^^ ᴹʸ ʳᵉᵃᵈⁱⁿᵍ ˡⁱˢᵗ 💫
13 hikaye
••✴️Stigma✴️•• tarafından SilverBunny6104
SilverBunny6104
  • WpView
    OKUNANLAR 1,594,938
  • WpVote
    Oylar 229,880
  • WpPart
    Bölümler 171
بکهیون یه پرستار ساده و خوش قلبه که یه روز موقع برگشتن از سرکارش توی کوچه چانیول رو در حالی که چاقو خورده و وضعیتش خیلی بده پیدا میکنه. بکهیون به درخواست اون پسر که بهش میگه به پلیس زنگ نزنه اون رو به خونه اش میاره و با وجود تمام اخلاق های بد چانیول ازش مراقبت میکنه... اما یه روز چانیول بی خبر میذاره و میره و بکهیون باور داره که محاله دوباره با اون پسر بداخلاق روبرو بشه... اگرچه که پدر چانیول اقای جئون که یکی از کارخونه دارهای برجسته کره اس از چانیول میخواد که به شخصی نزدیک بشه و باهاش طرح دوستی بریزه اما نمیگه چرا... و اون شخص بکهیونه... زندگی و سرنوشت دوباره مقابل هم قرارشون میده اما معلوم نیست قراره اخرش این رابطه عجیب به کجا برسه... 💢 ☠️فیکشن : استیگما #stigma ☠️کاپل ها: چانبک-ویکوک. هونهان ☠️ژانر: رمنس. جنایی . درام ☠️محدودیت سنی: 18+NC ☠️نویسنده : #SilverBunny 🐰🌿
+11 tane daha
Faded (محو شده) tarafından whiiishi
whiiishi
  • WpView
    OKUNANLAR 93,617
  • WpVote
    Oylar 9,903
  • WpPart
    Bölümler 38
افسر جئون جونگکوک بعد از کشته شدن خانوادش به بی رحمانه ترین شکل ممکن و گذروندن زجر آور ترین سال های عمرش بالاخره موفق میشه برای گرفتن انتقام به عنوان نفوذی وارد باندِ باعث و بانی تمام بدبختیاش ، کیم تهیونگ بشه ! ولی اگه حقایق اون چیزی نباشه که نشون داده میشن چی؟ زندگی همیشه پر از چالش و غافلگیریه. مگه نه؟ "آدمِ بدونِ نقطه ضعف ترسناکه تهیونگ...من اینجام.. بین جمعیت دورت محو شدم... !؟ چی میشه اگه پیدام کنی ؟ نهایتِ این انتقام کجاست؟..."
➷𝐓𝐡𝐞𝐁𝐨𝐲𝐍𝐮𝐦𝐛𝐞𝐫𝟓𝟎𝟔➹  tarafından Kimtellin
Kimtellin
  • WpView
    OKUNANLAR 41,426
  • WpVote
    Oylar 6,601
  • WpPart
    Bölümler 40
بیون بکهیون عاشقِ عدد ۵۰۶ بود، اولین دلیلش این بود که تو شِش مِی به دنیا اومده بود و دومین دلیلش هم‌ این بود که یه جایی، احتمالا تو یکی از سایت‌های مزخرف پیشگویی، خونده بود ۵۰۶ بهترین عدد شانس دنیاست؛ کسی که شماره اش ۵۰۶ ـه خودمونیه، صمیمیه، صبور نیست ولی کنجکاو و باهوشه. بکهیون فکر میکرد خیلی خودجوش و بانمکه و میتونه راحت مردم رو بخندونه. فکر میکرد معاشرتیه و کارش تو جذب کردن دخترا به خودش عالیه. ولی اون فقط 'فکر' میکرد. اون احمق چیزی نبود جز عنق‌‌ترین، عوضی ترین، لوس‌ترین، حسود‌ترین و رو اعصاب ترین پسرِ مو فرفری‌ای که تو کلِ عمرت دیده بودی و متاسفانه این پسر شماره ۵۰۶ شده بود همسایه ای که درست تو واحد شماره ۵۰۶ روبروییت زندگی میکرد و قرار بود هر صبح و هر شب نگاهت به ریخت عنش بیوفته، عذابت بده و روح و روانت رو به بازی بگیره!
