تهیونگ آیدل مشهور و موفق دیوانه وار عاشقت بشه ولی روزگار و سرنوشت باعث بشه این عشق زیاد موفق نباشه
فکر میکنی اخر این عشق خوب هست یا بد
می تونی تا اخر راه به این سختی با تهیونگ باشی
شاید سرنوشت چیز دیگه ایی بخواد
فصل دوم 'Randy'
همه آدم ها توی زندگیشون به خوب بودن فکر میکنن.
اما فکر کردن هیچ وقت کافی نیست جئونی
هیچ وقت!
Made in pain!
________________
توجه ⚠️
این داستان قصد توهین به هیچ دین، شخص، مکان و... ندارد. تمامی مطالب ذکرشده تنها به این اثر تعلق داشته و وجود خارجی ندارند🚫
«دیدم..
دیدم دستاتو گرفته بود..
منه احمقو باش فکر میکردم فرشته بود..!
میگفتی کنار من حتی جهنمم خوبه..!
چی شد؟!،سر درآوردی از بهشت اون..؟! :)»
-انتقام جوی بزرگ2
جیمین قبلا توی زندگیش تصمیم گرفته که خونوادهاش رو به خاطر پول ول کنه!
حالا برگشته تا همه چیز رو درست کنه،ولی خونوادهاش نمیدونن که جیمین ۱۲ سال پیش چرا ولشون کرده....
*******************************
جیمین با شنیدن صدای گریه جیهون،میخواست مثل وقتهایی که جیهون روی زمین میافتاد و گریه میکرد،اشکهاش رو پاک کنه و بغلش کنه تا دیگه گریه نکنه ولی باید میرفت.
*******************************
جیهون مچ جیمین رو گرفت و دستش رو از روی سر ریوجین برداشت:《به ریوجین دست نزن،اون دیگه بچه نیست!》
جیمین با دیدن گاردی که برادرش گرفته بود،تک خندهای کرد:《باشه دیگه به دوست دخترت دست نمیزنم.》
*******************************
°•کتاب My Family رو دنبال کنید تا بیشتر با خونوادهی کارکترها آشنا بشید•°
➦کارکتر:جیهون،جیمین،ریوجین،یونجون،سونوو،فلیکس،....
➦ژانر:خانوادگی،مدرسهای،دخترپسری
➦وضعیت:پایان یافته(فصل اول)
➦نویسنده:melody7979@