پايان یافته✅️
کیم تهیونگ یه امگای دیوونه اس. چون وقتی دوست پسرش برای درخواست ازدواج زانو زد، نزدیک بود زیپ شلوارش رو پایین بکشه.
امگایی که حتی اسمش هم عذاب آوره. دانش آموز سالآخری که برخلاف امگا بودنش قلدر مدرسه اس و هیچ آلفایی ازش در امان نیست، اون عاشق اینه که آلفاها رو کتک بزنه، ردشون کنه.
از خدا ممنون بود بابت کاری که بهش سپرده بودن، البته که راجع به همکلاسیش، آلفای چشم عسلی کنجکاوه، چون خیلی مظلومانه نگاهش میکنه و همیشه با ادبه، و لعنت بهش تهیونگ عاشق اینه که اذیتش کنه.
■KookV
دارک رومنس | اسمات | مافیایی | امگاورس| وسواس عاطفی🚩
|تکمیل|
دستی به سر پسر ترسیده کشید و با خنده به طرف برادرش برگشت.
×جانگکوک نظرت چیه یکم بهش مهلت بدیم؟
+این حرف از توی هورنی بعیده جونگکوک!
پسر حریر سفید رنگ تنش رو بیشتر چسبید و با وحشت به اون دو آلفای دوقلو خیره شد.
جانگکوک همونطور که دندون های نیش تیزش رو برای تهیونگ به نمایش میذاشت نزدیکش شد و زمزمه کرد:
+با یه شب خوب در کنار ددیات چطوری امگا..؟
-ل..لطفا آلفا..کاریم نداشته باش..
×اوه! دیگه برای التماس دیره بیبی..
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°
ژانر: امگاورس ، اسمات ، ددیکینک ، بی دی اس ام ، فانتزی ، امپرگ.
کاپل اصلی : کوکویکوک(جانگکوک و جونگکوک ، تهیونگ بیچاره)
کاپل فرعی: نامجین ، مخفی :")
《توجه : توی این فیک القاب یا فوحش هایی که ممکنه از شخصیتی به شخصیت دیگه داده بشه اصلا منظور دار نوشته نشده و هیچ هیتی در کار نیست و لذا برای آب و لعاب دادن به داستانه. تمامی شخصیت ها برای ما قابل احترامن و این فقط یه فیک غیرواقعیه و همه اش زاده تخیل نویسنده است》
کاپل اصلی: چانبک، کایسو
.
ژانر:امگاورس، اسمات، فلاف، رمنس، تخیلی(فانتزی)
وضعیت: ✨تمام شده✨
خلاصه: بیون بکهیون رئیس شرکت mine و رهبر قوی ترین و بزرگترین پک یعنی آنهِنارین هستش، طبق سنت های قدیمی تمامی گرگ ها تا زمانی که به سن 26 سالگی برسن باید جفتشون رو انتخاب کنن وگرنه از پک اخراج می شن.
چی می شه اگه یه روز بیون بکهیون موقع مصاحبه برای استخدام آبدارچی شرکت چشمش به پارک چانیول بیوفته!!!
.
.
.
🌗 توصیه:هیچ چیز اونطوری که فکر می کنین نیست🌗
[امید من]
جونگ کوک فقط میخواست داخل اتاق کار هیونگش رو بگرده... نمیدونست قراره وارد وبتون مشهور مای هوپ بشه که هوسوک هیونگش نویسنده اش بود و از قضا امگاورس بود.
اون یه بُعد دیگه بود؟؟
Couple:VKOOK
🍫
وضعیت: پایان یافته.
🍑🌸رایحه ی شکوفه ی هلوی من🌸🍑
Chanbaek~🌸↩️main | & secret 🎐
Summary~
✔️بیون بکهیون امگایی دوست داشتنی همراه با یک زندگی آروم و دل پذیره ، هر چند زندگیش از روزی که فهمید بیماری قلبی خطرناکی قراره دوران بارداریش رو خطرناک و حتی منجر به مرگش کنه پیچیده شد.....!
