چانبک
67 stories
Serendipity ~🍀 by SilverBunny6104
SilverBunny6104
  • WpView
    Reads 383,598
  • WpVote
    Votes 119,616
  • WpPart
    Parts 54
🌿•~خلاصه داستان ~•🌿 بکهیون عاشق زندگیش نبود ولی تلاش می‌کرد خوب زندگی کنه. هر روز صبح وقتی در گل‌فروشی کوچیکش رو باز می‌کرد به پرنده رویاهاش اجازه بلندپروازی میداد و همین بهش انرژی برای تلاش بیشتر توی تنهایی‌هاش میداد. ولی تمام نقشه‌های بکهیون با پیدا شدن سروکله دکتر پارک تو زندگیش خراب شد. دکتر بدجنسی که از همه جا تصمیم گرفت طبقه بالای گل‌فروشی بکهیون رو برای مطبش بخره. دقیق جایی که بکهیون می‌خواست توش یه کافه افتتاح کنه... و خب حالا بکهیون یکی رو داشت که ازش متنفر باشه و این از بی‌حسی یه جورایی بهتر بود نه؟ 🪴 -امیدوارم اقامت جهنمی‌ای اینجا داشته باشین. نه...در واقع امیدوارم زمین اصلا دهن باز کنه و شما و مطب زشتتون مستقیم به قعر جهنم منتقل شید. 🩺 +اگه زمین دهن باز کنه من فقط میوفتم تو خونه‌ی تو و فکر کنم خوشحالم بشم. 💢 این داستان دنیای موازی داستان دیگه من Silver and silk ئه. اگه اون رو نخونده باشید هم می‌تونید بخونیدش ولی اگه سیلور اند سیلک رو خونده باشید لذت خیلی خیلی بیشتری از این داستان می‌برید چون... باید بخونید که بفهمید نمی‌تونم توضیح بدم 😂❣️ 🪴 • فیکشن : #Serendipity 🪴 • کاپل‌ها : چانبک 🪴 • ژانر:رمنس.درام.روزمره 🪴 • محدودیت سنی : 🔞 🪴 • نویسنده : @SilverBunny 🐰
••💮SignMate💮••  by SilverBunny6104
SilverBunny6104
  • WpView
    Reads 532,334
  • WpVote
    Votes 88,673
  • WpPart
    Parts 88
تو دنیایی که همه وقتی هجده ساله میشن یه نشانه روی مچ اشون برای شناسایی نیمه گمشده اشون ظاهر میشه بیون بکهیون نشانه ای نداره!اونم مثل هر هجده ساله دیگه ای روز تولدش با شور و شوق مچ اش رو چک کرد اما هیچ خبری از اون نشانه خاص که قرار بود به بکهیون سرنوشت اش رو نشون بده نشد! بکهیون اون روز تصمیم گرفت که هیچوقت نذاره کسی رازش رو بفهمه و دنبال سرنوشت اش جای دیگه ای بگرده...چهار سال بعد همون سرنوشتی که در حق بک بی انصافی کرده بود اون رو به خونه پارک چانیول کشوند.یه طراح مانگا بد اخلاق که فقط یه دستیار سر به راه میخواد...اما خوب بک داستان ما هرچیزی هست جز سر به راه! چه حسی داره وقتی بدونی همه تو دنیا یه جفت دارن و فقط تو جا موندی....؟؟ 💮💮💮💮💮💮💮💮💮 - چه خوبه اینجوری یکی به آدم برسه؛ تا حالا کجا بودی پارک چانیول؟! + احتمالا بدون اینکه متوجه باشم داشتم دنبال تو میگشتم..! #Chanbaek 💮💮💮💮💮💮💮💮💮 - ازم بدت مياد؟ + مشكل اينه كه هركاری ميكنم، بدم نمياد! #hunhan 💮💮💮💮💮💮💮💮💮 - میدونی تازگی ها دارم فکر میکنم شاید ارزش این همه تلاش رو نداشتی.. و این بدترین حس دنیاست.. #kaisoo 💮💮💮💮💮💮💮💮💮 Story Started: 18.01.2017 Story Finished: 13.11.2017 💮هم نشان 💮کاپل ها: چانبک.هونهان. کایسو 💮ژانر: رمنس. زندگی روزمره. فانتزی
BEST MAN by golabaton
golabaton
  • WpView
    Reads 70,844
  • WpVote
    Votes 16,953
  • WpPart
    Parts 30
