🤍
200 stories
  ✻Ferita🥀❊ by _Moonsan_
_Moonsan_
  • WpView
    Reads 32,923
  • WpVote
    Votes 3,496
  • WpPart
    Parts 12
[کامل‌شده] «می‌گم... اگه دکتر باهاش حرف بزنه، شاید قبول کنـ...» با صدای برخورد محکم بشقاب و تکون خوردن شدید میز، توی جاش پرید و با شنیدن فریاد مرد چشم‌هاشو بست. «ساکت شو جونگ‌کوک، گفتم نمی‌خوام! دهنتو ببند!» هول محکمی به میز داد و با قدم‌های بلندش سمت اتاق رفت و در رو بهم کوبید. جونگ‌کوک با ناباوری، شوک زده نگاهش رو به میز دوخته بود، چراکه هضم وضعیت پیش اومده خیلی کار سختی بود. همسر همیشه ملایم و پخته‌اش، کسی که هیچ‌وقت خم به ابرو نمی‌آورد و موقعیت‌هایی که خودش عصبانی بود سعی می‌کرد با صدای آروم و آرام‌بخشش آرومش کنه، حالا چه بلایی سر تهیونگِ همیشه ملایمش اومده بود؟ ـــــــــــــــــــــــــــــــ༺Ferita ༻ــــــــــــــــــــــــــــــ ✤ganer: Angst, Romance, smut ✤Couple: Taekook (vers) ‌Telegram: @lunenoire_6 ~𝓜𝓸𝓸𝓷𝓼𝓪𝓷 𝓵𝓸𝓿𝓮𝓼 𝔂𝓸𝓾♡
Rebelde|یاغی by writerokiko
writerokiko
  • WpView
    Reads 182
  • WpVote
    Votes 31
  • WpPart
    Parts 3
درحال آپ📌 -بجز تو کسی رو نداشتم هیونگ... -باور کنم بعد از اون اتفاق هنوزم پناهتم؟ *** کسی دقیق نمی‌دونه از کِی شروع شد؛ از شبی که هیولای غرب، جئون جونگکوک، اعتماد وارون، آلفای شمالی رو ازش گرفت یا از اولین باری که دندون هاشون پوست هم رو دریدن. تو دنیایی که نفرت و ترس حرف اول رو میزنه هیچکس به اندازه تهیونگ اونقدر کله شق نیست که با یاغی؛ همون اصیل زاده ی هیولا وارد رقابت بشه... شاید این دشمنی بیشتر از سر غرور بود! برای کسی به مغروری آلفای شمال وجود کسی قوی تر از خودش یه کابوس بزرگ بود که فقط با دریایی از خون تموم می‌شد. یا برای جونگکوکی که همیشه همه ازش میترسیدن وجود یه آلفای معمولی که هیچ ترسی ازش نداشت بهش حس پوچی و ضعف میداد! دو رهبر کاملا متفاوت؛ آلفای شمال، برای رسیدن به اون جایگاه چشمه ای از خون راه انداخت و حتی عموی خودش هم کشت... از طرفی یاغیِ غربی به راحتی به صندلی ریاست نشست؛ بی خبر از دست های پشت پرده ای که عروسک گردانِ هیولای غرب بودن! 𝑵𝒂𝒎𝒆: Rebelde 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: mafia, werewolf, enemies to lovers, kink, smut, Revenge. 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: secrets 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: okiko
Silence  by kookvvkook_777
kookvvkook_777
  • WpView
    Reads 22,262
  • WpVote
    Votes 2,193
  • WpPart
    Parts 33
Silence/سکوت جئون جونگ کوک پسری تخس و لجباز که بزرگترین اموزشگاه هنری رو توی پالرموی سیسیل ایتالیا داره چی میشه که با مردی که باهاش عجیب رفتار میکنه و مافیاعه رو به رو بشه، و اون مرد از قضا سال بالایی دوران دبیرستانشه که نُه ساله ولش کرده! ژانر: درام_ انگست_ مافیایی_ کمی اکشن_ کمی کمدی_ اسمات کاپل: ویکوک نویسنده: یاس
JAILOR║KOOKV-YOONMIN by sufiland
sufiland
  • WpView
    Reads 41,389
  • WpVote
    Votes 764
  • WpPart
    Parts 1
«تو به پول من نیاز داری من هم به بدنت. چطوره باهم یه قرارداد ببنیدم؟!» ❈نام‌اثر: |زنـــدانـبان| ❈کاپل: کوکویـ ❈ژانر: رابطه‌ی‌ قراردادی / طنزتلخ‌ِ اجتماعی / داری صحنه‌های جنسی +18 / روانشناسی / عاشقانه / پایان‌خوش ❈وضعیت: [یکم فروردین]-͟͟͞͞𖣘 •این داستان تنها درجهت سرگرمی نوشته شده و هیچ ارتباطی با زندگی شخصی افراد ندارد ؛ لطفا جوگیر و تعصبی نشوید. •تمام حقوق این کتاب متعلق به نویسنده می‌باشید لطفا از انتشار آن در سایر پلتفرم‌ها و ایده‌ برداری از محتوا خودداری فرمایید.
