My favorites
197 stories
| 𝗪𝗿𝗶𝘁𝗲 𝗺𝗲 | ᵛᵏᵒᵒᵏ by Chakavakvk
Chakavakvk
  • WpView
    Reads 182,632
  • WpVote
    Votes 24,601
  • WpPart
    Parts 32
برای تهیونگ، این ازدواج فقط یک برگه‌ست؛ مدرکی برای نمایش "برابری" در اجرای قوانین کشوری که خودش کارگزارش محسوب می‌شه؛ درحالی‌که اوضاع برای همسرش جونگ‌کوک اهل کره‌ی شمالی، کمی متفاوته... ''' «تهیونگ، مواد کشیدی؟» «نه بامبی، اگه قرار به کشیدن باشه که ترجیح می‌دم اون نازِ تو باشه.» ┈┈┈┈┈┈┈┈┈ 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: 𝖵𝗄𝗈𝗈𝗄, 𝗇𝖺𝗆𝗃𝗂𝗇 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾 : 𝖥𝗈𝗋𝖼𝖾𝖽 𝗆𝖺𝗋𝗋𝗂𝖺𝗀𝖾, 𝖣𝗋𝖺𝗆, 𝖠𝗇𝗀𝗌𝗍, 𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾, 𝖲𝗆𝗎𝗍, 𝖲𝖼𝗂-𝖿𝗂 𝖶𝗋𝗂𝗍𝖾𝗋 : 𝖢𝗁𝖺𝗄𝖺𝗏𝖺𝗄﮼ ┈┈┈┈┈┈┈┈┈ روز آپ: شـنبـه‌هـا
𝔇𝔢𝔫𝔦𝔞𝔩 by naynanaii
naynanaii
  • WpView
    Reads 40,739
  • WpVote
    Votes 4,909
  • WpPart
    Parts 26
⏎ تو دنیایی که تفاوتی بین جنسیت‌های ثانویه وجود نداشت و حتی امگاها محبوب‌ترین قشر جامعه به‌حساب میومدن، همه‌چیز برای کیم تهیونگ برعکس بود. امگای رها شده‌ای که ارزشی برای خانواده‌اش نداشت. اون این موضوع رو پذیرفته بود ولی با ملاقات جئون جونگکوک، دلش میخواست که اون هم متعلق به جایی یا شخصی باشه. ꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷ ɴᴀᴍᴇ: 𝘿𝙚𝙣𝙞𝙖𝙡 ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: 𝙆𝙤𝙤𝙠𝙫‌ ɢᴇɴʀᴇ: 𝙊𝙢𝙚𝙜𝙖𝙫𝙚𝙧𝙨𝙚, 𝙍𝙤𝙢𝙖𝙣𝙘𝙚, 𝙎𝙡𝙞𝙘𝙚 𝙤𝙛 𝙡𝙞𝙛𝙚 ᴛᴀɢꜱ: 𝙎𝙢𝙪𝙩, 𝙎𝙡𝙤𝙬 𝙗𝙪𝙧𝙣
Help, Bodyguard! (KookV) by NyxJeon97
NyxJeon97
  • WpView
    Reads 170,114
  • WpVote
    Votes 20,531
  • WpPart
    Parts 30
[ اِنیگما وقتی قرارداد محافظت از کیم تهیونگِ 18 ساله رو با خون امضا کرد، انتظار دیدن یک امگای تخس و هورنی رو نداشت که از سیاست، فقط اسمش رو داخل اخبار شنیده بود. ] دراما/ اسمات/ اِنیگما x امگا کاپل : کوکوی/ کمی یونمین
red string of fate by sara199911
sara199911
  • WpView
    Reads 9,904
  • WpVote
    Votes 1,789
  • WpPart
    Parts 36
دو سر نخ به سرنوشت دو شاهزاده گره خورده، یکی برای شکوه و دیگری برای ویرانی... اما کدوم یکی سرنوشت واقعیو رقم میزنه؟ ● نام فیک ~ نخ سرخ سرنوشت ○ ژانر ~ اسمات ،فانتزی، انگست، رمنس ● نویسنده ~ sara:) ○ کاپل اصلی ~ ویکوک ●کاپل فرعی ~ ویمین آپ هر سه شنبه بعداز ساعت ده
Cafune by Blue__siide
Blue__siide
  • WpView
    Reads 25,562
  • WpVote
    Votes 266
  • WpPart
    Parts 6
