R.L3
102 stories
𝐭𝐚𝐞 𝒘𝒂𝒏𝒈𝒋𝒂 |💕| 𝐕𝐦𝐢𝐧° by IMXNEUL
IMXNEUL
  • WpView
    Reads 21,977
  • WpVote
    Votes 3,599
  • WpPart
    Parts 9
☬ 𝐭𝐚𝐞 𝒘𝒂𝒏𝒈𝒋𝒂 ☬ "شاهزاده تهیونگ🍃" ^ کامل شده ^ 𝑽𝒎𝒊𝒏 𝑳𝒐𝒗𝒆 , 𝒓𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆 , 𝒄𝒖𝒕𝒆 -عاشق شاهزاده شدم..حاضرم بجاش بمیرم.. ... -3 # 𝑝𝑎𝑟𝑘 -4 #𝑝𝑎𝑟𝑘 -5 #𝑝𝑎𝑟𝑘 -6 # 𝑝𝑎𝑟𝑘 -2 # 𝑝𝑎𝑟𝑘 𝑗𝑖𝑚𝑖𝑛
Accursed | Kookv by zkdlinsahar
zkdlinsahar
  • WpView
    Reads 215,043
  • WpVote
    Votes 28,444
  • WpPart
    Parts 44
Accursed Genre: Historical..angst..smut..omegavers..mpreg Couple: kookv Sub Couple: kookmin..yoonmin Up Day: Monday خلاصه: تهیونگ به طور خیلییی اتفاقی اولین امگای تاریخه ک با وجود فقر و نداشتن پدر از مادر مریضش نگه داری میکنه. چی میشه اگر توی روز هیتش ولیعهد چین به رم بیاد و چی میشه اگر ولیعهد جفت تهیونگ باشه ...
🍷Vampire by jiho85
jiho85
  • WpView
    Reads 88,110
  • WpVote
    Votes 8,990
  • WpPart
    Parts 36
🍷 فن فیک خون اشام🍷 🕯اسم داستان:Vampire 🕯ژانرها: رمنس/تخیلی/اسمات/فانتزی/ 🕯رده سنی:+۱۸ 🕯️ وضعیت آپ: نامعلوم 🕯نویسنده: جیهو 🕯کاپل ها: تهکوک/سپ/ نامجین 🕯خلاصه داستان:کیم تهیونگ جزو خون آشام برتر سیاه بود، و برای افکار متفاوتی که داشت سال ها از خانوادش دور بود. یک روز که برای خون خوردن به بیرون رفته بود سبدی که بچه ی کوچکی داخل قرار داشت رو پیدا کرد،برای اولین بار لبخند زد و تصمیم گرفت اون بچه رو بزرگ کنه اما چی میشه که کیم تهیونگ روزی عاشق فرزند خوندش جئون جونگکوک بشه ؟!تنها کسی که تونسته افکار متفاوتش رو درک کنه و بهش عشق بورز؟! #Vampire🥇🏆✨ #jimin🥇🏆✨ #گی🥇🏆✨ #jin🥇🏆✨
still with you[completed] by yaoshyn
yaoshyn
  • WpView
    Reads 10,593
  • WpVote
    Votes 1,980
  • WpPart
    Parts 12
کامل شده ژانر:عاشقانه.برشی از زندگی.اسمات🔞🔞.کمی طنز کاپل:ویکوک خلاصه: پسرک زیبا در تاریکی شب با آن اندام موزونش لرزی را به دل مرد تنها انداخت که خرابی های بیشماری را به بار آورد.....خرابی به نام عشق.... -میتونم اسم تو بدونم؟ +دقت کردی تا حالا دو بار همدیگه رو دیدیم اگه برای بار سوم هم همو دیدیم اسممو بهت میگم شاید حتی گذاشتم منو برسونی.... نویسنده:EK 🏅تهکوک"۶" 🏅completed "1"
ginger | Chanbaek | Dadykink by mahta_a_kh
mahta_a_kh
  • WpView
    Reads 17,256
  • WpVote
    Votes 4,029
  • WpPart
    Parts 16
🤣🥳کمدی ترین فیکشن واتپد🥳🤣 فیکشــن: جــینجــر 🍠 ginger🧄 کاپــل: چــانبــک Chanbaek ژانـر: ددی کینــک🔞 ، فلــاف🍭 ، اسمــات💦 ، رمنــس❤️ ، کمــدی🎠 نویسنـده: مهتــا🌙 روز آپ: هر دوشنبه به صورت منظــم! ═════════════════════════ خــلاصــه: بیــون بکهیــون صاحــب غــذاخــوری کوچیــکیه که کســب و کارش بعد از باز شــدن رستــوران بزرگـی🛕💒 درســت مقــابل غذاخوریش کســاد شده! صاحــب رستــوران رقیــب، جــوانی به اســم پارک چانیــول که با گرایشــات جنســی🔞 متفــاوت از بکهیــون درخواســت میکنه تا در ازای اینکه بیبیــش🍑 بشه و زیــرش بخــوابه💦، کســب و کار خانوادگیــش رو نجــات بــده! آیا بکهیــون تخــس و لجبــاز🔥، آوارگــی رو به خوابیــدن زیر ددی یــول ترجیــح میده و مثل همیشــه با داد و فریــاد حقــش رو میگیره یا مثل یه پاپی کیــوت🐶 به آغــوش چــان پنــاه میبــره؟! ═══════════════════════ ❌هشدار:این فیک صرفا جهت خندوندن شما نوشته شده و من نیازی به نظرات بی رحمانتون ندارم پس لطفا فقط بخندین و لحظات شادی رو برای خودتون رقم بزنید❌ هیچ انتقادی در این مورد نمیپذیرم چون هشدار دادم
𝗛𝗨𝗡𝗧𝗘𝗥 | هـانتـ‌ر by jeonvear
jeonvear
  • WpView
    Reads 204,231
  • WpVote
    Votes 17,448
  • WpPart