+11 more
He is change by BLACKrosalita
BLACKrosalita
  • WpView
    Reads 152,282
  • WpVote
    Votes 13,196
  • WpPart
    Parts 66
𝐹𝑖𝑟𝑠𝑡 𝑐ℎ𝑎𝑝𝑡𝑒𝑟:𝐹𝑖𝑛𝑖𝑠ℎ𝑒𝑑 تهیونگ داشت با همسر جدیدش داخل پاساژ راه میرفت. اما اون صدا! اون صدای سوته معروفه دوست‌پسر لعنت شده‌ش که خودش با دستای خودش ماشه‌ی اون اصلحه‌ی کوفتی رو روی قلبش چکوند. اما حالا اون اینجا بود،که چیکار کنه؟که طبق قول زندگیشو سیاه کنه؟! . . . "بزن...هم خودتو راحت میکنی هم از دست من خلاص میشی....ولی!...ولی حق نداری اگر به هر نحوی اومدم دنبالت ازم فرار کنی...اگر اومدم دنبالت خوشبختیو برات آتیش میزنم...فهمیدی عشقه جونگ‌کوک؟" Kookv Genre:horror,sadistic,unhappy,stressful,romance. ✦✦✦✦✦✦✦✦✦✦✦✦✦✦✦✦✦✦✦✦✦✦✦✦✦✦ 𝑆𝑒𝑐𝑜𝑛𝑑 𝑐ℎ𝑎𝑝𝑡𝑒𝑟:𝑈𝑝𝑙𝑜𝑎𝑑𝑖𝑛𝑔. همونطور که تهیونگ در گذشته غرق میشود بی خبر از اطراف ضربات بیرحمانه‌ی خنجر دشمن ها را به جان میخرد تا فقط کنار مرد مورد علاقه‌ش بماند،بی خبر از اتفاقات مهیبی که انتظارشان رو میکشند. KOOKV Genre:horror,romance,little comedy,stressful.
bunny and bear (Taehkook)  by mahi_kk
mahi_kk
  • WpView
    Reads 152,585
  • WpVote
    Votes 10,379
  • WpPart
    Parts 81
+میشه... میشه بغلم کنی؟! اروم با دست اشکاشو کنار زدم و با لبخند غمگینی گفتم -تهیونگ من همیشه اغوشم برات بازه، هر چقدر میخوای گریه کن، سکوت کن، خودتو خالی کن... فقط قول بده بعد این بارون چشمات یه رنگین کمون نشونم بدی ******** -ما همه چیز رو اونطور که میخواستیم عوض کردیم و نشدنی ترین هارو شدنی کردیم... پس فک نکنم خیلی سخت باشه ممکن کردن این یکی +درسته ...عشق تو ممنوعه ترین میوه بهشت بود ولی من حاضر بودم جهنم رو به جون بخرم تا همیشه داشته باشمش پس تو رو برای خودم نگه داشتم ،اونا هردومونو توی جهنم اسیر کردن اما تو جهنمو با بهشت خودت عوض کردی ... حالا توی بهشت جدیدم داری خدایی میکنی +تو با عشقت معجزه کردی کوپیدو ******** جونگکوک گارسونی که با دیدن یه پسره گریون پشت میز کافه نمیتونه بیخیال بشه و میره ارومش کنه ولی خبر نداره که دیدن چشمای عسلی و بارونیش قراره مسیر زندگی هر دوشون رو به کل عوض کنه ... کاپل اصلی :taehkook کاپل فرعی:🙊 ژانر:کمدی، فلاف، رمانتیک، کمی اسمات و .... شروع اپلود :1402/01/05 اتمام اپلود : 1403/02/16 #1 in Korean🥇 #1 in romance🥇 #1 in bl🥇 #1 in boylove 🥇
فرشتگان سلاخ by pooraan2000
pooraan2000
  • WpView
    Reads 2,393
  • WpVote
    Votes 279
  • WpPart
    Parts 14