و انگار که نتونسته باشه خود دار بمونه، با اشکی که ناخواسته رو گونش میریخت‌، دست گذاشت رو سینه‌ی پسرِ مقابلش و لب باز کرد تا جور دیگه‌ای گِله کنه. -اصلاً... امشب تولدمه؛ چرا یادت نیست؟ با دلگیری به چشم های جونگکوک خیره شد و با درک نکردنِ حسِ چشماش، اشکاش با شدت بیشتری راه خودشون رو پیش گرفتن. امشب حتی ذره‌ای ملاحظه تو وجودش نداشت... تمامِ درد ها و سختی هاش با چسبیدن به قفسه‌ی سینش‌، فرصتِ ابراز میخواستن و انگار‌ این جملات همون درد ها و سختی ها بودن که بیرون ریخته شدن! -سه ساله بهم تبریک نگفتی... چرا بهم نگفتی تولدت مبارک کافونه؟ تک به تکِ کلماتش‌، حال عجیبی به جونگکوک میدادن جوری که با شنیدن "کافونه" بی طاقت لب گزید و نگاهش رو به سقف داد. کاش این سؤال هایی که داشتن جونش رو میگرفتن... همین الان تموم میشدن! -چرا منو نگاه نمیکنی؟ مگه من کافونه‌ی تو نیستم؟ فشار دندونای پسر کوچیکتر رو لبش بیشتر شد و نفسش به شمار افتاد. تهیونگ خبر داشت با این طوری حرف زدنش، داره چی به سرش میاره؟. -بسه... ژانر: پزشکی، روزمره، رمانس، انگست کاپل اصلی: ویکوک کاپل فرعی: یونمین دیلی من: In_blueside@
𝂡Aegis [Kookv] by _Moonsan_
_Moonsan_
  • WpView
    Reads 46,815
  • WpVote
    Votes 6,350
  • WpPart
    Parts 20
࿐[کامل شده] دیدید می‌گن صبر کن اصلش برات پیدا بشه، آدم می‌شی؟ فکر می‌کنم داستان زندگی امگای سرکش و لاتِ چاله‌میدون قصه‌ی ما هم همین باشه... یه انیگمای از همه‌جا بی‌خبری که قراره تلپی بیفته روی زندگی پسر چموش و شیطونِ ما و اون رو به راه راست هدایت کنه؛ البته اگه مجبور نشه کشون‌کشون از گوشش بگیره و اون رو بدون توجه به غرغرهاش دنبال خودش بکشونتش... ولی خب... شاید اگه تهیونگ می‌فهمید بلافاصله بعداز اولین دیدارشون و مسخره‌کردن انیگما به‌خاطر مشکلش چطور قراره درگیر عشقش بشه، هرگز برای اولین دیدار تند نمی‌رفت. _______________༺Aegis༻_______________ ✤ganer: Omegaverse, Romance, Angst, Smut ✤Couple: Kookv Telegram: @lunenoire_6 ~𝓜𝓸𝓸𝓷𝓼𝓪𝓷 𝓵𝓸𝓿𝓮𝓼 𝔂𝓸𝓾♡
Drifted apart by Simieminiemoonie
Simieminiemoonie
  • WpView
    Reads 572,400
  • WpVote
    Votes 69,346
  • WpPart
    Parts 48
- قرارمون این بود که با کمک هم ذره ذره این مانع رو از سر راه برداریم.قدم به قدم. من ازت خسته نمیشم. ولی اگه یه روزی شدم، تو منو برگردون به اون جایی که بهش تعلق دارم...توی آغوش خودت. ته! میدونی چی منو اذیت میکنه؟ اینکه هرباری که بهت نزدیک میشم، میترسم باعث آزارت بشم.ولی اگه تو احساسات اون لحظه ات رو باهام درمیون بذاری، به هردومون کمک میکنی. پس هیچوقت چیزی رو از من مخفی نکن. کاپل : ویکوک/ کوکوی ژانر: رمنس / درام/ زندگی روزمره / اسمات - این فیکشن فقط اینجا و توی همین اکانت واتپد آپ شده و هیچ فایلی نداره. اگر جایی فایلی دیدید، سریعا ریپورت کنید چون بدون اجازه‌ی من فایل شده.
