[completed]
خلاصه: این ازدواج اجباری برای جونگ کوک، اونم توی کشور هموفوبیکی مثل کره سم بود. نمیدونست چطوری از اون موقعیت فرار کنه. نمیدونست چطور شجاعتش رو جمع کنه و مخالفت کنه. فقط میدونست که هرچقدر بیشتر مقاومت کنه، بیشتر توی این منجلاب فرو میره...
ژانر : ازدواج ا جباری - عاشقانه - انگست - هپی اند
کاپل : ویکوک (تهکوک) - نامجین - یونمین
شروع : 1400.1.1
پایان : 1400.4.30
✨Best rankings✨
#1 Vkook
#1 BTS
#1 Farsi
#1 jungkook
#2 فارسی
#1 تهیونگ
𝙁𝙖𝙣𝙩𝙖𝙨𝙮 - 𝙎𝙘𝙝𝙤𝙤𝙡 𝙇𝙞𝙛𝙚 - 𝘼𝙣𝙜𝙨𝙩
𝗞𝗢𝗢𝗞𝗩
زیباترین مخلوق خدا درخواست انسان شدن کرد و برای تبدیل شدن به یک انسان باید نود و نه روز هویت اصلیش رو مخفی نگه میداشت. نباید بیشتر از سه نفر از ماهیتش با خبر میشدن اما درست در روز اولی که بین انسان بود، یک نفر رازش رو فهمید و مجبور شد باهاش یک پیوند ببنده...
پیوندی که نمیدونست سرنوشتش رو چطور تغییر خواهد داد!
___________________________________________________
- از من میخوای که رازت رو نگه دارم؟ باشه، من ماهیت اصلیت رو به کسی لو نمیدم.
- باید... باید بهم تضمین بدی!
- پس بیا یه قرار داد ببندیم.
- قرارداد؟ چی به من میرسه؟
- اینکه تا نود و نه روز رازت رو نگه میدارم؟
- در عوض ازم چی میخوای؟
- خودتو، خودتو بهم بده دالیا!
___________________________________________________
- گلی ظریف مثل تو، نباید به تنهایی توی سرزمین مردگان قدم بذاره، نمیترسی که با یک اشاره، پژمردهت کنم؟
تهیونگ توی توییتر هر هفته از اتفاقات جهان میگه و دنبال کننده های زیادی داره
پرنس جئون، پرنس فرانوسوی که دقیقا صد سال قبل تولد تهیو فوت میشه موضوع خوبیه برای این هفته؟
قسمتی از فیک:
"داخل همین کاخ، زیر همین درخت که شاهد عشق بین من و تو بوده...ازت میخوام بعد مرگم انتقامم رو از همه بگیری و همیشه به یادم باشی....مروارید های چشمات رو پاک کن مآوی.....میدونی که طاقت دیدنشون رو ندارم"
____________________________________________________________________
ژانر:تاریخی، فیک چت، فیک توییت، انگست، کمی کمدی 🎻
کاپل:کوکوی/ ویکوک🦋
نکته:تمامی مکان ها، اسم شخصیت ها، تاریخ ها ساخته شده توسط ذهن نویسنده هستش و هیچ ربطی به زندگی واقعی نداره
کاپل:تهکوک،یونمین
ژانر:چت توییتری،کمی اسمات
نویسنده:POPSILE
(پایان یافته*****)
چی میشه اگه تهیونگ اشتباهی به جونگکوک پیام بده..
جونگکوکم از همه جا بیخبر
تهیونگ میبینه چیکار کرده به نظرتون چه جوری جمعش میکنه؟
هر جوری اینکارو میکنه تهش به یه صحنه ی رمانتیک ختم میشه...
یک بار قسم خوردم که دوستت داشته باشم، و مهم نیست که قراره چی بشه. حتی مرگ هم ما رو نمیتونه از هم جدا کنه. اگر در این زندگی نتونم با تو ازدواج کنم، در بهشت با تو ازدواج می کنم. تو نه اولین و نه آخرین منی، تو یکی یدونه ی منی.
------------------------------------------------------------------------------------------
ー 𝐍𝐚𝐦𝐞 : My only one | یکی یدونه ی من
ー 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞 : KooKV
ー 𝐒𝐭𝐚𝐭𝐮𝐬 : Part 1-42 | در حال آپ
ー 𝐔𝐩 𝐭𝐢𝐦𝐞 : همزمان با آرتیست