کامل نشده
20 stories
𝘐 𝘏𝘢𝘵𝘦 𝘠𝘰𝘶 by ukiyostory
ukiyostory
  • WpView
    Reads 34,978
  • WpVote
    Votes 6,754
  • WpPart
    Parts 39
─نام فیکشن:࿐🥀I Hate You🥀࿐࿔ ─کاپل: ییـــژان ─ژانر: امپرگ، اسمات، ازدواج تعیین شده ─نویسنده: ɪɴꜰɪɴɪᴛʏʟᴍ44 ─مترجم: Hani🍓💫 ─روز آپ: شنبه ─وانگ ییبو بدنام ترین و بی رحم ترین پسر دانشگاه و شیائو ژان یه پسر شاد و سرزنده و آروم! وانگ ییبو نه تحمل شیائو ژان رو داره و نه دلش میخواد حتی یک بار هم که شده اسمش رو از زبونش بشنوه! توی این دنیا از هیچکـس و هیچ چیز به اندازهی پسری به نام شیائو ژان و لبخند درخشانش متنفر نیست. شیائو ژان هیچوقت دلیل این تنفر رو نفهمید. بارها سعی کرد تا باهاش حرف بزنه اما هربار رفتار سرد وانگ ییبو باعث وحشتـش میشد. واقعا احساسی که وانگ ییبو داره تنفـر محضه یا یه تئوری دیگه پشت این نفرت هست که هیچکس حتی شیائو ژان هم خبر نداره؟ ➥All rights reserved to the original author and we are just translator of this work and permission to translating has already got.
𝚂𝚎𝚡𝚜𝚢 𝚕𝚒𝚝𝚝𝚕𝚎 𝚋𝚞𝚗𝚢 🐰 by Sadafm_Honarmand
Sadafm_Honarmand
  • WpView
    Reads 24,511
  • WpVote
    Votes 4,759
  • WpPart
    Parts 71
𝚂𝚎𝚡𝚜𝚢 𝚕𝚒𝚝𝚝𝚕𝚎 𝚋𝚞𝚗𝚢☃︎ 𝚠𝚛𝚒𝚝𝚎𝚛 : 𝙷𝚘𝚗𝚊𝚛𝚖𝚊𝚗𝚍 𝚌𝚘𝚞𝚙𝚕𝚎 : 𝚢𝚒𝚣𝚑𝚊𝚗 𝚝𝚘𝚙: 𝚢𝚒𝚋𝚘 𝚝𝚘𝚙 𝚐𝚎𝚗𝚛𝚎 : 𝚜𝚖𝚞𝚝 , 𝙵𝚕𝚞𝚏𝚏, 𝚛𝚘𝚖𝚊𝚗𝚌𝚎☯︎Ꙭ𓆉︎
Heart's forgetfulness|فرامـوشی‌قلـ⁦♡⁩ـب🫀 by Supernatural313
Supernatural313
  • WpView
    Reads 213
  • WpVote
    Votes 27
  • WpPart
    Parts 1
📌وضعیت: متوقف شده.🪧🤎📚 ⏳آغاز: ۲۴ اکتبر ۲۰۲۲ ⌛پایان: --- ⏰ بازنویسی: --- -do not forget me +Hearts do not accept forgetfulness -فراموشم نکن +قلب ها فراموشی نمی‌گیرند. 🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤 شیائوژان: نمی‌دونم انیمیشن زوتوپیا رو دیدید یا نه اما او داستان کم‌شباهت از زندگی من نیست خرگوشی که دلشو به روباه مکّار قصه باخت آره من خرگوشی بودم که دلمو به روباه خودم باختم، روباهی که شیر بود. منی که به دنبال رسیدن به آرزوی بچگیم از عزیزام دور شدم و عامل شکسته شدن خودم بودم من خورد شدم مثل همون خرگوش کوچولو با این تفاوت که روباه اون خرگوش تونست خورده های شکسته‌ی خرگوشک رو بهم وصل کنه؛ اما در مورد خودم و ییبو، فکر نمی‌کنم ما دیگه بهم برگردیم... نه برنمی‌گردیم چون من برای جنگیدن دیگه نایی ندارم...من خسته ام...خسته از عاشقش بودن... ولی من عاشقش بودم... عاشقش هستم عاشقش میمونمـ...نمیدونم من دیگه هیچی نمیدونم... هیچی جز اینکه قلب ها فراموشی نمیگیرند ... #S_M_H #امگاورس #ییبو_تاپ #هپی_اند
