⛓برده تهیونگ بودن گردن کج میخواد و زبون کوتاه!
⛓چیزی که جونگکوک نداره...
----------------------------
- پس شاه دزد تویی! به کاهدون زدی... من هیچی ندارم!
+ تمام چیزی که میخوام رو به رومه... شاه دزد؟ گوشای من فقط باید کلمه ددی رو از زبون تند و تیزت بشنوه جونگکوک...
---------------------------
+ وقتی م یخوای به یکی بگی خیلی درگیرشی چی میگی؟
جونگکوک نگاهشو از لب های تهیونگ گرفت و با صدای خماری لب زد
- میگم نَسَخِتم...
ژانر : جنایی / مافیایی / اسمات / رومنس / ددی کینک / درام
کاپل : ویکوک / نامجین / یونمین
•| اتمام یافته|• مردی با دستانی آلوده به مرگ، مجبور به همراهیِ معشوقهای اجباریست!
آیا معشوقهی تازه، قادر به لمس تاریکی آن روحِ زخمی است؟
یا اینکه خودش، همان آتش خاموشیناپذیریست که قرار است بسوزاند و روشنایی بیاورد؟
در دالانهایی پر از راز، جنون، و حادثه،
گاهی عشق نه نجات است، نه نابودی؛
بلکه پیچیدهترین کابوس مشترک است...
_ جونگکوک (استریت)
ویمین (کاپلی)
به قلم ایوا🍃