[ آکرازیا ] پایان یافته
ژانر : رمنس / امگاورس / معمایی / حاوی اسمات
کاپل : اصلی ؛ کوکوی - فرعی ؛ یونمین
جئون جونگکوک آلفای قدرتمندیه که قراره جانشین نسل بعدی و لیدر پک جئون باشه. تنها برتریش برای این نیست چون با لیدر شدنش، کنترل غیرقابل باوری بر روی تمامی پک ها خواهد داشت. مشکلی وجود داره و اینه که اون هنوز جفتش رو پیدا نکرده و بنا به گفتهی پدرش اگه تا پایان ماه جفت حقیقیش رو پیدا نکنه مجبور میشه با یکی از امگا یا آلفاهای خانوادههای برتر ازدواج کنه. کیم تهیونگ، یک بتا که مشاور و کمابیش نگهبان اون آلفائه، تمام تلاشش رو میکنه تا جفت آلفا رو پیدا کنه ولی چی میشه اگه راز های خود تهیونگ منجر به پیدا شدن جفت آلفای بدخلق بشه؟
⌱ Martini
[ Couple: VKOOK
[ Genra: Fluf, Romance, Comedy
بخشی از فیکچت:
- فرار؟ ما همچین کاری نمیکنیم هیچوقت!
- این مایی که میگی، چند نفره؟
- سه نفر؛ منم و مرام و معرفتم.
[complete]
+ "اسپانیایی ها یه اصطلاح دارن، بهش میگن 'mi paz'...
به معنی آرامش ابدی... وقتی حس میکنی یه نفر برای تمام عمرت کافیه و میتونه تا پایان زندگیت برات یه آرامشی ابدی باشه...و تو... تو "می پاز" منی تهیونگ."
+ "مهم نیست الهه ی ماهِ لعنتی تو رو به عنوان جفت خواهرم درنظر گرفته... من تو رو به هیچ کسی نمیدم ته..."
" تو سهم من از آرامشی :) "
..
« کاپل : کوکوی - ویکوک (ورس) »
« ژانر : رمنس، امگاورس، اسمات »
← آقای اکس
تمامشده. ✔️
تهیونگ روی همدانشگاهیش کراش داشت؛ اما برای اعتراف زیادی خجالتی بود و چه کسی بهتر از دوستپسر قبلی اون دختر میتونست بهش کمک کنه؟
+خیلیخب آقای اکس، حالا چکار کنم؟
_برای شروع، دو قدم بیا جلوتر پتال!
کاپل: کوکوی
ژانر: عاشقانه، کمدی، اس.مات، ف لاف
تهیونگ از نوزده سالگی مسئولیت بزرگ کردن یک پسر بچهی مبتلا به سندرم کلوور بوسی رو قبول کرد و هیچ ایدهای نداشت که چندین سال بعد، قراره به درخواستِ ازدواجِ همون پسر، جواب مثبت بده.
انگست/رومنس/ اسمات.
این بوک محارم نیست و لطفا تا قبل از
کامل خوندن داستان، قضاوت نکنید.
~ تمام شده.
وویونگ، تنها بازمانده طرد شده ای که مجبور میشه با سان پیوند برقرار کنه تا زندگی خودش رو نجات بده، وارد دنیایی میشه که مسیر زندگیش رو به کلی تغییر میده و به جایی میرسه که آرزو میکنه ای کاش هرگز با اون پسر آشنا نشده بود.
برای خیلی از آدم ها ناامیدی مستمر جای خودش رو به درد و افسردگی میده. ولی برای وویونگ اینجوری نبود؛ ناامیدی رو به خشم رفت.
سان، افسر جاه طلب مواد مخدر مدت ها ب ود که اکس غیرقابل کنترلش، وویونگ، رو کنار گذاشته بود. ولی اون شب، دقیقا زمانی که داشت مجبور میشد شکست رو بپذیره، وویونگ مثل یه بلای آسمونی ظاهر شد؛ مثل یه صاعقه.