Kookv
66 stories
Yours Only KV by kvluvrz
kvluvrz
  • WpView
    Reads 6,125
  • WpVote
    Votes 1,045
  • WpPart
    Parts 22
خلاصه : تهیونگ دستیار شخصی جئون جونگکوک، مدیرعامل سرد و مقتدر شرکت او-یونه، چهار ساله که عاشق رئیسشه. ولی هیچ‌وقت بهش اعتراف نمی‌کنه، چون جونگکوک اعتقادی به رابطه نداره و کار کردن تنها چیزی‌ که براش مهمه. تا اینکه یک روز، جونگکوک با یه پیشنهاد عجیب میاد سراغش. Name : Yours only Genre : romance, smut, fluff, drama, angst Couple : kookv Author : ian
 𝐑𝐲𝐨𝐤𝐮𝐫𝐨🖤🌿Kookv~ by moomkookv
moomkookv
  • WpView
    Reads 72,722
  • WpVote
    Votes 6,436
  • WpPart
    Parts 29
𝐑𝐲𝐨𝐤𝐮𝐫𝐨 🖤🌿 برای پایان دادن به تنش میان سرزمین‌ها، شاهزاده‌ی چوسان مجبور به ازدواج با رئیس قبیله‌ی جنوبی می‌شود. تهیونگ تصور می‌کرد سخت‌ترین بخش این پیوند اجباری، ترک خانه و خانواده‌اش باشد. اما با ورود به قبیله‌ی جنوبی، خود را میان رازهای پنهان، دشمنی‌های قدیمی و حقیقت‌هایی می‌یابد که سال‌ها در سایه دفن شده‌اند. در حالی که گذشته آرام‌آرام چهره‌ی واقعی خود را آشکار می‌کند، تهیونگ باید میان وظیفه، خانواده و قلبش تصمیم بگیرد. غافل از اینکه این ازدواج، پایان یک داستان نیست... بلکه آغاز ماجرایی است که سرنوشت تمام سرزمین‌ها را تغییر خواهد داد. ☕ ژانر : امگاورس | سلطنتی | فانتزی | درام ☕ کاپل : کوکوی | یونمین | نامجین | سپ ☕ ریتینگ : +18 ☕ زمان آپلود : نامشخص
 𝐴𝐿𝐶𝑂𝐻𝑂𝐿 by YukiS_08
YukiS_08
  • WpView
    Reads 628
  • WpVote
    Votes 123
  • WpPart
    Parts 5
همیشه توی داستان ها این من بودم که رنج خیانت میدید و از سمت معشوقش طرد میشد، و این داستان ها هم همیشه از یک همخوابی بخاطر الکل شروع میشد اما می‌خوام کلیشه ها رو بشکنم و به این روند داستانی پایان بدم . این داستانیِ که من مینویسمش و تنها گناهکار اینجا الکله! شاید براتون جالب باشه من کی هستم... من خود شیطانم! 𝐶𝑂𝑈𝑃𝐿𝐸: 𝐾𝑂𝑂𝐾𝑉 𝑊𝑅𝐼𝑇𝐸𝑅:𝑌𝑈𝐾𝐼 𝑈𝑃:𝑀𝑂𝑁𝐷𝐴𝑌'𝑆 𝐺𝐸𝑁𝑅𝐸𝑆: 𝑂𝑀𝐸𝐺𝐴𝑉𝐸𝑅𝑆' 𝐹𝑂𝑅𝐶𝐸𝐷 𝑀𝐴𝑅𝑅𝐼𝐴𝐺𝐸 ' 𝑀𝑃𝐸𝑅𝐺' 𝐷𝑅𝐴𝑀𝐴' 𝑆𝑇𝐴𝑅𝑇:𝟐𝟎𝟐𝟓/𝟏𝟎/𝟖
Vɪᴏʟᴀᵏᵒᵒᵏᵛ by AfraBehfar
AfraBehfar
  • WpView
    Reads 16,216
  • WpVote
    Votes 2,905
  • WpPart
    Parts 18
توصیف زندگی توی دنیای ویولا، سه کلمه بود: خاکستر، برف، خون - داری برای مجازاتت بهم ایده میدی؟ جونگکوک فشارش رو از روی کتف های پسر کم کرد: - اونقدر ازت عصبانیم که نمیدونم باهات چیکار کنم ویولا. هیچ کس حتی نمیدونست تو چجوری از قصر رفتی. بار ها آدم فرستادم دنبالت ولی تو یاد گرفتی به اسم آدم های دیگه رستوران بزنی.. نه؟ نمیخواستی من رو ببینی. کم کم قلب تهیونگ داشت پر از غصه میشد. اشک به گوشه چشمش اومد و با پلک زدن هم برنگشت سرجاش. لبش لرزید: - اینطور نیست! * * * - سیب دوست داری ویولا؟ - سیبی که تو برام بچینی، شاهزاده. ژانر: کوکوی🥂تاریخیِ اروپایی🏰 عاشقانه🌨 انگست🌼ماجراجویی⚔️ Start: 10.10.1403 End: ?
