We've updated our Content Guidelines.
Review the latest guidelines to keep sharing stories safely.
giso95's Reading List
200 stories
My pain by Mahdie421
Mahdie421
  • WpView
    Reads 19,748
  • WpVote
    Votes 1,085
  • WpPart
    Parts 16
*ژانر: harsh _Romans _bdsm_esmat_sad *کاپل_kookv *خلاصه : *طی اتفاقاتی تهیونگ برادر کوچیکش رو از همه مخفی میکنه تا بتونه ازش محافظت کنه *در این بین جئون جونگکوک رئیس شرکت gensler که جزو ۱۰ شرکت برتر معماری در سراسر جهانه در پشت شرکتش یه قاچاقچی اسلحه و مواد شایدم یه مافیا *نمیدونم قراره هپی اند باشه یا نه ولی غمگینه* *اپ:هر وقت که بتونم @_@
𝑹𝒐𝒔𝒆 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂 by parisa200
parisa200
  • WpView
    Reads 1,530
  • WpVote
    Votes 171
  • WpPart
    Parts 6
❌تو این بوک ، هیچکس قابل اعتماد نیست! حتی خود نویسنده❌ | مافیای رز | «هر رزی، خار دارد... اما بعضی رزها، بوی خون می‌دهند.» همه، کیم تهیونگ را مردی موفق و بی‌نقص می‌شناسند؛ آلفایی اصیل که امپراتوری تجارت مشروبات الکلی را در اختیار دارد. اما حقیقت، پشت درهای عمارتی پنهان شده که هیچ‌کس جرئت نزدیک شدن به آن را ندارد! جایی که قدرت با خون به دست می‌آید، خیانت با مرگ مجازات می‌شود و رازهایی دفن شده‌اند که اگر فاش شوند، پایه‌های این امپراتوری را به لرزه درمی‌آورند. با ورود کسی که هرگز نباید پا به آن عمارت می‌گذاشت، قوانین سال‌ها شکسته می‌شوند؛ دشمن‌ها از سایه بیرون می‌آیند، گذشته زنده می‌شود و عشقی آتشین است که می‌تواند همه‌چیز را نابود کند. در این بازی، هیچ‌کس بی‌گناه نیست... هیچ رازی برای همیشه دفن نمی‌ماند... و هیچ عشقی، بدون تاوان نیست. به «مافیای رز» خوش اومدی؛ جایی که بوی رز، همیشه با بوی خون در هم آمیخته است. کاپل‌ها: تهکوک × یونمین × نامجین ژانرها: رمنس | درام | انگست | اکشن | ترسناک | تراژدی | فانتزی | امگاورس | Mpreg | BDSM | اسمات ⚠️ هشدار: این داستان شامل صحنه‌های خشن، مضامین بزرگسال، روابط سمی، خشونت، محتوای جنسی و موضوعاتی است که ممکن است برای همه مناسب با خوشایند نباشد.
Stalker's Enigma by Kookv_Jk_V
Kookv_Jk_V
  • WpView
    Reads 3,033
  • WpVote
    Votes 467
  • WpPart
    Parts 8
Genre:Hybrid / Enigma,AU, Romance,Smut Couple:Kookv,YoonMin Up:Ongoing تو دنیایی که هایبریدهای روباه و گرگینه‌ها سال‌هاست که نسبت به هم کینه‌ی عمیقی دارن، اگه یه هایبرید روباه سر راه یه گرگ انیگما قرار بگیره چه اتفافی ممکنه بی‌افته؟ این به معنای واقعی کلمه یه فاجعه‌ بود..یه فاجعه‌ی عاشقانه‌ی مضحک!.. ~~~~~~~~~ «چرا انقدر پیگیر منی، جئون؟چند بار باید بلاکت کنم تا دست از سر این موهای بیچاره‌ی من برداری؟» «می‌تونی هر چند دفعه که اون دل کوچولو و لجبازت می‌خواد من رو بلاک کنی خوشگله اما من؟ هیچ‌وقت ازت نمی‌گذرم!» Start:1405/4/19 End:~~
آخرین پناهگاه (Last Base)s1 by Victorkim
Victorkim
  • WpView
    Reads 128
  • WpVote
    Votes 4
  • WpPart
    Parts 7
