𝐷𝑅𝐴𝑅𝑅𝑌
29 stories
𝑺𝒆𝒏𝒔𝒆𝒊|𝒗𝒌𝒐𝒐𝒌 by blumer83
blumer83
  • WpView
    Reads 288,306
  • WpVote
    Votes 24,109
  • WpPart
    Parts 16
[complete] - آخه چرا باید جفت من یه پیرمرد پلاسیده باشه. آلفا پسر کوچکتر رو بین خودش و میز کارش قفل می‌کنه و با پوزخند میگه: بابات پیره بچه جون! «الهه ماه برای همه جفت خاصی رو تعیین کرده و کیم تهیونگ تمام عمرش رو وقف پیدا کردن جفتش کرد؛ درست زمانی که از پیدا شدنش ناامید شده بود اون پسرک شکلاتی رو در حال قلدربازی تو مدرسه پیدا کرده بود.» 𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦: 𝘷𝘬𝘰𝘰𝘬, 𝘯𝘢𝘮𝘫𝘪𝘯, 𝘴𝘰𝘱𝘦 𝘎𝘦𝘯𝘳𝘦: 𝘳𝘰𝘮𝘢𝘯𝘤𝘦, 𝘧𝘭𝘶𝘧𝘧, 𝘰𝘮𝘦𝘨𝘢𝘷𝘦𝘳𝘴, 𝘤𝘰𝘮𝘦𝘥𝘺, 𝘮𝘱reg
𝗗𝗔𝗚𝗚𝗘𝗥 | 𝗩𝗞𝗢𝗢𝗞  by vkfic_
vkfic_
  • WpView
    Reads 1,032,900
  • WpVote
    Votes 122,342
  • WpPart
    Parts 46
هیچ‌وقت توی بدترین کابوس‌هام هم فکر نمی‌کردم برادر ناتنی‌ای که همیشه درباره‌ش می‌گفتن، همون جفتی باشه که سرنوشت برام انتخاب کرده. جئون جونگکوک، یه آلفای مغرور که از ازدواج پدرش با کیم ته‌هی ناراضیه و اون زن رو یه هرزه می‌دونه، اما هیچ‌وقت حتی به ذهنشم نرسیده بود که پسر همون زن، یه آلفای خون‌خالص، جفتش باشه ... یعنی کیم تهیونگ. «تو یه بی شخصیتی که رایحه‌ش حالمو بهم میزنه.» Dagger [ خنجر ] Couple : Taekook , Namjin , Sope تهکوک ، نامجین و سپ [ شیپ یونگی و هوسوک ] Genre : Omegaverse , Action , Romance , Smut Writer : Mahla Instagram : Vkfic_ Telegram : Tkfic Start:1404,01,01 تایم آپ نامنظم
+12 more
Skating at Midnight [Drarry] [Persian Translation] by Tara_00l
Tara_00l
  • WpView
    Reads 2,905
  • WpVote
    Votes 382
  • WpPart
    Parts 12
هری تمام تقصیرها را انداخت گردن نقشه‌ی غارتگران. اون فقط از سر کنجکاوی یه نگاه به نقشه انداخت بوده! اصلاً نمی‌خواست نصفه‌شب سر از جایی دربیاره که مالفوی رو در حال اسکیت‌سواری ببینه. بوک متعلق به من نیست و من فقط ترجمه می‌کنم.
the four months by niusha52
niusha52
  • WpView
    Reads 4,856
  • WpVote
    Votes 506
  • WpPart
    Parts 11
این کار خیلی دوسش داشتم برای همین دارم با شما به اشتراکش میزارم. و این رمان در مورد زندگی بعد از جنگ با ولدومرت و من دارم سرش پاره میشم پس حمایت کنین summary: چهار ماه از وقتی که هری حافظه‌شو از دست داده می‌گذره. چهار ماه پر از بن‌بست و بی‌جوابی. حالا که زمان داره تموم میشه و خاطراتش داره برا همیشه میره، هری تصمیم می‌گیره که تحت درمان لژیلیمنسی با یه متخصص معروف قرار بگیره: درمانگر ذهن، دراکو مالفوی.
Down the road. | Drarry by feelingsareblue
feelingsareblue
  • WpView
    Reads 7,877
  • WpVote
    Votes 680
  • WpPart
    Parts 8
توی داستانی که رابطه هری و دراکو پستی بلندی داره و تلاش میکنن تا جاده مقابلشون رو هموار کنن. Cover credit: Pinterest
Heartbreak Warfare by thedaydreamer270
thedaydreamer270
  • WpView
    Reads 7,918,245
  • WpVote
    Votes 272,174
  • WpPart
    Parts 64
"You know what I think?" Harry leaned across the table. "I think you're afraid. You don't take risks like us Gryffindors." He scoffed. "Please, you Gryffindors are all wand-waving and no spell." Harry grinned, settling back into his seat. "Not me. I always follow through." "Prove it." Harry stood up and walked around the table. He leaned over Draco, one hand no his chair and the other on the table. Their faces were a mere inch apart, so close that Draco could see flecks of brown in his emerald eyes. "I don't see any follow-through," Draco taunted. And then Harry kissed him. Harry's hands fell to his shoulders so quickly that Draco teetered on his seat. Draco reached up and grabbed Harry's shirt in an attempt to catch his balance which resulted in the two boys falling to the ground with Harry on top. Harry's cheeks were red with embarrassment as he tried to get up. All he managed to do was knee Draco in the leg. Draco put his hands on Harry's hips. "Stop. Let me." In one fluid motion, Draco flipped them around so he was kneeling above Harry. "And for future reference," Draco smirked, bringing his lips down to brush against his. "I'm always on top."
LOST IN YOU [DRARRY] by lumos_dl
lumos_dl
  • WpView
    Reads 42,638
  • WpVote
    Votes 5,777
  • WpPart
    Parts 20
جسد بی جان معشوقش را در اغوش گرفته بود و به اندازه ی تمام سال های عمرش اشک میریخت که ندایی به گوشش رسید _تو باعث شدی که این اتفاق بیفته...
Sin | Drarry by otpclub
otpclub
  • WpView
    Reads 125,949
  • WpVote
    Votes 17,769
  • WpPart
    Parts 35
" تو كى هستى؟ " " هرى پاتر." جايى كه دراكو بايد با گرايشش كنار بياد، و جاى ترسيدن به كسى كه هست افتخار كنه. written by: @NoticeMePotter persian translation.
I'll give you five|drarry by AllenPotter_Malfoy
AllenPotter_Malfoy
  • WpView
    Reads 20,558
  • WpVote
    Votes 2,589
  • WpPart
    Parts 10
روز ازدواج هری پاتره؟ آیا کسی میتونه نظرش رو تغییر بده؟ این داستان متعلق به من نیست و متعلق به @-saintdrarry هستش من فقط ترجمه میکنم ۱۰ پارت:تکمیل شده
ᴍᴇʟᴀɴᴄʜᴏʟɪᴀ_drarry by shuio_
shuio_
  • WpView
    Reads 5,060
  • WpVote
    Votes 629
  • WpPart
    Parts 8
[کامل شده✓] . . نسیم، لا به لای برگ کتاب نیمه بازت می‌پیچد، دود سیگارم، رقص و میان نور محو می‌شود، نامه ات در دستانم، و هر خط آن پذیرای اشکان سرکشم دلتنگ تو هستم عشق که، غریبانه، گذر کردی.. . . . . [ Drarry ] [Short story] [#1_short] توجه : خیانت، خودکشی