🍀 عنوان : ساقدوش داماد 🍀 ژانر: رمنس درام انگست اسمات 🍀نویسنده : golabaton 🍀کاپل :چانبک 🍀وضعیت : کامل شده 🥀 خلاصه همه چیز از یک نامه اعتراف شروع شد. بکهیون خیلی با خودش جنگید تا بالاخره بتونه توی اون نامه کوفتی، عشق دردناکش رو به چانیول اعتراف کنه. انتهای نامه، فامیلی بیون رو نوشت تا پارک چانیول بفهمه چه حسی بهش داره...اما هیچ چیز طبق تصوراتش پیش نرفت... چون چانیول فکر کرد نامه از طرف خواهر زیباشه و بکهیون درست وقتی به خودش اومد که خواهر لعنتیش به دست عشق قدیمیش حلقه مینداخت... و خودش به عنوان ساقدوش، این صحنه رو تماشا میکرد...چانیول هنوز هم نگاهش نمیکرد، چون همیشه خواهرش رو میدید...
Hey Little,You Got Me Fucked Up [S1_Completed] by WhiteNoise_61
WhiteNoise_61
  • WpView
    Reads 474,694
  • WpVote
    Votes 53,325
  • WpPart
    Parts 44
بکهیون،پسری که به خاطر جرم مادرش توی زندان متولد شده میتونه به وکیلی سرد و مرموز اعتماد کنه و همراهش پا به دنیای ناشناخته و ترسناکه پشت دیوارهای بلند زندان بذاره؟! ⛓ کـاپـل: چـانبـک ⛓ ژانـر: ددی کـیـنک،اسمات،رمـنـس،روزمره ⛓ محدودیت سنی: +21 ⛓ نویسنده: وایت نویز
IRON HEART  by He__Ra
He__Ra
  • WpView
    Reads 14,200
  • WpVote
    Votes 3,450
  • WpPart
    Parts 10
⚙️Fanfiction: IRON HEART ⚙️Couple: Chanbaek ⚙️Genre: Fantasy Romance Smut ⚙️Author: Hera ⚙️Condition: Completed ⚙️Story is about: "پارك چانيول" نابغه اى كه از آهن پاره هاى اسقاطىِ قبرستون، ربات هاى فوق العاده ميسازه... چي ميشه اگه به رباتى بربخوره كه احساس داره؟ "بيون بكهيون" نمونه ىِ آزمايشىِ هوش مصنوعى... چي اونو به قبرستون ربات ها رسونده؟ هويت عاريه اى كه با تحليل حافظه به مرگ كشيده ميشه... آيا پارك چانيول موفق به نجاتش ميشه؟
darkness  by ooh_rihun
ooh_rihun
  • WpView
    Reads 3,339
  • WpVote
    Votes 270
  • WpPart
    Parts 2
Surrender  by Erienne532
Erienne532
  • WpView
    Reads 14,861
  • WpVote
    Votes 3,169
  • WpPart
    Parts 24
🌧 𝑺𝒖𝒓𝒓𝒆𝒏𝒅𝒆𝒓 🌧 🎼 ꪶ • 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆 : 𝑪𝒉𝒂𝒏𝒃𝒂𝒆𝒌 , 𝑺𝒆𝒉𝒃𝒂𝒆𝒌 🌻 ꪶ • 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆 : 𝑭𝒂𝒏𝒕𝒂𝒔𝒚 , 𝑫𝒂𝒊𝒍𝒚 𝒍𝒊𝒇𝒆 , 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆 , 𝑪𝒐𝒎𝒆𝒅𝒚 , 𝑺𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒂𝒏𝒈𝒔𝒕 , 𝑺𝒎𝒖𝒕 🎼 ꪶ • 𝑨𝒖𝒕𝒉𝒐𝒓 : 𝑬𝒓𝒊𝒆𝒏𝒏𝒆 🌻 ꪶ • 𝑺𝒖𝒎𝒎𝒂𝒓𝒚 : ➷ پارک چانیول یه آدم عادی مثل تموم جوون های عادی کره بود که با تنها امیدش به آینده بارها و بارها تو آزمون خدمات اجتماعی شرکت کرده بود و صد البته شکست خورده بود. زندگی عادی پارک چانیول از اونجا کاملا غیر عادی شد که سر و کله یه روح عوضی تو زندگیش پیدا شد و دستش رو گرفت و صاف انداختش وسط جهنمی ترین شغل دنیا. و حالا چانیول میون کمپانی که با تک تک سلول های بدنش ازش نفرت داره با رئیس جلادی "بکهیون" که اون روح سرگردون "سهون" براش تدارک دیده چجوری میخواد سر کنه...؟!