✔️درکش انقدر سخته که تمام دنیا با هفت میلیارد جمعیتش و تمام وابستگی هام در برابر تو مثل یه برگ پاییزییه که از درخت میوفته ؟درکش انقدر مشکله که بفهمی چیزی جز تو برای من ارزش نداره؟تنها خواسته ی من تپیدن قلبته ! انقدر زیاده که ازم دریغش میکنی ؟؟
gnr~ omegavers • mpreg• angst • medical •romance • smut •AU!
NC+16
Up day~ Saturday🌸
writer:acacia Perfume
این فیکشن با کاپل کوکوی در همین پروفایل موجود است🌸
Genre: omegaverse/smut/romence/fluff
Up:کامل شده
خـلـاصـه فـیـکـشـن ↧
جـونـگکـوک 🎃 یه گرگ سـفـید امگاست که بعد ازهیجده سالگی نشون جفتش رو بدنش ظاهر شده اما جفتی وجود نداره....این در حالیه که هیچ امگایی 🌝 بدون حضور جفت، نشونش ظاهر نمیشه...در همین بین هم یکی از گرگ های سـیـاه ⚫️ که نوع برتری از گرگ ها هستن و هر کدوم یه قدرت خاص دارن جـیـن و نشون می کنه...آدم هایی که میان جین و ببرن نشونه ای از نشان جین ندارن و مجبور میشن کوک رو هم همراه خودشون ببرن.
چی میشه وقتی که وارد محوطهی 🚧 گرگ های سیاه شدن کـیـم تـهـیونـگ معروف و ببینه؟
کیم تهیونگی که بر خلاف گرگ های سیاه و با توجه به شایعه ها قدرتش بیشتر از یکیه.
چی میشه اگه این دو مـوجـود خاص سر راه هم قرار بگیرن؟✨🧨
╴#HiddenBadge
خلاصه:
کوک همراه برادر بزرگ ترش جئون هوسوک زندگی میکرد همه چی خوب بود تا اینکه وقت دیدار کوک و پادشاه سرزمین یعنی جفت الهیش رسید
Couple:vkook
Genre: romance,mpreg,smut,drama
متوقف شده !
⚡تمام شده⚡
🌩𝑵𝒂𝒎𝒆: 𝑪𝒆𝒓𝒂𝒖𝒏𝒐𝒑𝒉𝒊𝒍𝒆(کسی که عاشق رعد و برق است)
🌩𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝑩𝒂𝒏𝒐𝒐𝒚𝒆 𝒅𝒆𝒍𝒍
🌩𝑴𝒂𝒊𝒏 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝑲𝒐𝒐𝒌𝒗
🌩𝑺𝒊𝒅𝒂 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝑵𝒂𝒎𝒋𝒊𝒏 _ 𝑺𝒐𝒑𝒆 _ 𝒀𝒊𝒛𝒉𝒂𝒏
🌩𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆𝒔: 𝑯𝒊𝒔𝒕𝒐𝒓𝒊𝒄𝒂𝒍_ 𝑶𝒎𝒆𝒈𝒂𝒗𝒆𝒓𝒔_𝑴𝒑𝒓𝒆𝒈_𝑨𝒏𝒈𝒔𝒕
🌩𝑼𝒑: 𝑺𝒂𝒕𝒖𝒓𝒅𝒂𝒚
باید چیکار کنم؟
عقب بکشم و دوباره تنهات بذارم؟
یا برات بجنگم؟
اخه اصلا تو من رو نمیبینی آرامش من
کاش فقط یکم عمیق تر نگام کنی
اونوقت من رو هم میبینی
من نمیتونم تو رو به خودم ببازم
تو برای من، نه برای من!
من برای تو تلاش کردم اما حالا، منِ دیگهم بی هیچ تلاشی تو رو داره.
من نمیتونم به این راحتی ازت دست بکشم عشق من، ارامشی از جنس وحشت من.
با خودم میجنگم
یا خودم رو میکشم
یا خودم میمیرم
یا پیروز میشم
یا باز هم پیروز میشم
اما این منم که باید پیروز بشم، نه من!
چطور انتظار دارم این من رو ببینی؟ تو فقط خوشحال باش. همین برای دو تا از من کافیه، ضربان قلب من...