Best taekook stories
55 قصة
My you  بقلم Vkookchild9597
Vkookchild9597
  • WpView
    مقروء 496,326
  • WpVote
    صوت 63,103
  • WpPart
    فصول 60
_شانس آوردی آلفا، امگای قوی داری؛ با وجود شدت بالای ضربه، اما آسیب شدیدی بهش وارد نشده و مهم‌تر از همه اگه در حالت انسانی چنین آسیبی می‌دید درجا بچه‌اش رو از دست می داد؛ اما چون در حالت گرگینه... تهیونگ که تا اون لحظه با دقت به حرف‌های ساحره گوش می‌داد با شنیدن قسمت دوم جمله، ابروهاش جمع شد و حرف‌های ساحره رو قطع کرد. _یه لحظه یه لحظه، الان چی گفتی؟ _گفتم امگای قوی داری... _نه نه بعدش، قسمت دوم جمله‌ات... تـ... تو گفتی چی؟ بچه؟! ساحره ابرویی بالا انداخت و پلک زد. _نمی‌دونستی؟ امگات بارداره... Writer: Ashil Couple: Vkook, Hopmin, Taehi Genre: omegaverse, action, fantasy, romance, mpreg, smut
Bam's dad AU بقلم Vkookchild9597
Vkookchild9597
  • WpView
    مقروء 174,285
  • WpVote
    صوت 22,878
  • WpPart
    فصول 21
دوست پسرِ تهیونگ بعد از یک سال رابطه باهاش بهم می‌زنه چون از یک نفر دیگه خوشش اومده. حالا چی می‌شه اگه تهیونگ بخواد دنبال اون آدم بگرده؟ Writer: Ashil Couple: Kookv/Vkook AU Genre: Chat story, Comedy, Romance, Smut
❊𝐏𝐨𝐥𝐢𝐥𝐥𝐚❊ بقلم _Moonsan_
_Moonsan_
  • WpView
    مقروء 257,106
  • WpVote
    صوت 33,748
  • WpPart
    فصول 44
࿐[کامل شده] کیم تهیونگ آلفایی که از آلفابودنش متنفر بود؛ و جونگ‌کوک امگایی که از تمامیِ امگاها، ازجمله جنسیت ثانویه‌ی خودش نفرت داشت... . . شاپرک با قلبی غنی‌از غمِ فراوان، همیشه لبخندِ دروغین می‌زد و می‌خندید. شاپرک غصه‌دار و عاشق بود... شاپرک نفهمید و ندونست که با یک پیام‌دادن به شخصی که دورادور دوستش داشت، قلبش می‌شکنه و بال‌هاش ترک برمی‌دارن... «می‌شه فقط من رو دوست داشته باشی؟ قول می‌دم هرگز نفهمی که زندگیِ قبل‌از من چقدر برات سخت می‌گذشت، جونگ‌کوکی...» «فقط دست از سرم بردار، فقط ولم کن احمق!» ــــــــــــــــــــــــــــ༺Polilla ༻ــــــــــــــــــــــــــ ✤ganer: Omegaverse, Romance, Angst, smut ✤Couple: Kookv Telegram: @lunenoire_6 ~𝓜𝓸𝓸𝓷𝓼𝓪𝓷 𝓵𝓸𝓿𝓮𝓼 𝔂𝓸𝓾♡
May The Best Man Win - A Taekook Love Story بقلم Dani-luv-bts
Dani-luv-bts
  • WpView
    مقروء 404,981
  • WpVote
    صوت 26,350
  • WpPart
    فصول 42
What's the first rule of a competition??? For someone to win, someone else has to lose. You can't possibly have it both ways. Unfortunately for Taehyung, he had to learn that the hard way. He wanted to win. But he didn't want Jungkook to lose either. If only there was a way for both of them to win... People say that friendly competition is good for business. But when the time comes, what would you choose?? Victory - or - Love ?? Start - 02/01/2021 End - 18/02/2021 A/N - story lines are all mine. Apologies if any resemblance to another story. Photo credit to rightful owners. Cover done by @973_dany ❤ All the events are purely fiction and came out of my imagination. No disrespect meant for anyone. Happy reading. 💜💜
He Is My Boyfriend ❢ Vkook بقلم Zargoli
Zargoli
  • WpView
    مقروء 2,155,491
  • WpVote
    صوت 245,440
  • WpPart
    فصول 68
《اون دوست پسر منه》 +باورم نمیشه..تو.. _آره خودمم، دوست پسرت. #Vkook °•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°• +راستش من شما رو نمی‌شناسم؟! _بذار از اول شروع کنیم. یونگی هستم، مین یونگی. قراره از این به بعد هم اسممو زیاد بشنوی و هم زیاد صداش کنی. #Yoonmin °•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°• جونگکوک تو اوج مستی، کیم تهیونگ رئیس شرکتی که قراره به زودی توش مشغول به کار بشه و هنوز ندیدتش رو دوست پسرش معرفی می‌کنه و ازش آویزون میشه..در حالی که صبح بیدار میشه و بدون اینکه چیزی یادش باشه، آماده میشه تا به اون شرکت بره و قرارداد امضا کنه. کاپل اصلی : ویکوک کاپل فرعی : یونمین ژانر : رمنس/فلاف/زندگی روزمره وضعیت آپ: کامل شده
