toommmmuu_455688865's Reading List
87 stories
Bring Your Body Baby (I Could Bring You Fame) [L.S] by eyasmin
eyasmin
  • WpView
    Reads 5,440
  • WpVote
    Votes 1,152
  • WpPart
    Parts 16
COMPLETED || EDITED SPORT ROMANCE || - تابستان سال ۲۰۱٥، جاييكه هري ۱۸ ساله، تازه دبیرستان رو تموم کرده و بعنوان یه واتربوي توي تیم فوتبال موردعلاقه‌اش مشغول به کار شده. وظایفش خیلي ساده‌اس: ⟨ آماده باشه که به بازیکنا آب و حوله بده.⟩ ولي ظاهراً این شامل لويي تاملینسون، بازیکن ۲۳ ساله‌اي که تازه به پاري سن ژرمن منتقل شده، نمیشه؛ چون اون دوست داره کار هري رو خیلي سخت‌تر از چیزي که هست بکنه!. Word Count: 80,000 On AO3 : Theboyfriendstagram - 𝘼𝙡𝙡 𝙧𝙞𝙜𝙝𝙩𝙨 𝙗𝙚𝙡𝙤𝙣𝙜 𝙩𝙤 𝙩𝙝𝙚 𝙤𝙧𝙞𝙜𝙞𝙣𝙖𝙡 𝙖𝙪𝙩𝙝𝙤𝙧 𝙤𝙛 𝙩𝙝𝙞𝙨 𝙨𝙩𝙤𝙧𝙮, 𝙖𝙣𝙙 𝙄'𝙫𝙚 𝙩𝙧𝙖𝙣𝙨𝙡𝙖𝙩𝙚𝙙 𝙩𝙝𝙞𝙨 𝙗𝙤𝙤𝙠 𝙬𝙞𝙩𝙝 𝙩𝙝𝙚 𝙖𝙪𝙩𝙝𝙤𝙧'𝙨 𝙥𝙚𝙧𝙢𝙞𝙨𝙨𝙞𝙤𝙣.
Walk That Mile |L.S| by HnaMir
HnaMir
  • WpView
    Reads 629
  • WpVote
    Votes 117
  • WpPart
    Parts 6
« سخته! خیلی سخته که دوباره خودتو پیدا کنی و از نو شروع کنی، وقتی آدما تیکه تیکه‌ات میکنن. » -𝗣𝗲𝗿𝘀𝗶𝗮𝗻 𝘁𝗿𝗮𝗻𝘀𝗹𝗮𝘁𝗲.
𝗖𝗮𝗹𝗶𝗳𝗼𝗿𝗻𝗶𝗮 𝗦𝗼𝗹𝗱 [L.S] by ArTeMistommoLs
ArTeMistommoLs
  • WpView
    Reads 882
  • WpVote
    Votes 166
  • WpPart
    Parts 9
هری استایلز یکی از اعضای گروه پسرونه، که بیشتر با شایعات مختلف و پنهان کاری درباره گرایش جنسیش شناخته میشه تو سطح جهانی شهرت داره... عین حال لویی تاملینسون دوست صمیمی هری استایلز توی منچستر جای که هردوشون بزرگ شدن، روزهای خودشو به عنوان یه نوجوان بیست و چهار ساله در معمولی ترین حالتش میگذرونه.. چی میشه وقتی هری به لویی تو لس آنجلس نیاز پیدا میکنه؟... و وقتی که یه کار تبلیغاتی اشتباه پیش میره دوستی اون دو تا برای همیشه تغییر میکنه. 🔴این داستان ترجمه هست. This is not my work. The story belongs to @isthatyoularry on ao3
Fire And Stone(Z.M) by youcancallmemrless
youcancallmemrless
  • WpView
    Reads 174,254
  • WpVote
    Votes 26,934
  • WpPart
    Parts 69
اون حتي جرعت نداشت به اون مرد نگاه كنه
SYNDROME [ZiamFanfiction] by Nazanin_0
Nazanin_0
  • WpView
    Reads 116,198
  • WpVote
    Votes 19,248
  • WpPart
    Parts 52
COMPLETED Ranking #1 in Fanfiction -حداقلش من همینی ام که هستم، تو کی هستی پشت نقاب هات ؟! +من همون لعنتیم که قرار بود عذابت بدم، ولی نمیدونستم با عذاب دادنت خودمم نابود میشم !
~Same Old~ [ZIAM MAYNE][COMPLETED] by ziam_ir
ziam_ir
  • WpView
    Reads 183,314
  • WpVote
    Votes 20,135
  • WpPart
    Parts 62
ليام پين ! تو هيچ وقت نميدونستي شخصيتي رو كه توي داستانت شكل دادي، روزي قراره باهاش زندگي كني!
Muted(Ziam Mayne) by llarmull
llarmull
  • WpView
    Reads 12,538
  • WpVote
    Votes 2,431
  • WpPart
    Parts 37
از سیگار خوشت میاد، برای همینه که اونطور بین لب‌هات سوزوندیم؟
Daylight [L.S][Z.M] by thatwierdsonofabitch
thatwierdsonofabitch
  • WpView
    Reads 5,246
  • WpVote
    Votes 792
  • WpPart
    Parts 33
همزمان هم عاشقشم و هم ازش متنفرم گناهانمون رو از نور روز پنهان می کنیم... "دنیا می تونه توی یه چشم به هم زدن تورو تبدیل به چیزی کنه که هیچ وقت فکرشم نمی کردی..." "ولی شاید اون چیز همیشه هم بد نباشه."
28 Days [L.S] by MakeRainbow
MakeRainbow
  • WpView
    Reads 22,970
  • WpVote
    Votes 6,327
  • WpPart
    Parts 32
"شاید هدف فقط کشیدنش بود. ولی نه روی کاغذ، روی قلبم." Highest Ranking : #1 in boy×boy #5 in shortstory
Black Fever (L.S) by imsamiwh
imsamiwh
  • WpView
    Reads 17,513
  • WpVote
    Votes 3,963
  • WpPart
    Parts 31
- I think a piece of the moon that is not in the sky in your hair. - فکر میکنم تیکه ای از ماه که تو آسمون نیست توی موهای توعه لویی. ---------------------------------------- 1660 - London Sad End Complete بر اساس یک سلسله ی واقعی Vampair-Historical Larry-Ziam به قلم : sami