It Hurts☀️ tarafından eliz_story
eliz_story
  • WpView
    OKUNANLAR 5,888
  • WpVote
    Oylar 1,552
  • WpPart
    Bölümler 14
❗هشدار : این یک داستان نیست تنها تکراری ناقص از خاطراتی است که بین دو پایان غمنگیز معلق شده اند
Dance On My Broken Wings tarafından ViolinistFICTION
ViolinistFICTION
  • WpView
    OKUNANLAR 48,515
  • WpVote
    Oylar 12,683
  • WpPart
    Bölümler 42
↳🌿 Genres໑ ↲ امگاورس ~ درام ~ انگست ↳🍏 Couples໑ ↲ هونهان ~ چانبک ↳🌿 Up Situation໑ ↲ چهارشنبه ↳ 🍏Summary این یه ماجراجویی ...شبیه قدم زدن توی جنگل سبز و پیدا کردن درخت سیبی که بلوط های تازه به شاخه های خشکیده اش بوسه میزنند یه ماجراجویی توی دل اقیانوسی که صدف هاش جای مروارید سیاه ، شکوفه های پرتقال دارند . امپراطوری وانگ حالا دست لوهان ... پسری که قرار بود یه امگای نحس باشه . یه روزی همه تحقیرش میکردند و نفرت انگیز صداش میزدند ولی امروز اون کسی بود که وارث بعدی این امپراطوری ... اون برای اینکه یه آلفا بشه ... بال هاش رو شکسته بود . 🍊 #Fic #Ongoing 🍊 ⟝ Writer 🦊Bluesfox ⟝ TL Channel ☄️ @Violinist_Fictions
⚜️Hybrid-Rose from the gave⚜️ tarafından jeneraljang
jeneraljang
  • WpView
    OKUNANLAR 26,517
  • WpVote
    Oylar 7,066
  • WpPart
    Bölümler 46
⚜️خلاصه:به دنبال اتفاقات فصل 1 گروه اتحادی که برای فهمیدن رمز و راز های پشت دفترچه کهنه شکل داده بودن بعد از 6 سال تکاپو برای از بین بردن عامل عذاب هاشون حالا در آرامشی عجیب به سر میبرد.. آرامشی که مثل آلارم و آژیر خطری بهشون اخطار میداد... اخطار میداد و بهشون میفهموند که هنوز تموم نشده هنوز داستانتون به تهش نرسیده و هنوز رازی راموش نده ای وجود داره که برای بر ملا شدن زندگیتون رو تهدید میکنه... بهشون میفهموند که آرامشی که در اون به سر میبردند چیزی نبود جز آرامش قبل از طوفان! ⚜️نام داستان:دورگه - از گوربرخواسته(فصل 2) ⚜️ژانر:فانتزی. اکشن. هیجانی. اسمات. عاشقانه. ترسناک. مرموز کاپل ها:چانبک. هونهان. کایسو ⚜️شخصیت های فرعی:تمامی اعضای اکسو ⚜️محدودیت سنی: NC+18 ⚜️نویسنده: jeneraljang
🕸️🥀🦇Hybrid🦇🥀🕸️ tarafından jeneraljang
jeneraljang
  • WpView
    OKUNANLAR 56,640
  • WpVote
    Oylar 14,040
  • WpPart
    Bölümler 95
🥀🕸️خلاصه: پارک چانیول آخرین بازمانده قبیله آتش یک دورگه نیمه انسان و نیمه خون آشام هست که در سن 170 سالگی متوجه توطئه کثیف و بزرگی که عموش در حق خاندانش کرده میشه و در حالی که دفترچه ای از اسرار بزرگی رو توی دستش میفشرد و زخمی و در حال مرگ بود از قلمرو خون آشام ها فرار میکنه و در دنیای آدم ها به طور اتفاقی با بکهیون برخورد میکنه و ازش میخواد اون رو نجات بده.. بکهیون با وجود این که چانیول یک غریبه عجیب و مشکوک بود اون رو نجات میده اما چان بلا فاصله بعد از بهوش اومدن بدون هیچ توضیحی بک رو ترک میکنه اما سرنوشت چیز دیگه ای برای اون ها تدارک دیده!... ✨ 🕷️نام: دورگه _فصل اول 🕷️ژانر :فانتزی (گرگینه. خون آشام. جن). ترسناک.عاشقانه. معمایی.اکشن.هیجانی 🕷️کاپل ها و نقش ها :چانبک. هونهان. کایسو +چن. سوهو. کریس 🕷️رده سنی : NC+18 ✒️نویسنده : #jeneraljang⚔️♠️
A Halo Of Vague Dream  tarafından Erienne532
Erienne532
  • WpView
    OKUNANLAR 496
  • WpVote
    Oylar 68
  • WpPart
    Bölümler 1
◌ Nᴀᴍᴇ : A Halo Of Vague Dream ◌ ┈┈┈┈┈┈┈┈┈ 水 🖤 Cᴏᴜᴘ : Hᴜɴʜᴀɴ 水 🗝 Gᴇɴʀᴇs : Rᴏᴍᴀɴᴄᴇ , Aɴɢsᴛ , Fᴀɴᴛᴀsʏ 水 📜 Aᴜᴛʜᴏʀ : Eʀɪᴇɴɴᴇ ┈┈┈┈┈┈┈┈┈ ▻ برای عاشقی که حدی وجود ندارد..‌ دیگران خیال میکنند تو را از من گرفته اند بگذار در خیال واهی خود بمانند تو همیشه اینجایی... ┈┈┈┈┈┈┈┈┈ ▻ #oneshot #full