عاشقانه‌ای تاریک از اعماق زمین روزهای آپ: پنجشنبه‌ها ساعت ۸ شب کاپل‌ها: ویکوک، یونمین، جینام ژانر: اکشن، جنایی، هیجان‌انگیز، تاریک، رازآلود، انگست، عاشقانه، اسمات دیلی اسپویل فیکشن در تلگرام: @pooraan79
SENATOR┼ by BaronessMariana
BaronessMariana
  • WpView
    Reads 42,716
  • WpVote
    Votes 3,648
  • WpPart
    Parts 30
- منو بازی نده تهیونگ. چی می‌خوای؟ پس هیونجین از طفره رفتن بدش می‌اومد. کمی خم شد و یکی از نوشیدنی‌هایی که روی میز بود رو برداشت. سر بطری رو گوشه‌ی لبش گذاشت و کمی از نوشیدنی رو مزه کرد. اگه فرد مقابلش دوست داشت مستقیم بره سر اصل مطلب پس تهیونگ هم حاشیه نمی‌رفت: - بهم بگو واقعا کی هستی؟ از جاش بلند شد و روی دسته‌ی مبل نشست. قصد داشت پسر مقابلش رو دست بندازه و کمی وقت تلف کنه: -تو اول بهم بگو. خودت کی هستی؟ متوجه نیت هیونجین شد. متقابلا از جاش بلند شد. روبه‌روی پسر ایستاد و با نگاه از بالا به پایینی بهش خیره شد. با لحن تمسخرآمیزی لب زد: - من؟ من کیم تهیونگم... کسی که بهش می‌گن سناتور! °•مشخصات فیک•° ▪︎ژانر: درام، جنایی، انگست، رازآلود، اسمات ▪︎کاپل اصلی: کوکوی ▪︎کاپلهای فرعی: یونمین، نامجین، کاپل مخفی ▪︎رده سنی: 🚫 +18 🚫 ~چنل من: @bmariness
𝗛𝗶𝗿𝗮𝗲𝘁𝗵ᵛᵏ ᴬᵁ by vk_dusk
vk_dusk
  • WpView
    Reads 77,597
  • WpVote
    Votes 8,450
  • WpPart
    Parts 18
• خـلاصـه: جئون جونگ‌کوک، پسری با عطر بلوبری که در کنج تنهایی‌هاش، غم رو در آغوش گرفته بود. زمان زیادی از دلباخته شدنش می‌گذشت؛ اما کیلومترها فاصله از کسی که عاشقش بود، قلب دلتنگش رو آزار می‌داد. زمزمه‌های "فراموشش کن" از هر طرف توی سرش اکو می‌شد؛ اما واقعاً اجازه می‌داد رویای آبیش رنگ ببازه و دلیل تپش‌های قلبش به دست فراموشی سپرده بشه؟! • بـرشی از داسـتان: - تو؛ نور دور چشم منی. ضربان قلب بیمار منی. اکسیژن فراری از رگ‌های منی. تو؛ تمام وجود منی جونگ‌کوک. ✗ اتمام یافته ✗ 𝗡𝗮𝗺𝗲: Hiraeth ✗ 𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲: Vkook ✗ 𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲: Romance, Angst ✗ 𝗪𝗿𝗶𝘁𝗲𝗿: Silvana
|| زندان عشق  | Prison of love || by llAlourall
llAlourall
  • WpView
    Reads 56,048
  • WpVote
    Votes 7,656
  • WpPart
    Parts 19
داستان از این قرار بود که ، پدر تهیونگ طی اتفاقی اونو مجبور با ازدواج اجباری با مرد انیگمایی میکرد که فقط اسمش رو میدونست و ازش 12 سال بزرگتر بود ! اون برای فرار از ازدواج هرکاری میکرد ولی نمیدونست که .. • Ganer 🐺: Omegavers . Romance . Au . Smut . Fakechat . Couple✨: KookV Writer🪄: Aloura