    Parts 49
+ من از زجر دیدن دیگران لذت میبرم ! _ چه جالب ! چون منم از زجر دیدن خودم لذت میبرم ، فکر کنم بتونیم درد همدیگه رو تسکین بدیم... شاید اینجوری حس عذاب وجدانم کمتر بشه ‌ زجر دیدن میتونه لذت بخش باشه وقتی اون گوشه ذهنت هنوز هم خودت رو سرزنش میکنی..البته..این گزینه برای انسان هایی با روان سالم صدق نمیکنه..! باید روانت درگیر باشه تا از این موضوع لذت ببری.. و حالا چه چیزی برای اونها بهتر از تسکین دهندگی درد هم بود!؟ - دوست داشتن تو یه بازیِ که آخرش باخته :) •••• ᴊᴇᴏɴ ᴊᴜɴɢᴋᴏᴏᴋ | ʜᴏᴀɴɢ ʟᴀʀᴀ •••• رومنس_BDSM_اسمات_ درام_رازآلود_HORROR ،به‌قلم‌نینا،
𐧗۪۪ 𖥔 ˑ ִ ֗ ִ ۫ ִ ۫ ּ APORIA by downtodust
downtodust
  • WpView
    Reads 10,605
  • WpVote
    Votes 2,275
  • WpPart
    Parts 26
"ســـرگشتـــگی" ~پـــایـــان یافتـــه "آنگاه که رنج، جان را بسوزاند عشق خاکستر شود" . "در دنیایی که تمام زیبایی هایش را از بکهیون دریغ کرده بود، میان تاریکی و وهم، پرنس چانیول برایش بهشت بود. اما پسرک رعیت زاده کجا میدانست قبل از رسیدن به بهشت، باید رستاخیز را از سربگذراند. ...کاش رستاخیز تا بی نهایت ادامه نداشت." . "به من تجاوز شد، بهم خیانت شد، باهام مثه یه آشغال برخورد شد، همه ی هستیم از دستم رفت... حالا میگی ببخشمت؟ " نمیتونم، میدونی چرا؟ چون تو عزیزترینم بودی!" . . . . #انگست #تاریخی #انگست #دارک #انگست #Bl #انگست #انگست #انگست
silverblood 🍷🤍🩸 خون نقره ای  by donyamsi
donyamsi
  • WpView
    Reads 36,579
  • WpVote
    Votes 6,526
  • WpPart
    Parts 32
+تو دینت چیه ؟ _من دین ندارم ! +پس کیو می‌پرستی ؟ _تورو ... ..... توی لعنتی ، با رفتنت روحمو ازم گرفتی ، قلبم رو ، احساساتم رو ، غرورم رو من بعد تو ذره ذره آب شدم و تو حتی نفهمیدی ! ... 🍷silverblood ، خون نقره ای 🍷 کاپل : چانبک ، هونهان ، ویکوک ، مارکسون ژانر : اکشن ، رومنس ، جنایی , ددی کینک ، خشن ، هپی اند .... بیون بکهیون پسر بیست ساله ای که بعد از مرگ پدرش تموم دارایی هاشو میفروشه و به ایتالیا می‌ره تا زندگی جدیدی رو شروع کنه اما چی میشه اگر سر راه یک کله گنده کره ای که رئیس بزرگ ترین باند قاچاق مواد مخدره قرار بگیره ؟ قصد این فیکشن گفتن جملاتیه که به روح شما آرامش بده :) .... +یول داشتم به این فکر میکردم که ترکیب دستامون چقدر قشنگه ، مثل ترکیب بارون و چمنزار مثل ترکیب نیلوفر و مرداب مثل ترکیب دریا و ساحل حتی قشنگتر از اینا _کوچولوی من ترکیب وجود من و تو آنقدر قشنگه که حتی خود خدا هم دیگه نمیتونه مثلش بسازه ...
⊰ ONE ⊱  🔅ChanBaek,SeKai🔅 by _YourMy24_
_YourMy24_
  • WpView
    Reads 49,801
  • WpVote
    Votes 8,341
  • WpPart
    Parts 15
بکهیون ۱۸ ساله اهل کره ی شمالی و خواهر دوقلوش ، زندانی های یکی از بازداشتگاههای پیونگ یانگ در کره ی شمالی هستند که تحت آزمایشهای غیرقانونی انسانی برای ساخت ابرانسان قرار میگیرند 💔 🌸〰〰〰〰〰〰〰〰🌸 اسم فیک رو با الهام از یکتا بودن معشوق 'وان' گذاشتم . کسی که برای عاشق تکرار شدنی نیست . و در ادامه 'وان' استعاره ای از بکهیونه ، فردی که از جهات مختلف بی هماننده و کسی شبیهش نیست .
Heartbeat (completed)  by zahrasuju
zahrasuju
  • WpView
    Reads 93,639
  • WpVote
    Votes 19,572
  • WpPart
    Parts 52
✍ ییبو امگایی که زمانی رویای رقص داشته ولی توی یه تصادف مجروح میشه و رویاش برای همیشه از دست میده. و حالا داره با هزینه های بیمارستان و زندگی دست و پنجه نرم می کنه. شیائو ژان آلفایی ثروتمند که باید به خواسته مادربزرگش سریع بچه دار بشه تا بتونه رئیس کمپانی بشه. چه اتفاقی می افته اگه ییبو برای پول قبول کنه رحمش رو اجاره بده. آیا این راه با وجود دوست دختر ژان براشون هموار میشه؟