه اتفاقی میوفته اگه سرنوشت دوباره اون دو نفر رو سر راه هم قرار بده؟ اما این‌بار به شیوه‌ی نوین و عجیب‌‌تری؟ + فاک‌یو تهیونگ تو همین الان اون زن رو کُشتی! _ اگه جاخالی نمی‌دادی اینطور نمی‌شد!! - عنوان: فاک‌یو. - وضعیت: کامل شده. - کاپل: ویکوک/نامجین. - ژانر: کمدی‌عاشقانه/ جنایی/ تخیلی/ زامبی. هشدار ❌ [داخلِ این داستان از الفاظ رکیک استفاده شده و محتویاتش مناسب برای هر سنینی نیست] 1 in teenfic 1 in طنز 1 in زامبی
برادر  ناتنی  من! || Vkook|| by Kakaguruie
Kakaguruie
  • WpView
    Reads 45,306
  • WpVote
    Votes 3,047
  • WpPart
    Parts 13
My half brother برادر ناتنی من! خلاصه🕷️: جونگکوک باید کشور، دوستاش و دوست پسرشو ول کنه و به عمارت شوهر ثروتمند مامانش نقل مکان کنه اون با تهیونگ برادر ناتنیش آشنا میشه ‌ اونها بعد مدتی مخفیانه دیوونه وار عاشق هم میشن! سر انجام این عشق به کجا میرسه؟ کاپل اصلی🐾: ویکوک ژانر🌚: عاشقانه ، هیجانی ، اسمات ، هپی اند 🌑داستان کاملا برگرفته شده از فیلم Culpa mia هست ورژن ویکوک نویسنده🕸️: کاکاگورویی🐈‍⬛🖤
HEAVEN (+18) by Vantegod_
Vantegod_
  • WpView
    Reads 1,258,720
  • WpVote
    Votes 123,377
  • WpPart
    Parts 57
"بگو مال مني!" "فقط مال توام" Vkook/Yoonmin AU