۱
6 stories
sometime ideas by MaryamMohammadi3
MaryamMohammadi3
  • WpView
    Reads 29,109
  • WpVote
    Votes 994
  • WpPart
    Parts 28
یه بیرون کشی خاطرات
💢I Married the Devil!💢 by johnny_wife
johnny_wife
  • WpView
    Reads 33,832
  • WpVote
    Votes 4,466
  • WpPart
    Parts 22
این اتفاق زمانی که ما هنوز خیلی جوان بودیم افتاد؛ تو سن 18 سالگی ازدواج کردیم. خانوادم کاملا مخالف این کار بودن و هیچوقت هم باهامون موافقت نکردن؛ اونها هیچوقت جکسون رو قبول نکردن، اگه بخوام صادق باشم همیشه میگفتن یه چیزی درباره اون درست نیست. مادرم انگار که ازش می‌ترسید، در واقع بشدت ازش وحشت داشت و پدرم به خاطر تمایل جنسیمون قبولمون نمیکرد، چون هر دو مرد بودیم ولی اون زمان من اونقدر تو عشق جک غرق بودم که اصلا به حرفهاشون اهمیتی نمیدادم ولی حالا می‌فهمیدم که باید به حرفشون گوش میدادم...!
forbidden Love (completed) by Abrit0
Abrit0
  • WpView
    Reads 31,192
  • WpVote
    Votes 3,588
  • WpPart
    Parts 25
+ التماست میکنم _ باید درس خوبی برای بقیه بشی ملکه من یونگی روبه جونگ کوک کرد و با لحن خنثی ایی گفت _ برو ازش لذت ببر جونگ کوک فهمیده بود یونگی از همه ماجرا خبردار شده و اگه جلوی اهالی قصر به عشقش تجاوز نمیکرد مساوی بود با مرگ هردوشون (کپی ممنوع) Couple:boyxgirl(yoongi) Genre: Romance,Historical,Angest,smut
Humiliate Me | تحقير by misterallenwrites
misterallenwrites
  • WpView
    Reads 47,653
  • WpVote
    Votes 636
  • WpPart
    Parts 38
با هر ضربه‌ای که به پشتم میزد و بی‌رحمانه اسپنکم می‌کرد ، مقاومتم رو بیشتر میکردم که کمتر بلرزم. درست مثل یه خواب عجیب و غریب که آدم یکهو به خودش میاد و میبینه وسطِ خوابه ، بی‌حرکت تسلیم شرایط شده بودم. زانوهای سفتش رو زیر شکمم احساس میکردم ؛ پاهام به شدت تیر میکشید و مطمئن بودم که باسنم کاملا سرخ شده ، شاید هم کبود و سیاه شده بود چون دردش داشت غیرقابل تحمل میشد.
killer by shinee239
shinee239
  • WpView
    Reads 43,586
  • WpVote
    Votes 656
  • WpPart
    Parts 3
داستان درباره کیونگسویی که بر اثر یه حادثه به عنوان برده جنسی توسط رییس مافیا به یک قاتل حرفه ای به اسم کای فروخته میشه