𝘝𝘬𝘰𝘰𝘬
7 cerita
red gun/vkook  oleh kim_karsaa
kim_karsaa
  • WpView
    Membaca 225,050
  • WpVote
    Vote 22,070
  • WpPart
    Bab 41
-اسلحه سرخ- هیچوقت فکر نمیکردم عاشق اون مزاحمی که برام نود فرستاد بشم.. • ژانر:فیک چت، کمدی، عاشقانه، اسمات، زندگی روزمره • کاپل اصلی:تهکوک • فرعی:یونمین •پایان یافته•
𝑚𝑦 𝐷𝑖𝑎𝑚𝑜𝑛𝑑||𝑉𝑘𝑜𝑜𝑘 oleh lvkljk
lvkljk
  • WpView
    Membaca 7,085
  • WpVote
    Vote 847
  • WpPart
    Bab 7
جونگ کوک فقط میخواست به جانگ هوسوک نشون بده کیم تهیونگ همچین آدم ترسناکیم نیست . اون به خودش جرعت داد شرط ببنده که میتونه کیم تهیونگ و بپیجونه و از خونش انگشتر گران بهاش و دزدی کنه . اما مثل اینکه زیاد دست کم گرفته بودش ... ••• • 𝗡𝗲𝗠𝗲 || 𝙈𝙮 𝘿𝙞𝙖𝙢𝙤𝙣𝙙 ✫ • 𝗚𝗲𝗡𝗿𝗘 || 𝙍𝙤𝙈𝙖𝙣𝘾𝙚✫𝙎𝙢𝙪𝙏✫𝘿𝙖𝘿𝙮 𝙆𝙞𝙣𝙜 ✫𝙈𝙖𝙁𝙞𝙔𝙖 ✫ • 𝗖𝗼𝗨𝗽𝗹𝗘 ||𝙑𝙆𝙊𝙤𝙠✫𝙔𝙤𝙊𝙣𝙈𝙞𝙣✫𝙉𝙖𝙈𝙟𝙄𝙣✫ • 𝗪𝗿 || 𝗕𝘁𝗦𝗧𝗵𝗩3 •••
༺ㄥ𝕚ᵗᵗ𝓛e ᗷℝό𝐓𝐡E𝓇༻ oleh ParmisKhodakarami
ParmisKhodakarami
  • WpView
    Membaca 29,326
  • WpVote
    Vote 1,911
  • WpPart
    Bab 30
اون فقط برادر ناتنیش بود ولی...! ژانر:اسمات_طنز_محارم_امپرگ_انگست^^ کاپل:ویکوک_نامجین _سپ>0< "پایان یافته" ‌‌‌‌‌‌
𝘠𝘰𝘶𝘳 𝘣𝘶𝘯𝘯𝘺 𝘪𝘴 𝘢 𝘥𝘢𝘥 oleh liamooooo
liamooooo
  • WpView
    Membaca 40,324
  • WpVote
    Vote 5,192
  • WpPart
    Bab 25
جونگکوک، پسری پر از رازهای عجیبه که از دوست دختر سابقش یه دختر کیوت چهار ساله داره، خیلی یکدفعه‌ای با کیم تهیونگ آشنا میشه! مردی که عادت‌ها و خواسته‌های غیر منتظره‌ای داره... ژانر: روزانه، اسمات، BDSM کاپل اصلی: تهکوک *ویکوک کاپل فرعی: هوپمین محدودیت سنی: +18 ** _پس فکر کنم لازم نیست کاری بکنم که نظرت رو جلب کنم مگه نه؟ فکر میکنم از همون اولش هم توجهت رو گرفتم _فقط توجهم رو نگرفتی..
