شش مرد قدرتمند، یک رقصندهی بیخبر از دنیای تاریک آنها...
آنها صاحب پول، قدرت و بزرگترین رازهای کرهاند؛
اما وقتی جیمین وارد زندگیشان میشود، برای اولین بار چیزی پیدا میکنند که حاضرند برایش همهچیز را به خطر بیندازند.
در دنیای مافیا، عاشق شدن به یک نفر میتواند خطرناک باشد...
اما وقتی شش نفر عاشق همان یک نفر شوند، چه اتفاقی میافتد؟
هيچكس براى عشق به دنيا نيامده بود.
در پادشاهیِ رو به زوال، عشق آخرین چیزیست که شورش میکند.
𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐊𝐨𝐨𝐤𝐦𝐢𝐧
𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞𝐬: 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐀𝐧𝐠𝐬𝐭, 𝐇𝐢𝐬𝐭𝐨𝐫𝐢𝐜𝐚𝐥, 𝐎𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞𝐫𝐬𝐞, 𝐓𝐫𝐚𝐠𝐞𝐝𝐲, 𝐒𝐦𝐮𝐭, 𝐌𝐩𝐫𝐞𝐠
𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: 𝐀𝐫𝐚𝐬
𝐔𝐩𝐝𝐚𝐭𝐞: 𝐒𝐚𝐭𝐮𝐫𝐝𝐚𝐲𝐬
او با مرگ دوستش برگشت،
اما با عشق پسرِ او ماند.
زیر یک سقف، میان خاطرهها و همنشینی،
عشقی جوانه زد که هیچکس اجازهی نفس کشیدنش را نداد..
شروع: یکشنبه ۱۷ اسفند
نـورے در مـخروبـہها (𝕂𝕠𝕠𝕜𝕄𝕚𝕟)
꧁*•.♡ 𝕃𝕚𝕘𝕙𝕥 𝕚𝕟 𝕥𝕙𝕖 ℝ𝕦𝕚𝕟𝕤 ♡.•*꧂
خلاصه:
در دنیایی که رایحهها حکم صادر میکنند و خونها سرنوشت را مینویسند، «پارک جیمین» مقتدرترین آلفای هلدینگ ققنوس، بر قلهی غرور ایستاده بود. برای او، امگاها تنها لکههای ضعفی در تابلوی قدرت بودند؛ تا آن شب شوم در کلاب لوسیفر، جایی که غرورِ پولادین او در تلهی انتقامی شوم گرفتار میشود.
«جئون جونگکوک»، دانشجوی هنری که هویتِ ممنوعهی خود به عنوان یک «انیگما» را پشت نقابِ سادگی پنهان کرده، تنها کسی است که شاهد فروپاشی جیمین میشود. او برای نجات آمده بود، اما برخورد فرمونهای وحشیِ الفا، هیولای خفتهی درونش را بیدار میکند تا جفت مقدر شده خود را تصاحب کند. با مارک و نات شدنِ جیمین توسط یک انیگما، قانون طبیعت به زانو درمیآید: آلفای مقتدرِ ققنوس، در فرآیندی دردناک، در حال از دست دادنِ قدرت آلفایی خود و تبدیل شدن به یک «امگای» است؛ موجودی که همیشه از آن متنفر بود.
پس از چهار ماه گریز، دست تقدیر جونگکوک را به بند میکشد. حالا در میانِ مخروبههای غرور وارث ققنوس ، معاملهای خونین شکل میگیرد: یک ازدواج اجباری. هنرمندی که از قدرت بیزار است، باید نقشِ جفت مقتدرِ جیمین را بازی کن
✦ ˚₊‧⁺˖ جیمین، استاد جوان فیزیک، پس از مرگ ناگهانی استاد و راهنمای سابقش، بیش از همیشه درگیر راز زمان و سرنوشت میشود.
در همین میان، آشناییاش با جونگکوک، دانشجوی دکترا، او را وارد مسیری میکند که مرز میان علم، زمان و عشق را به چالش میکشد. ˖⁺‧⁺₊˚ ✦
˚₊‧꒰ა ☆ ໒꒱ ‧₊˚
«شاید بعضی آدمها، در هر زمانی، باز هم یکدیگر را پیدا کنند.»
˚₊‧꒰ა ☆ ໒꒱ ‧₊˚
𓂃 ࣪˖ ִֶָ 𝑮𝑬𝑵𝑹𝑬: 𝑺𝒄𝒊-𝑭𝒊 • 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆 • 𝑫𝒓𝒂𝒎𝒂
𓂃 ࣪˖ ִֶָ 𝑨𝑼𝑻𝑯𝑶𝑹: 𝒂𝒏𝒏𝒊𝒆_𝒗𝒊
𓂃 ࣪˖ ִֶָ 𝑻𝑹𝑨𝑵𝑺𝑳𝑨𝑻𝑶𝑹: 𝑨𝒏𝒆𝒔𝒂
𓂃 ࣪˖ ִֶָ 𝑪𝑶𝑼𝑷𝑳𝑬: 𝑱𝒊𝒌𝒐𝒐𝒌 • 𝑱𝒊𝒎𝒊𝒏 × 𝑱𝒖𝒏𝒈𝒌𝒐𝒐𝒌
در سئول، یک بیمار فراری از قضا روانی باعث هرج و مرج شهر شده؛ اما اون پسر مستقیم به خونهی نویسندهی مو ردعلاقهاش میره و اون رو از خونهش میدزده و ادعا میکنه که عاشقه.