AETHER: Obsidian Hearts  by Haddysz
Haddysz
  • WpView
    Reads 80,259
  • WpVote
    Votes 4,722
  • WpPart
    Parts 80
He became his bodyguard with one mission: destroy him from the inside out. But Jungkook, quiet, calculating, and lethal, is impossible to ignore. When Taehyung is forced to accept a mysterious new bodyguard, he expects to dismiss him easily. Instead, he finds himself trapped in a silent power struggle with a man who sees through every mask he wears. What starts as hatred slowly spirals into obsession, into possession, into something neither of them can name but neither can escape. But both are hiding secrets. And when the truth finally surfaces, it will not just change everything. It will destroy it. ........ "You think you're clever, Jeon?" Taehyung's voice was low and sharp, pressing Jungkook against the wall as a tactical knife skimmed his collarbone. "Playing the quiet guard like it means something." Jungkook didn't blink. "I'm exactly what I was sent to be," he said calmly. "Nothing more, Mr. Kim." In a blur, the knife was gone. And suddenly it wasn't Jungkook against the wall anymore. It was Taehyung. The blade rested against his throat, steady hands holding it there like it meant nothing. Jungkook stood too close. Too calm. Like panic was something he had never learned. His gaze dropped briefly to Taehyung's pulse. Then rose again. Slow. Controlled. "Careful," he murmured. "You keep reaching for things you don't understand." Taehyung's jaw tightened. Jungkook leaned in slightly, closing the space until it felt less like distance and more like restraint. "Some things open on their own," he said quietly. "When they decide you're worth the damage." A pause. "And you," Jungkook added, eyes dark, "are already being studied." Top - Jungkook Bottom - Taehyung ................................................................. ⚠️ Please read the disclaimer section before continuing.
+21 more
Dandelions | Kookv by ivanka_ov
ivanka_ov
  • WpView
    Reads 4,720
  • WpVote
    Votes 510
  • WpPart
    Parts 15
تهیونگ مدت‌هاست که دل به آلفایی که توی رؤیاهاش می‌بینه، باخته؛ ولی وقتی بالاخره و بعد از کلی تلاش پیداش می‌کنه، اولین برخوردشون به بدترین اتفاق ممکن تبدیل می‌شه؛ چون اون آلفا حتی زحمت نمی‌کشه مخفی کنه که از تهیونگ بدش میاد. اما سؤال اینجاست که تهیونگ قراره پا پس بکشه؟ ممکنه از رسیدن به جونگ‌کوک ناامید بشه؟ آیا در نهایت عشق آلفا رو به دست میاره؟ "- حق با تو بود. قاصدک‌ها فقط یه مشت دروغن. هیچ‌کدوم از آرزوهام رو برآورده نکردن؛ چ... چون من تو رو خواسته بودم. آرزو کرده بودم مال من بشی؛ ولی به دستت نیاوردم. اشک‌هاش بی‌صدا روی گونه‌هاش سر می‌خوردن. - من فقط یه احمق بودم که به این چیزها باور داشتم." 𓂃Name: Dandelions (قاصدک‌ها) 𓂃Couple: Kookv 𓂃Translator: Mochi (شنبلیله)
