toommmmuu_455688865's Reading List
87 historias
Bring Your Body Baby (I Could Bring You Fame) [L.S] por eyasmin
eyasmin
  • WpView
    LECTURAS 5,558
  • WpVote
    Votos 1,167
  • WpPart
    Partes 16
COMPLETED || EDITED SPORT ROMANCE || - تابستان سال ۲۰۱٥، جاييكه هري ۱۸ ساله، تازه دبیرستان رو تموم کرده و بعنوان یه واتربوي توي تیم فوتبال موردعلاقه‌اش مشغول به کار شده. وظایفش خیلي ساده‌اس: ⟨ آماده باشه که به بازیکنا آب و حوله بده.⟩ ولي ظاهراً این شامل لويي تاملینسون، بازیکن ۲۳ ساله‌اي که تازه به پاري سن ژرمن منتقل شده، نمیشه؛ چون اون دوست داره کار هري رو خیلي سخت‌تر از چیزي که هست بکنه!. Word Count: 80,000 On AO3 : Theboyfriendstagram - 𝘼𝙡𝙡 𝙧𝙞𝙜𝙝𝙩𝙨 𝙗𝙚𝙡𝙤𝙣𝙜 𝙩𝙤 𝙩𝙝𝙚 𝙤𝙧𝙞𝙜𝙞𝙣𝙖𝙡 𝙖𝙪𝙩𝙝𝙤𝙧 𝙤𝙛 𝙩𝙝𝙞𝙨 𝙨𝙩𝙤𝙧𝙮, 𝙖𝙣𝙙 𝙄'𝙫𝙚 𝙩𝙧𝙖𝙣𝙨𝙡𝙖𝙩𝙚𝙙 𝙩𝙝𝙞𝙨 𝙗𝙤𝙤𝙠 𝙬𝙞𝙩𝙝 𝙩𝙝𝙚 𝙖𝙪𝙩𝙝𝙤𝙧'𝙨 𝙥𝙚𝙧𝙢𝙞𝙨𝙨𝙞𝙤𝙣.
Walk That Mile |L.S| por HnaMir
HnaMir
  • WpView
    LECTURAS 630
  • WpVote
    Votos 117
  • WpPart
    Partes 6
« سخته! خیلی سخته که دوباره خودتو پیدا کنی و از نو شروع کنی، وقتی آدما تیکه تیکه‌ات میکنن. » -𝗣𝗲𝗿𝘀𝗶𝗮𝗻 𝘁𝗿𝗮𝗻𝘀𝗹𝗮𝘁𝗲.
𝗖𝗮𝗹𝗶𝗳𝗼𝗿𝗻𝗶𝗮 𝗦𝗼𝗹𝗱 [L.S] por ArTeMistommoLs
ArTeMistommoLs
  • WpView
    LECTURAS 887
  • WpVote
    Votos 166
  • WpPart
    Partes 9
هری استایلز یکی از اعضای گروه پسرونه، که بیشتر با شایعات مختلف و پنهان کاری درباره گرایش جنسیش شناخته میشه تو سطح جهانی شهرت داره... عین حال لویی تاملینسون دوست صمیمی هری استایلز توی منچستر جای که هردوشون بزرگ شدن، روزهای خودشو به عنوان یه نوجوان بیست و چهار ساله در معمولی ترین حالتش میگذرونه.. چی میشه وقتی هری به لویی تو لس آنجلس نیاز پیدا میکنه؟... و وقتی که یه کار تبلیغاتی اشتباه پیش میره دوستی اون دو تا برای همیشه تغییر میکنه. 🔴این داستان ترجمه هست. This is not my work. The story belongs to @isthatyoularry on ao3
Fire And Stone(Z.M) por youcancallmemrless
youcancallmemrless
  • WpView
    LECTURAS 175,220
  • WpVote
    Votos 26,947
  • WpPart
    Partes 69
اون حتي جرعت نداشت به اون مرد نگاه كنه
SYNDROME [ZiamFanfiction] por Nazanin_0
Nazanin_0
  • WpView
    LECTURAS 116,643
  • WpVote
    Votos 19,344
  • WpPart
    Partes 52
COMPLETED Ranking #1 in Fanfiction -حداقلش من همینی ام که هستم، تو کی هستی پشت نقاب هات ؟! +من همون لعنتیم که قرار بود عذابت بدم، ولی نمیدونستم با عذاب دادنت خودمم نابود میشم !
~Same Old~ [ZIAM MAYNE][COMPLETED] por ziam_ir
ziam_ir
  • WpView
    LECTURAS 183,430
  • WpVote
    Votos 20,135
  • WpPart
    Partes 62
ليام پين ! تو هيچ وقت نميدونستي شخصيتي رو كه توي داستانت شكل دادي، روزي قراره باهاش زندگي كني!
Muted(Ziam Mayne) por llarmull
llarmull
  • WpView
    LECTURAS 12,745
  • WpVote
    Votos 2,431
  • WpPart
    Partes 37
از سیگار خوشت میاد، برای همینه که اونطور بین لب‌هات سوزوندیم؟
Daylight [L.S][Z.M] por thatwierdsonofabitch
thatwierdsonofabitch
  • WpView
    LECTURAS 5,279
  • WpVote
    Votos 792
  • WpPart
    Partes 33
همزمان هم عاشقشم و هم ازش متنفرم گناهانمون رو از نور روز پنهان می کنیم... "دنیا می تونه توی یه چشم به هم زدن تورو تبدیل به چیزی کنه که هیچ وقت فکرشم نمی کردی..." "ولی شاید اون چیز همیشه هم بد نباشه."
28 Days [L.S] por MakeRainbow
MakeRainbow
  • WpView
    LECTURAS 22,991
  • WpVote
    Votos 6,327
  • WpPart
    Partes 32
"شاید هدف فقط کشیدنش بود. ولی نه روی کاغذ، روی قلبم." Highest Ranking : #1 in boy×boy #5 in shortstory
Black Fever (L.S) por imsamiwh
imsamiwh
  • WpView
    LECTURAS 17,540
  • WpVote
    Votos 3,963
  • WpPart
    Partes 31
- I think a piece of the moon that is not in the sky in your hair. - فکر میکنم تیکه ای از ماه که تو آسمون نیست توی موهای توعه لویی. ---------------------------------------- 1660 - London Sad End Complete بر اساس یک سلسله ی واقعی Vampair-Historical Larry-Ziam به قلم : sami