 نویسنده عشق ویکوک | Автор любви Vkook  oleh vidles_queen
vidles_queen
  • WpView
    Membaca 159,568
  • WpVote
    Vote 13,335
  • WpPart
    Bab 52
نام رمان : Автор любви نویسنده عشق ( کامل شده ) نویسنده : Queen ژانر : امگاورس / اسمات/ | کاپل: vkook « هپی انده » ******************* قسمت هایی از رمان ************************ تهیونگ : من جفت تو ام من پدر اون بچم نه اون جفت لعنتیت ! کوکی : بعد اون اتفاق بعد پنج سال شدی جفتم ؟!چه شوخی بامزه ای ! تو جفت من نیستی ! تو پدر اون بچه نیستی فهمیدی ؟! اینقدر نزدیک منو بچم نشو! تو هیچی اون نیست ! تو هیچی نیست تهیونگ ! ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ تو قاتل امگای منی تو !تو امگای منو ازم گرفتی ،زندگیه منو ازم گرفتی فقط و فقط تو وجودت ، نفس کشیدنت اضافه هست تو باید بمیری همونطوری که امگای من مرد! ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^ +نههههه امگا ........ +آقای دکتر آقای دکتر امگام ..اون زنده است مگه ..نه اون نمرده مگه نه !؟~ متاسفم امگای شما...مردن !+نه ..نه امگای من نمرده نه اون نمرده امگااا ****************** تفنگ رو از روی سرش برداشت روی قلبش گذاشت + بزن ..پوزخندی زد وادامه داد منتظر چی هستی بزن دیگه ! نگاهی به چشمای فرد روبروش انداخت ، ~تو ..تو کی هستی ؟! +من ..من کسی هستم که قول دادی اولین و اخرین نفر عاشقش باشی البته تو خیلی وقته که فراموشش کردی . با یه حرکت الفا رو روی زمین انداخت و بدو بدو از اون محل دور شد
Fast Draw oleh Moonchild_fiction
Moonchild_fiction
  • WpView
    Membaca 131,308
  • WpVote
    Vote 11,533
  • WpPart
    Bab 50
کیم تهیونگ رئیس مافیای خشن که برای استراحت خودشو در شهر کوچکی معرفی میکنه! و در این بین از افسر جئون تازه کار خوشش میاد و اونو میدزده چه اتفاقاتی قراره از این به بعد بین افسر ترسو و مافیای خشن بیوفته؟ ▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎ پارتی از فیک: _ حالا برمیگردیم؟ _نه کوک اخمی کرد اون از دیشب بیدار بود و احساس خستگی می‌کرد. _چرا؟ _چون شمع هنوز آب نشده _هاه؟! قبل از اینکه کوک کلمه‌ای بگه با صدای انفجار حرفش قطع شد اون سریع گارد گرفت و به زیر صندلی رفت و صدای فریادش بین امواج انفجار گم شده بود اون باید میفهمید مایع چسبناک زیر کفش، بو ،شمع، طرح فرار همه چیز از قبل برنامه ریزی شده بود! کوک به ته نگاهی کرد حالت چهرش عادی بود و هیچ تغییری نکرده بود انگار که اتفاقی نیفتاده اما چیزی باعث شد نفسش در گلو حبس بشه پوزخندی دیوانه روی لب تهیونگ بود. اون قهقهه ای زد و به فرمون ماشین کوبید. _احمقا احمقا استیو احمق این نتیجه در افتادن با کیمه. Couple:Taekook,Namjin Gener:BDSM,Smut,Crime,Angst Translator:Deity Up:Thursday
Let Me Touch Your Voice | Vkook, Sope oleh ItsRainyNight
ItsRainyNight
  • WpView
    Membaca 192,888
  • WpVote
    Vote 26,427
  • WpPart
    Bab 36
〴︎Summary ৲︎ زندگی کردن بدون یکی از حس‌هایی که به روزهات آهنگ می‌بخشید کارِ راحتی نبود، اما جئون جونگوک نیمی از زندگیش رو به همین مِنوال گذرونده بود؛ پسری که با وجود نشنیدن هیچ صدایی، روحِ یک خواننده‌ی دلشکسته رو درک می‌کرد. با این وجود، چقدر باید می‌گذشت تا تهیونگی که برعکس اون موهبتِ داشتن تموم حس‌هاش رو داشت، دردهای ناگفته‌‌ی پسر رو درک کنه؟ 〴︎Writer: Soodeh 〴︎Couple: Vkook 〴︎Sub Couple: Sope, Namjin 〴︎Genres: SliceOfLife, Romance, Angst, Drama