🪧 پایان یافته
• fic : vasilisa
•main couple : kookmin
•side couple: vmin /taegi
• angst / romance (smut)/ tragedy/ classic
" افسر خطاب کردن یک نوع یاداوری به حساب میاد تا دست و پام رو گم نکنم و به نوازش لبهات با سر انگشتهام راضی باشم ..
بهانه
یک بهانه ست برای تجسم مرز نامرئی بین ما"
پ.ن : ژانر تراژدی و کاپلِ تهگی مرتبط با فصل دوم هستن.
برای اشنایی با داستان " حرف دل" رو بخونید ????
نوشته های کوتاهم رو از این جا دنبال کنید.
(روایت های یک یا چند قسمتی)
• آمازونیته (سه قسمت)
یونمین/عاشقانه
• تی تی (پنج قسمت)
تهیونگ و سانا/ عاشقانه +۱۸
• چشم های سلطنتی (یک قسمت)
کوکمین
• 29 سپتامبر (یک قسمت)
🪧 پایان یافته
fic: amnesiaphilia🃏
Main couple: kookmin
Side couple: kookyoon
genre : criminal/angst/romance, smut
"از نگاه کردن به خودش میترسه!
چرا باید کسی از نگاه کردن به خودش بترسه یونگی؟
بعضی وقتا که به خودم خیره میشم..
منم میترسم اما..
اون احمق چه قدر به کثافتی که بهش تبدیل شده خیره مونده که اینجوری وحشت میکنه؟"
برای اشنایی با داستان هام "حرف د ل" رو بخونید.🖤
پایان یافته 🏳
•fic: pupilla opia
•Couple: kookmin
• angst/ romance/smut
" تو تنها شوخیِ خدایی که دارم با دو تا دستهام بغلش میکنم!
تو تنها شوخیِ خدایی که میخوام ببوسمش..! "