ژانر: آخرالزمانی | زامبی | اکشن | عاشقانه | درام | تهکوک خلاصه داستان: سال ۲۰۳۱. ویروسی مرگبار به نام Z-13 در کمتر از شش ماه دنیا را نابود کرد. شهرها سقوط کردند، دولت‌ها از هم پاشیدند و انسان‌ها به شکارچیان یکدیگر تبدیل شدند. در میان این جهنم، دکتر جون جونگکوک یکی از معدود پزشکانی است که هنوز برای پیدا کردن درمان تلاش می‌کند. اما وقتی آخرین پایگاه بازماندگان مورد حمله قرار می‌گیرد، او مجبور می‌شود تحت حفاظت دو فرمانده افسانه‌ای قرار بگیرد: کیم تهیونگ؛ رهبر سرد و بی‌رحم نیروهای مقاومت. و مین یونگی؛ فرمانده‌ای که حاضر است برای نجات مردم هر کاری انجام دهد. در حالی که زامبی‌ها هر روز قوی‌تر می‌شوند و رازهای تاریک ویروس یکی پس از دیگری فاش می‌شوند، جونگکوک متوجه می‌شود قلبش ناخواسته به سمت مردی کشیده شده که همه از او می‌ترسند... کیم تهیونگ. اما در دنیایی که مرگ پشت هر در کمین کرده، آیا عشق می‌تواند زنده بماند؟ تیزر فصل اول: صدای آژیر در سراسر پایگاه پیچید. «هجوم از دروازه شمالی! همه نیروها آماده بشن!» جونگکوک نفس‌زنان از درمانگاه بیرون دوید. فریاد مردم، صدای گلوله‌ها و غرش موجوداتی که دیگر انسان نبودند، هوا را پر کرده بود. ناگهان دستی بازویش را گرفت. «دکتر!» جونگکوک برگشت. مردی بلندقد با یونیفرم ن
Bon Appétit, Your Majesty by Victorkim
Victorkim
  • WpView
    Reads 10
  • WpVote
    Votes 1
  • WpPart
    Parts 1
Bon Appétit, Your Majesty ژانر: تاریخی | فانتزی | سفر در زمان | امگاورس | درام | آشپزی | معمایی|امپرگ کاپل:تهکوک...یونمین... تعداد قسمت: ۲۰ قسمت وضعیت: در حال انتشار زمان: دوران چوسان، در یک خط زمانی خیالی 🌊 خلاصه داستان جئون جونگکوک، یک آشپز جوان و بااستعداد از دنیای مدرن، بعد از پیدا کردن یک کتاب آشپزی قدیمی، به شکلی مرموز به گذشته منتقل می‌شود. وقتی چشم باز می‌کند، خودش را در آشپزخانه‌ی سلطنتی می‌بیند؛ جایی که متوجه می‌شود پادشاه این سرزمین کسی نیست جز کیم تهیونگ، یک انگیما با رایحه‌ی اسرارآمیز اقیانوس. تهیونگ پادشاهی سرد، قدرتمند و غیرقابل خودش را آشپز معرفی می‌کند. اما اولین غذایی که برای پادشاه آماده می‌کند، باعث می‌شود تهیونگ تصمیم عجیبی بگیرد: جونگکوک باید از این پس آشپز مخصوص خودش باشد. جونگکوک یک آلفای غالب با رایحه‌ی باران است؛ چیزی که در دنیای امگاورس این سرزمین بسیار کمیاب محسوب می‌شود. اما مشکل اصلی اینجاست: رایحه‌ی باران جونگکوک و رایحه‌ی اقیانوس تهیونگ، برخلاف انتظار همه، به شکلی عجیب با یکدیگر ارتباط دارند. هم‌زمان، جونگکوک در کتاب تاریخ سلطنتی متوجه جمله‌ای می‌شود که نباید وجود داشته باشد: «در بیست‌وهشتمین سال سلطنت پادشاه، انگیما ناپدید خواهد شد.» و حالا جونگکوک باید بفهمد چرا
Us for Us by KuroSamaDesu
KuroSamaDesu
  • WpView
    Reads 30,496
  • WpVote
    Votes 6,183
  • WpPart
    Parts 33
ازدواج با یک غریبه اون هم فقط برای دریافت یک وام احمقانه، احتمالاً بهترین تصمیم زندگیشون نبود؛ اما تنها راه ممکن؟ چرا. جونگ‌کوک فقط می‌خواست رستورانش رو از نابودی نجات بده و تهیونگ صاحب باشگاهی بود که اگر دیر می‌جنبید، برای همیشه از دستش می‌داد. یک امگای هیکلی معتاد به ویپ که مشت‌هاش جمجمه رو سوراخ می‌کرد، بدون شک با آلفای نارگیلی دماغویی که تنها مهارتش درست کردن پن‌کیک‌های خرسی بود، تیم ایده‌آلی نمی‌ساخت؛ اما حالا که تک تک مسیرهای پیش روشون به بن‌بست رسیده بود، یک راه بیش‌تر وجود نداشت: یکی باید سکو می‌شد تا اون یکی بتونه از روی دیوار بپره. «ما برای ما» همین‌طوری خلق شد. با یک قانون تک‌خطی ساده‌ که قرار بود آینده‌ی خیلی‌ها رو توی این داستان، تغییر بده: «اول ازدواج می‌کنیم و بعدش؟ خب... بعدش دیگه خودمونم نمی‌دونیم قراره چه خاکی توی سرمون بریزیم!» *** - ما... قراره شب اول هم داشته باشیم؟ - آره. شب اول تو ظرفا رو می‌شوری، منم سعی می‌کنم یه جایی بهتر از زمین برای خوابیدن پیدا کنم. 💍🥥💍🥥💍🥥💍 Genre: Omegaverse, Drama, Social, Romance Couple: KookV Written by: Kuro