☁︎𝑴𝒚 𝑾𝒉𝒊𝒕𝒆 𝑾𝒐𝒍𝒇☁︎ | 𝑪𝒐𝒎𝒑𝒍𝒆𝒕𝒆 | by TheLaughterFake
TheLaughterFake
  • WpView
    Reads 168,842
  • WpVote
    Votes 33,043
  • WpPart
    Parts 28
نام فیک :my white wolf کاپل : چانبک ژانر : امگاورس ، ددی کینگ ، رمنس ، اسمات ، فلاف خلاصه :بکهیون از اطاعت کردن خوشش نمیاد مخصوصا از زمانی که فهمید یه بتاعه سادس ، اما همه چیز با یک آرزو عوض میشه آرزویی که قرار بود در حد یه گلایه از کارما باشه ولی... پارک چانیول آلفایی که ساعت های خودشو با کار کردن میگذرونه ، چی میشه اگه یه تار موی سفید اونو از دنیایی که یقین داشته میتونه تنهایی از پسش بربیاد بیرون بیاره؟ « من... من یه جفت می خوام ، یه امگای زیبا و مطیع ، دلم ... یه خانواده می خواد » « بدن الفا به ارومی روش خزید و برای صدمین بار بی توجه به ناله های بتا توی بغلش زمزمه کرد . "دوباره بگو..." با صدای خش داری گفت و به پلک های خیس و گونه های سرخ بکهیون زل زد ... بتا به سختی پاهاشو بالا نگه داشت و نفس لرزونشو با ناله ی کشیده ای بیرون داد . "د...ددی!" فاک ...فقط همون کلمه کافی بود تا الفا دوباره بخواد اون توله گرگ هورنیو خیسو به فاک بده ... "فاک بیبی ... همینه ... همیشه اینطوری ددیو صدا کن ... " به نرمی لاله ی گوش بتا رو لیسید و ضربه ی محکمی به پروستاتش زد . "چطور خودمو نگه داشتم تا به فاکت ندم بیون ... " "ددی...اههه" .
The Alpha  by ooh_rihun
ooh_rihun
  • WpView
    Reads 35,497
  • WpVote
    Votes 7,301
  • WpPart
    Parts 22
،کاپل:چانبک، هونهان ، رمنس،فانتزی، اسمات +18، werewolf زمان آپ :سه شنبه ها دلش میخواست تنها باشه، دلش می‌خواست یه روزی ازین شهر دور بشه و برای خودش یه زندگی جدا داشته باشه، اما شرایط گله این اجازه رو بهش نمی داد، اون جانشین رئیس بود و تازمانی که نفس می‌کشید باید توی گله میموند، از طرفی هم نیمه ی دیگه روحش رو توی این شهر کوفتی پیدا کرده بود و حس می‌کرد باید اون پسر خواستنی با بوی توت فرنگی و نوتلا رو مال خودش کنه، ازین فکر لبخندی زد و درحالی که به سقف اتاقش خیره بود ، گفت _بالا خره پیدات کردم، 🐺🐺🐺🐺🐺🐺🐺🐺🐺🐺🐺🐺🐺🐺