اما آیا واقعا اون دیوونه و قاتله؟ یا بازهم دنیا و مردمش دست گذاشتن روی قضاوت؟
شاید جونگکوک اولین نفری باشه که درد پارک جیمین، همون فراری دیوونه رو بفهمه و شاید هم برای فهمیدن زخم و دردهاش خیلی دیر شده باشه. اونقدری که رنگ عشق، پشت نگاه سرد و تیرهی جیمین به چشم نیاد.
📽⊱خلاصه↯
جیمینی که به تازگی وارد عرصه بازیگری شده و با بازیگر معروف و مشهوری به نام جئون جونگکوک آشنا میشه!
جیمین به دنبال هم اتاقی ای برای تقسیم اجاره آپارتمان بزرگش میگرده!
حالا چی میشه اگه اون هم اتاقی عزیزش که حاضر شده اجاره اون آپارتمان بزرگ رو با جیمین شریک بشه همون جئون جونگکوک باشه؟!
به نظرتون قراره چه اتفاق هایی بیوفته؟!
____________________________________________________
⊱با ما همراه باشید و با خوندن این کمیک جذاب ترجمه شده لذت ببرید♡..!
🎬↼「آپارتمان بهترین بازیگران - best 𝙖𝙘𝙩𝙤𝙧𝙨 𝙖𝙥𝙖𝙧𝙩𝙢𝙚𝙣𝙩」
🍑کاپل༆ کوکمین
📌ژانر༆ اسمات▪︎فلاف▪︎کمیک▪︎بازیگران
🗑مترجم𝘮𝘰𝘰𝘤𝘩𝘪 ༆
.
.
📚◂برای خوندن کمیک و بوک های جذاب دیگه به همین اکانت سر بزنید و با خوندن مانهوا های جدید لذت ببرید..!!
.
.
~𝙠𝙤𝙤𝙠𝙢𝙞𝙣
~𝙟𝙞𝙠𝙤𝙤𝙠
~𝙣𝙖𝙢𝙟𝙞𝙣
~𝙩𝙚𝙝𝙟𝙞𝙣
~𝙨𝙤𝙥𝙚
.
.
دنیایی که توش قدرت همهچیزه، و خون بهای زنده موندنه
جئون جونگکوک کوچکترین پسر خاندان اشرافی جئون ...
پسری که هیچوقت توی اون خاندان جایی نداشت...
یه اشتباه، یه سربار، یه موجود اضافه.
از خانوادش طرد میشه .. حالا خودش رو توی جایگاهی میبینه که برای زنده موندن باید بجنگه..
همه انتظار دارن شکست بخوره..
زیر فشار خورد بشه و دیگه هیچوقت سرشو نتونه بالا بگیره
اما ..
یه انتخاب، یه تصمیم، و یه خیانت که حتی اگه بخاطر خانوادش باشه همهچیزو عوض میکنه...
و درست توی قلب این جنگ، یه مرد ایستاده
پارک جیمین، ژنرال کل ارتش، کسی که اسمش فقط یه معنی داره: ترس.
این یه بازیه که عشق توش جایی نداره...
ولی شاید، درست توی تاریکترین لحظات، یه چیزی متولد بشه که..
حتی مرگ هم نتونه نابودش کنه.....
_ همیشه میخواستی منو رام کنی، ولی ببین هنوز سرکشم...
_ ازت نخواستم رامم بشی، دتکا...
فقط خواستم بفهمی حتی زمانی که سرکشی ، فقط مال منی!
یه هیونگ، یه مکنه ...
یکی زودتر فهمید، یکی دیرتر پذیرفت .
بین شوخیهایی که زیادی جدی شدن و نگاههایی که زیادی طول کشیدن،
چیزی شکل گرفت که هیچکدومشون اسمش رو نمی اوردن
چون بعضی احساسات، وقتی ممنوع باشن،
بیشتر از همیشه خودشون رو نشون میدن .
وقتی یکی تبدیل به نقطه ضعفت بشه دیگه فرقی نمیکنه تو چقدر واسه پذیرفتنش انکار و واسه تو دامش نیوفتادن فرار کنی .
ولی تا کی میشه از یه احساس فرار کرد؟
سخن نویسنده : این نوشته ریل لایف و بیشتر نوشته ها از صحبتاییه که خود جیکوک توی مصاحبه ها ویدیو ها داشتن و البته جز اون صحبتا تغییراتی هم وجود داره که اضافه شده . امیدوارم ازش لذت ببرید و حمایت کنید چون اولین کار من اینجاست .💛
آپ : پنجشنبه