Code Error: Love Undefined by writer_xe
writer_xe
  • WpView
    Reads 117
  • WpVote
    Votes 15
  • WpPart
    Parts 2
جهانی که مردم دیگه عشق رو تجربه نمی‌کنن چون از بچگی هورمون احساسات از مغزشون حذف می‌شه. ولی تهیونگ و جونگ‌کوک به‌طور تصادفی دچار جهش مغزی می‌شن و عشق رو تجربه می‌کنن، بدون اینکه بدونن چی دارن حس می‌کنن... چون هیچکس بهشون یاد نداده ........................... سال 2137. مرکز تنظیمات عصبی شرق، طبقه‌ی 17. نور سفید نئون مثل استخوان مرده روی پوست صورت‌ها پاشیده شده بود، و صدای مانیتورها با تپش قلب مصنوعی هماهنگ شده بود. هیچ‌کس حرف نمی‌زد. چون کسی نیاز نداشت حرف بزنه. ارتباط‌ها بی‌کلام، برنامه‌ریزی‌شده، و بی‌نقص بودند. دست‌های جونگ‌کوک روی رابط شیشه‌ای قرار گرفتند. آخرین گزارش نانوربات‌های عصبی‌اش روی صفحه بالا اومد سطرها کد، بدون احساس، بدون مکث اما یه چیزی عجیب بود یک خط یک جمله، که نباید اونجا باشه: ‏ERROR 98A - Emotional Loop Detected in Subject #JK-97 مردی با چشمان خالی جلو اومد، روی نمایشگر خم شد، و جمله را با صدای خشک خوند: «حلقه‌ی احساسی؟... غیرممکنه. سیستم پاکسازی فعال بوده.» جونگ‌کوک چیزی حس کرد. نه مثل ترس. نه مثل درد بلکه چیزی مبهم، مثل... حفره‌ای کوچک درون سینه‌اش انگار بخشی از مغزش نفس کشید، برای اولین‌بار نفهمید چرا فقط ایستاد، بی‌حرکت و اون لحظه، در دوردست‌ترین لایه‌ی مغزش، یک تصویر محو شکل گرفت...
+16 more
Wrong Wish by xoxopomeon
xoxopomeon
  • WpView
    Reads 8,748
  • WpVote
    Votes 1,171
  • WpPart
    Parts 15
جونگکوک هیجده ساله، فکر نمی‌کرد وقتی آرزو کنه بدترین آرزوی کیم تهیونگ برآورد بشه، چشم هاش رو توی اتاق خواب مشترکشون باز کنه درحالیکه پنج ساله با کیم تهوینگ ازدواج کرده و یه پسر دارن و تهیونگ باورش نمی شد بدترین تصور زندگیش تبدیل به واقعیت شده زندگی با جونگکوک، پسری که ازش متنفره! میدونستی عزیزم؟ میدونستی بدترین آرزوی تو محال ترین آرزوی من بود؟  ⟡ 𝒄𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: Kookv, Secret ⟡ 𝒈𝒆𝒏𝒓𝒆: Romance Angst Mystery 𝒘𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓 : Violet
+16 more
The Secret🪄 by TK___world
TK___world
  • WpView
    Reads 1,894
  • WpVote
    Votes 90
  • WpPart
    Parts 15
+من از بچگیم تنها بودم هیچی دوسم نداشت ×پس پدر مادرت؟ +اونا هیچ وقت منو قبول نداشتن ×چرا؟ +بخاطر گرایشم ____________________________________________________ تنها کسی که داشتم ته‌سوک بود ×ته‌سوک کیه؟ +برادرم ×عه الان کجاست؟ تهیونگ با دستش به آسمون اشاره کرد +اون بالا ____________________________________________________ +جونگکوک؟ ×جان؟ +میتونم بهت اعتماد کنم؟
Red Line ( خط قرمز ) by oohmira_
oohmira_
  • WpView
    Reads 5,033
  • WpVote
    Votes 597
  • WpPart
    Parts 11
کیم تهیونگ هیچ‌وقت این فکر رو نمی‌کرد که یک صبح ساده‌ی دوشنبه، زندگی‌ش رو عوض کنه. وقتی برادر کوچک‌ترش، ته‌جون، ازش خواست که به مدرسه برسوندش، تهیونگ با ناظم جوون و خوش‌تیپ مدرسه، یعنی جئون جونگکوک رو به رو شد. یک نگاه کوتاه کافی بود تا قلب تهیونگ رو به تپش بندازه. اما وقتی ته‌جون بهش گفت که آقای ناظم متأهل هستش، امید تهیونگ از بین می‌ره. ولی حقیقت اون چیزی که فکر می‌کردن، نبود. couple: kookv genre: comedy, smut, romance, school, au part: 10 ~WARNING: Sexual contact 🔞