the Princess :::... ✔  بقلم btsfanfic_ir
btsfanfic_ir
  • WpView
    مقروء 534,646
  • WpVote
    صوت 119,420
  • WpPart
    فصول 80
༺شاهدُخت༻ جونگکوک از مَرد بودن شرمی نداشت... اون از یک مردِ متفاوت بودن هم شرمی نداشت. اما نمیتونست بشینه و ببینه که تک تک اعضای خانواده ش جلوی چشم هاش پر پر میشند! پس توی دنیای لباس های پر زرق و برق و جواهرات گرون قیمت غرق شد و خودش رو به جای یک دختر جا زد و پا به قصرِ سلطنتی گذاشت... اما هیچوقت فکر نمیکرد شاهزاده ی کشورش به هویت دروغینش دل ببنده! لعنت... اون حتی یک دختر هم نبود! ~.~ ~.~.~ (⛔این فیکشن با کاپل اصلی Yoonmin هم توی همین اکانت با همین اسم وجود داره⛔) ~.~ ~.~.~ ژانر : ( سلطنتی-کلاسیک / رمنتیک / درام / طنز /... ) کاپل(ها) : اصلی ◀ تهکوک فرعی ◀ یونمین ~.~.~ ~.~ [فیکشن الهام گرفته از سریِ Selectionـه. ولی روند داستانها هیچ شباهتی ندارند. کافیه چند پارت بخوونید تا متوجه بشید^^]
Homophobic High - VKOOK FF بقلم Taekmykook
Taekmykook
  • WpView
    مقروء 2,743,821
  • WpVote
    صوت 153,890
  • WpPart
    فصول 37
Helville High is a school full of homophobes. And In this school full of homophobes, Taehyung desperately tries to keep his sexuality hidden. After all, being gay in a school for straight males isn't ideal. But fate never seems to be on his side. And in this case, fate comes in the form of the school's most homophobic prick, Jeon Jungkook.
Little Gem [TaekookV] ✓ بقلم yyyuehyyyie
yyyuehyyyie
  • WpView
    مقروء 622,609
  • WpVote
    صوت 34,965
  • WpPart
    فصول 59
"What is this?" V asked, eyeing little Jungkook with confused gaze. "A baby, duh." Taehyung replied sarcastically. "Woo~ Another Tae!" Jungkook gasped out, eyes literally sparkling. "Hi hi~ I'm Koo!" He greeted softly, crawling closer to V until his face almost kissed V's face. "I'm V. Now get off me." V said coldly. He thought his looks could scared the baby but unfortunately he didn't. "V? Is it the A, B, C, D, E, F, G, H, I, J, K, L, M, N, O, P, Q, R, S, T, U, V that V?" Jungkook asked, tilting his head sideways cutely. Taehyung bursted into laughter after Jungkook's word and V couldn't tell how speechless he was. Maybe he should blame his mother for giving him such a weird name. "Yes, that V. Now fucking get off me." ------ Everyone knows how terrifying the Kim brothers are. They are ruthless, cruel and merciless blood sucker. But one human can change everything about them. That human is Jeon Jungkook, the one and only. Little gem, that's what he is in the Kim household. ----------------- 🐯 ⬆️ 🐰 ⬇️ This book contains: Fluff (Level: High) TaeKookV Top Taehyung Top V Bottom Jungkook
° ᴍɪ ᴘᴀᴢ ° (kookv - vkook) بقلم rira_drk
rira_drk
  • WpView
    مقروء 576,843
  • WpVote
    صوت 54,253
  • WpPart
    فصول 44
[complete] + "اسپانیایی ها یه اصطلاح دارن، بهش میگن 'mi paz'... به معنی آرامش ابدی... وقتی حس می‌کنی یه نفر برای تمام عمرت کافیه و می‌تونه تا پایان زندگیت برات یه آرامشی ابدی باشه...و تو... تو "می پاز" منی تهیونگ." + "مهم نیست الهه ی ماهِ لعنتی تو رو به عنوان جفت خواهرم درنظر گرفته... من تو رو به هیچ کسی نمی‌دم ته..." " تو سهم من از آرامشی :) " .. « کاپل : کوکوی - ویکوک (ورس) » « ژانر : رمنس، امگاورس، اسمات »
+9 أكثر