𝐌𝐨𝐧 𝐉𝐚𝐮𝐧𝐞 𝐄𝐭 𝐑𝐨𝐮𝐠𝐞
10 قصص
save me (ziam) (Completed) بقلم dayana12456
dayana12456
  • WpView
    مقروء 172,406
  • WpVote
    صوت 19,128
  • WpPart
    فصول 65
ز, ليام من ميترسم اونا مي خوان منو اعدا.... ل, هييشش هيچکس تا وقتي من اينجام جرعت نميکنه نزديکت شه تخس کوچولوم .کافيه دستشون بهت بخوره تا کاري کنم از ب دنيا اومدنشون پشيمون بشن
cause love is blind [ziam] بقلم FaRezXx
FaRezXx
  • WpView
    مقروء 22,545
  • WpVote
    صوت 360
  • WpPart
    فصول 20
برنامه ها چیده می شن تا به هم بریزن قانون ها نوشته می شن تا زیرپا گذاشته بشن قلب ها عاشق می شن تا بشکنن فکر کنم بهش می گن قانون زندگی... [ZIAM], little bit [larry] and [shiall]
Rejection of blood بقلم _Sogand_
_Sogand_
  • WpView
    مقروء 16,522
  • WpVote
    صوت 2,754
  • WpPart
    فصول 32
دوئلی که با مرگ شروع میشه اما به زندگی ختم میشه. . کی برنده‌ی این جنگه؟
far from love [Z.M]°•°[L.S] بقلم sunLAYower
sunLAYower
  • WpView
    مقروء 112,986
  • WpVote
    صوت 17,088
  • WpPart
    فصول 75
- الان موقعیتش رو داری اونو بکش، اون قابل بخشش نیست + من نمیکشم چون کشتن بلد نیستم... ولی زجر دادن؟ این چیزیه که بیشتر از نفس کشیدن یادش گرفتم الانم میخوام صدای فریادتو موقع شکستن استخونات بشنوم... این همون موقعیتیه که از دستش نمیدم ------------- ♡ ژانر : عاشقانه، درام ♡ کاپل : زیام، لری ♡ روزهای آپ : یکشنبه ها
NO LIMIT •|ziam|• COMPLETED بقلم mayda_fanfic
mayda_fanfic
  • WpView
    مقروء 704,914
  • WpVote
    صوت 94,520
  • WpPart
    فصول 122
Highest ranking : #1 in fanfiction For more than four continuous months -داری محدودم میکنی! +نه... فقط دارم عاشقت میکنم. -نمیخوامش! +دست تو نیست... دست هیچکس نیست.
DEAR STRANGER[ ZIAM-AU ] بقلم zquadthebest
zquadthebest
  • WpView
    مقروء 63,946
  • WpVote
    صوت 7,644
  • WpPart
    فصول 53
[COMPLETED] #1 at #ziammayne "همه چیز تو یک لحظه متوقف شد ، لحظه ای که اون باید تصمیم میگرفت فراموشش کنه یا نه " "غریبه های عزیز فراموش نشدنی HIGHEST RANK : #1 in #ziammayne 30June2017 - - - - - - [COMPLETED] [ZIAM AU] [COVER BY -Hxllia]
Never Again [Ziam] بقلم mahi_hs
mahi_hs
  • WpView
    مقروء 257,783
  • WpVote
    صوت 27,776
  • WpPart
    فصول 73
- when ? - I don't know - maybe later ? -No, never again ------------- - didn't you say never again? - No , not gonna lose you again - but no , never again! **** -کی ؟ - نمیدونم - شاید بعدا ؟ - نه ، هیچوقت دیگه ---------- - مگه نگفتی هیچوقت دیگه ؟ - نه دیگه از دستت نمیدم - اما نه ، هیچوقت دیگه .
+8 أكثر
FOG1 {ziam} -COMPLETED- بقلم justlilian
justlilian
  • WpView
    مقروء 159,595
  • WpVote
    صوت 22,550
  • WpPart
    فصول 64
-بپرسم؟ اولین جمله و اولین سوالی که اون ازم پرسید... اون یعنی زین مالیک... کسی که منو سرحد مرگ میترسوند... وکسی که تاسرحد مرگ منو روز به روز دیوونه ی خودش میکرد... و کسی که به عجیب ترین شکل ممکن مهربون بود... کسی که من درواقع همین 24 سال سنی هم که دارم با نگاه کردن به صورت طلاییش جوان میشم... اون درست مثل یک آب بهشتیه... اما سوال اینجاست... این یک گناهه که من عاشق یک آدم روانی قاتل بشم؟یا گناه نیست؟... و این ترس از خدا{FearOfGod} داره هممونو میکشه.
FOG2 {ziam} -COMPLETED- بقلم justlilian
justlilian
  • WpView
    مقروء 50,855
  • WpVote
    صوت 8,712
  • WpPart
    فصول 54
-لیامم؟ اولین کلمه ای که بعد از اون اتفاق به زبون اوردم... نمیخوام کار اون لعنتی بالا سرمو انجام بدم اما میدونم تقصیر کیه... چند انسان بی ارزش... اما حلش میکنم به خاطر لیام هم که شده... به لیام نشون میدم که میتونم براش "پرستش کننده" خوبی باشم... بهش نشون میدم چه "الهه ی پرستش" غیرقابل توصیفیه... ولی حتی منم نمیدونم چه اتفاق مزخرفی قراره بیفته... فقط قراره کنترلش کنم... با اینکه میدونم ترس از خدا{FearOfGod} رو تازه تو خودم پیدا کردم و... همه ی این چیزا به خاطر لیامه،همه ی اینا... -قبل از خوندن این فصل، حتما فصل قبل رو بخونید-