Stay With Me🦋 by ll_yizhan_ll
ll_yizhan_ll
  • WpView
    Reads 8,172
  • WpVote
    Votes 1,563
  • WpPart
    Parts 29
خلاصه : داستان در سرزمین تانگ لان جایی که مردم در آسایش و آرامش زندگی میکنند اتفاق میفته... یه روز گرم تابستونی پسری از دنیای مدرن وارد سرزمین تانگ لان میشه...و زمانی به خودش میاد که در شرف ازدواج با شاهزاده ی تانگ لانه... برشی از فیک: " من نمی‌خوام قلبتو بدزدم خیالت راحت...اما میتونیم دوست باشیم اینطور نیست؟! " "از امروز باهم دوستیم... من یه چیزهای هست که نمیتونم بگم..و مسلما تو هم رازی داری که نمیتونی ب زبون بیاری... پس تا زمانی که کاملا بهم اعتماد نکردیم نه من درمورد رازهات کنجکاوی میکنم و نه تو... باشه" ژانر: عاشقانه _ تاریخی _ کمی انگست _ کمی رمزآلود _اندکی اسمات کاپل: شیائو جان _ لان وانگجی تاپ: لان وانگجی شروع آپ : 12 مهر 1401 ✨ تولدت بانی عزیزم ❤️
「Tʜᴇ Lʏᴄᴀɴ Kɪɴɢ·s Oᴍᴇɢᴀ Mᴀᴛᴇ␋ʙᴊʏx」 by Faraz8FicYizhan
Faraz8FicYizhan
  • WpView
    Reads 10,723
  • WpVote
    Votes 2,269
  • WpPart
    Parts 16
ﻬღ ترجمه فارسی فیک ‹ پادشاه لایکن و جفت امگایش › ⌑ کاپل ‹ ییجان␋ییبوتاپ › ⌑ ژانر ‹ امگاورس › ⌑ روز آپ ‹ سه‌شنبه‌ها › ⌑ نویسنده ‹ Wattpad ID: @infinityLM44 › ⌑ مترجم ‹ Hhannaa9 › ⌑ ویراستار ‹ Yass rokh ›
𝑇𝒉𝑒 𝑘𝑛𝑖𝑔𝒉𝑡 𝐼 𝑠𝑢𝑚𝑚𝑜𝑛𝑒𝑑 by ARALIA_H
ARALIA_H
  • WpView
    Reads 435
  • WpVote
    Votes 149
  • WpPart
    Parts 4
ᚔᚐ 𝑇𝒉𝑒 𝑘𝑛𝑖𝑔𝒉𝑡 𝐼 𝑠𝑢𝑚𝑚𝑜𝑛𝑒𝑑 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝐵𝑗𝑦𝑥 (𝑌𝑖𝑏𝑜𝑇𝑜𝑝) 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝑖𝑚𝑎𝑔𝑖𝑛𝑎𝑟𝑦 ,𝑅𝑜𝑚𝑎𝑛𝑐𝑒 𝐻𝑖𝑠𝑡𝑜𝑟𝑦 ,𝑆𝑚𝑢𝑡 ,𝐴𝑛𝑔𝑠𝑡 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝐴𝑅𝐴𝐿𝐼𝐴🥷 𝑆𝑢𝑚𝑚𝑎𝑟𝑦 تو سرزمینی رویایی.. سرزمینی پر از روشنایی و تاریکی.. توی جنگ های بی انتها و صلح های اسرار آمیز.. بین احضار کنندگان جوان.. چه کسی موفق میشود فرشته ای را احضار کند؟ ━━━━━━━━━━━ #The_knight_I_summoned #Fic #شوالیه_ای_که_من_احضار_کردم ⋆◦『@YizhanStories🥷🏻"』⋆◦
Lan Zhan Mind by Mahshid_61
Mahshid_61
  • WpView
    Reads 28,544
  • WpVote
    Votes 6,161
  • WpPart
    Parts 60
سریال آنتیمد از نگاه لان جان ⬅️⬅️⬅️ رازها فاش می شوند😱😍🧐😳 🇹 🇭 🇪 🇺 🇳 🇹 🇦 🇲 🇪 🇩 🛑 می خوای بدونی توی ذهن لان جان چی می گذشت که اونطور عاشقی کرد؟🤑😍 🛑 می دونی والدین وانگشیان چقدر تهذیبگرهای قوی ای بودن؟😯 🛑 می خوای بدونی چرا لان چیرن از اول با وی یینگ مشکل داشت؟😯 🛑 می خوای بدونی هر خط ترانه ووجی یا وانگشیان چطوری ساخته شد؟ ⬅️ داستان پیش رو بهتون پاسخ دهها سوالی که داری رو میده