🍷The 100 million dollar prostitute 🍷{ Vkook Ver.} by PARIII_LAND
PARIII_LAND
  • WpView
    Reads 147,561
  • WpVote
    Votes 12,231
  • WpPart
    Parts 21
جنده ی کیم تهیونگ بودن....۵ کلمه...۱۸ حرف.....محض رضای فاک به این سادگیا نیست ...نیست اگه اون کیم لعنتی رئیس بزرگترین باند قاچاق اعضای بدن اوراسیا باشه.....نوچ نوچ این همش نبود....نه تا وقتی که مجبوری تا خرخره تو کثافت کاریاش فرو بری...فقط خفه شو...تو فقط جندشی کوک....ولی قراره جندش بمونی؟ 🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷 -نگاش کن...هنوز نگاهش رو ماست...فکر نمیکنی باید یه نمایش خوب بعد از مرگش نشونش بدیم؟ محال بود....سکس جلوی یه جنازه...جنازه غرق خون نفسشو بیرون داد +ار...اربا.. -زبونت باز شد؟....خوبه...برای جیغ زدن بهش نیاز داری دست ارباب داشت میرفت سمت پنتیش -بیا یه ذره متفاوتش کنیم...هوم؟ انگشتای ارباب به پنتی توری چنگ زد....یه تجاوز دیگه ولی این بار تو تخت نبودن...سالن اپرا...جای مقدسی بود که داشت کثیف میشد. یا مادرمقدس مارا بیامرز و ببخش. 🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷 -کسی رو هم کشتی؟ +فقط چندتا پلیس -ادم چی؟ +نه فقط پلیس 🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷 قبل از اینکه به خودم بیام اون سیگار لعنتی تنها یادگارم از تو شد...سیگار نم دارم...لبای زخمیم...لباسای فاحشه ها زیادی بهم میاد...اینجا موهای فاحشه ها رو نمیتراشن....موهام بلند شده...این شهر بدون نقاب قبولم نمیکنه. ژانر:اسمات/انگست/خشن/بی دی اس ام/هپی اند
ORPHIC by Adrinaaliyari
Adrinaaliyari
  • WpView
    Reads 50,711
  • WpVote
    Votes 5,159
  • WpPart
    Parts 54
‼️⛔ هرگونه کپی و تغییر دادن، بازگردانی با یه کاپل دیگه در فیکشنم، اکیدا مـمـنـوع است! ⛔‼️ 🌹ووت و کامنت مابین داستان فراموش نشه🌹 ♕نویسنده: CLOWN.BTS♕ ♕کامل شده♕ ♕هپی اند♕ °°°° جئون جونگ‌کوک، تتوآریست خشن و مرموز 27 ساله، در شهری دورافتاده، زندگی ساده‌ای داره-تنها، بدون دردسر، تا اینکه کیم تهیونگ، پسری 26 ساله، استیصال‌زده که از مراسم عروسیش فرار کرده، به شکل غیرمنتظره‌ای وارد زندگیش می‌شه. تهیونگ نه تنها ماشینش گم میشه، بلکه باید از دختربچه ی 13 ساله‌ای به اسم سون سورا مراقبت کنه-کسی که تا حالا وجودش رو نمیدونسته. تحمل مشکلات و حضور تهیونگ برای جونگ‌کوک دشواره؛ مردی که پیچیدگی‌ها رو دوست نداره، مخصوصاً از نوع احساسیش. بااین‌حال، وقتی دردهای گذشته‌ی تهیونگ یکی‌یکی آشکار میشن، جونگ‌کوک نمیتونه بی‌تفاوت بمونه؛ هم به خاطر تهیونگ، هم به خاطر اون دختر بچه که ناگهان زندگیش رو تغییر داده. رابطه‌اشون مثل یه بالانس ظریف بین خشم و دلسوزی، سکوت و سکوت‌های پرمعنا، امنیت و زخمی عمیق رشد می‌کنه. جونگ‌کوک سنگینی زخم‌ها و این خشونت پنهان رو پشت خودش پنهان می‌کنه-تا وقتی رسیدن تهیونگ به نقطه‌ای از درد، باعث میشه همه‌چیز بشکنه.... آینده ی اونها چطور پیش میره؟!...
𝖲𝗉𝗎𝗇𝗄𝗒ᵗ᷒ᰰ by Hansuoh
Hansuoh
  • WpView
    Reads 57,920
  • WpVote
    Votes 7,245
  • WpPart
    Parts 12
جونگ‌کوک به‌عنوان انیگمایی که بیشتر عمرش رو بین جرایم مختلف گذرونده بود، خیال می‌کرد هیچ‌کس نمی‌تونه جلودارش باشه؛ اما حضور دوست‌پسرش یه مشت بزرگ توی صورتش بود. جونگ‌کوک باید با حسودی‌های اون امگا چی‌کار می‌کرد؟ «دوستت‌ دارم جونگ‌کوک؛ اون‌قدر دوستت دارم که دلم می‌خواد به گرگم اجازه بدم گلوی هر کسی که بهت نزدیک می‌شه رو پاره کنه.» «مهم نیست اگه یه حیوون خطاب بشم یا هر مزخرف دیگه‌ای؛ اما تو می‌تونی قلبم رو بخوای و من همون لحظه از سینه‌ام برات درش میارم.» 𝖭𝖺𝗆𝖾: 𝖲𝗉𝗎𝗇𝗄𝗒 ‌𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: 𝖪𝗈𝗈𝗄𝗏 ‌𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾: 𝖮𝗆𝖾𝗀𝖺𝗏𝖾𝗋𝗌𝖾, 𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾, 𝖢𝗈𝗆𝖾𝖽𝗒