Hella Soldier by WholeLottaKv
WholeLottaKv
  • WpView
    Reads 112,485
  • WpVote
    Votes 12,639
  • WpPart
    Parts 19
فرمانده‌ی انیگمای کشور به دستور ملکه علاوه بر سربازهاش باید حواسش رو به اون امگای زال که دردسر خاصی داخل چشم‌های آبی رنگش موج میزد هم میداد؛ اما قرار نبود به قدری ازش مراقبت کنه که حتی بار رسوایی‌ای که به بار آورده بود رو هم به دوش بکشه! فرمانده جئون نباید انقدر وظیفه شناس می‌بود. تهیونگ در ابتدا قصدش فقط شیطنت بنظر میرسید؛ نباید عاشقش میشد. کاپل : کوکوی ژانر : امگاورس، تاریخی، رمنس، اسمات
Mouraki Kookv (Completed) by LaraJeon97
LaraJeon97
  • WpView
    Reads 9,447
  • WpVote
    Votes 1,412
  • WpPart
    Parts 12
«اتمام‌یافته.» همه فکر می‌کردن فقط یه طبیب امگاست، یه تنِ نرم واسه شب‌های سرد مورکای؛ ولی تهیونگ هیچ‌وقت اون‌قدر ساده نبود که توی آغوش یه آلفا، فقط بلرزه. اون لبخند خجالتی، اون چشم‌هایی که به آلفا زل می‌زد... زیادی همه‌چیز رو خوب به‌خاطر می‌سپرد. هر شبی که رئیس اسمش رو زمزمه می‌کرد، یه قدم به چیزی نزدیک‌تر می‌شد که هیچ‌کس نمی‌دونست دنبالش بوده.
he is my alpha (kookv) by lilylilychan13bl
lilylilychan13bl
  • WpView
    Reads 204,378
  • WpVote
    Votes 15,613
  • WpPart
    Parts 48
تهیونگ فقط ۱۷ سالش بود که مجبور شد با یه فرمانده ی بزرگ و پولدار و از جمله بداخلاق ازدواج کنه و حالا مجبورِ تا یه توله براش بدنیا بیاره...♡ تهیونگ سریع دست الفا رو پس زد ولی الفا لجباز تر سعی کرد شلوارش رو در بیاره. -ولم کن... -وگرنه چی میشه؟‌ فوش خار و مادر آزاده عزیزان✅️ ولی نه به من🚫 روزهای اپ: یه روز یه پارت🫀🤍 کاپل: کوکوی. ژانر: عاشقانه، اسمات، رومنس، ازدواج اجباری، امگاورس
BASOREXIA🧚‍♂️ | KV by MJ_storiess
MJ_storiess
  • WpView
    Reads 16,212
  • WpVote
    Votes 2,572
  • WpPart
    Parts 10
🐚اسم: بَسورِکسیا 🐚ژانر: تخیلی/عاشقانه/رازالود/اسمات🔞 🐚کاپل اول: کوکوی 🐚کاپل دوم: یونمین 🐚نویسنده: mj_storiress معنی کلمه ی Basorexia: یعنی میل شدید به بوسیدن و داشتن یه نفر که نمیشه داشتش‌ خلاصه: تهیونگ، پریِ سفید و سر‌به‌هوایی‌ که عاشق کشف‌کردن و کنجکاوی راجع‌به هرچیزیه و در سرزمین جادویی و درخشانِ روشنایی‌ها زندگی می‌کنه... بعد از غیب‌شدن‌های ناگهانی و غیرمنتظره‌اش بهترین دوستش شروع به تعقیب‌کردنش کرد و به راز وحشتناکش پی‌برد! تهیونگ چطور جرأت کرده بود که پا به سرزمین ممنوعه که محل زندگیِ اون موجوداتِ نفرین‌شده بود بذاره؟! بدونِ شک برملاشدنِ چنین رازی تبعات جبران‌ناپذیری براش به‌همراه داشت؛ چراکه حکم کسی که با اجّنه‌ی سرزمین ممنوعه ارتباط می‌گرفت چیزی جز مرگ نبود! حالا تهیونگ چطور باید خودش رو از این مخمصه نجات می‌داد؟! Start: 02/3/22 Finish: 02/7/28