💢من شیزونتم جونور احمق💢 by bingjiuforever
bingjiuforever
  • WpView
    Reads 1,689
  • WpVote
    Votes 236
  • WpPart
    Parts 4
این کار متعلق به من نیست (◍•ᴗ•◍)✧* من از رمان ❌سیستم نجات‌شخصیت منفی بی مصرف ایده❌ گرفتم و فیک مینویسم^^
Bound by blood / yizhan (translate)  by Ha_ka_ni
Ha_ka_ni
  • WpView
    Reads 12,888
  • WpVote
    Votes 2,977
  • WpPart
    Parts 46
ییبو با پوزخند روی صورتش گفت *مشتاق کشته شدن* جان همراه با لبخندش گفت*نه بدون دعوا* **** ییبو خون اشامی که توی کافی شاپی که توسط یک زوج پیر اداره میشه کار میکنه و بخاطر شخصیت خون اشامی که داره قلب و بدنش به اون اجازه نمیده از نظر رابطه ی عاطفی و جنسی خودش رو وابسته ی کسی کنه. اما خب همیشه یه استثناهایی وجود داره :) مشتری که تا به حال به اون کافی شاپ نرفته بود و توی یه شب طوفانی از ناکجا اباد ظاهر میشه ... شیائوجان شکارچی خون اشامی که باهوش اما خیلی بی پرواست... #1 mystery #1 paranormal *** نویسنده : @MKAT_toor مترجم: Hanna ژانر : ومپایری، مرموز، اسمات متوقف شده ...
[You Are My Destiny]~(Yizhan) by Midoria2004
Midoria2004
  • WpView
    Reads 73,909
  • WpVote
    Votes 17,573
  • WpPart
    Parts 88
اسم: تو سرنوشت منی! کاپل: ییژان [ییبو تاپ] ژانر: رومنس، انگست، اکشن، امگاورس، یه چسه درام، اسماااات، امپرگ بخشی از داستان: مچ ظریف فرمانده ش رو گرفت و مجبورش کرد توی چشم های شعله ورش نگاه کنه: - اصلا مهم نیست که از من خوشت میاد یا نه، تو امگای منی و امگای من هم باقی میمونی! امگا پوزخندی زد و گفت: - رودل نکنی یه وقت! اینکه تو یه آلفایی دلیل بر قدرتمند تر بودنت نیست! میدونی که به راحتی آب خوردن میتونم کاری کنم جلوم زانو بزنی! آلفا با لحنی که غرور ازش می‌بارید گفت: نظرت چیه امتحان کنیم؟ منم چیزی دارم که میتونم باهاش تو رو کاملا خلع سلاح کنم! امگا غرید و دستش رو وحشیانه از دست بزرگ آلفا بیرون کشید: - تمومش کن! حق نداری با من اینجوری رفتار کنی! به اندازه ی کافی از دستت عذاب کشیدم! دیگه نمیتونم بیشتر از این بهت باج بدم! عقب‌گرد کرد و به سمت در رفت که دوباره توی چنگال آلفا گرفتار شد و صدای تهدید آمیزش رو شنید: - کافیه اون دستگیره رو لمس کنی تا تبدیلت کنم به موجودی که از دیدنش لذت ببرم! ~~~~~~ به خدا قسم نمی‌دونم این دفعه چندمیه که این بیوی بفاک رفته رو ویرایش میکنم/: فقد بدونین تو همه هشتکای فیکشن رتبه ۱,۲,۳ و.. رو داشتیم فقد گشادیم میاد برای بار n ام لیستشون کنم.... نویسنده: Glass ادیتور و بازگرداننده: Midoria ────────