My favorite 💜
38 stories
Shelter 🪐༉ by RealWinko
RealWinko
  • WpView
    Reads 19,903
  • WpVote
    Votes 1,985
  • WpPart
    Parts 55
⊹ فیکشن: Shelter ⊹ کاپل: جیکهون ⊹ ژانر: School life, Angst, Slice of life ⊹ روز های‌ آپ: جمعه‌ها ⊹ نویسنده: Winko خلاصه: «همه چی از جایی شروع میشه که تو وجود داری..وقتی میخوام بخندم به تو نگاه میکنم، وقتی نیاز داری گریه کنی شونمو بهت قرض میدم، وقتی میخوام فرار کنم دستمو میگیری وقتی میخوای حرف بزنی ذهنتو میخونم. خیلی سعی میکنم ازت فرار کنم ولی حتی موقع فرار کردن هم به پشت سرم نگاه میکنم تا مطمئن شم هنوز داری دنبالم میای. اینجا یه نقطه ی امن واس تو بود و تو اون نقطه ی امن برای من بودی. یه نقطه ی امن با تمام ناامنی‌هاش.» لینک چنل تلگرام: @BabyPeachandHisIkeu
Car Lover [Z.M]~[completed] by ngra20
ngra20
  • WpView
    Reads 343,659
  • WpVote
    Votes 42,464
  • WpPart
    Parts 56
معشوقه های اون پسر ماشین ها بودن اما از کجا میدونست میل به دست آوردن اون ال وی ان تک ساخت قراره به کجاها بکشونش؟ #1 - fanfiction #1 - ziammayne
INRED | VKOOK by V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Reads 1,281,527
  • WpVote
    Votes 87,691
  • WpPart
    Parts 124
In Red - سرخ‌پوش جونگکوک جئون، رئیس زاده‌ی بند هشتم زندان گری سی! کسی که توی سلول‌های اون زندان بزرگ شده بود و حالا یک تازه وارد توی بند هشتم، همه چیز رو بهم ریخته بود! 🔞🃏⛓ تازه واردی که بدون هیچ ترسی مقابلش می‌ایستاد و با گستاخی جوابش رو می‌داد اما کی فکرش رو می‌کرد اون تازه وارد باعث شه #غرور خود ساخته‌اش رو از دست بده؟ ⚖💰🚬 _______________________ "اگر روزی موفق شدی و پذیرش من رو برای پرستشت به دست آوردی، اونموقع جلوی تک به تک این آدمها، توی همین کلیسایی که برای معبودتون ساختید... میبوسمت! اونموقع "رئیسم" رو بعنوان "معبودم" میبوسم جئون!" writer: Nren couple: Vkook Genre: prison-crime-romance-smut
fucking Art [z.m/l.s] by imfuckingshadow
imfuckingshadow
  • WpView
    Reads 474,246
  • WpVote
    Votes 41,503
  • WpPart
    Parts 60
welcome clowns bdsm zouis top
Unbreakable Bond | Sope by UNHOLYME
UNHOLYME
  • WpView
    Reads 20,132
  • WpVote
    Votes 4,153
  • WpPart
    Parts 36
فصل دوم بوک "Just say the word" چه اتفاقی میوفته اگه بفهمی چیزی که فکر میکردی مال توعه، مال تو نباشه؟ یا اینکه کسی که دوستش داری بهت دروغ گفته باشه؟ از تو محافظت می‌کرده یا از خودش؟ "تصمیمش با تو نبود!" "ببین می‌دونم ولی چاره ای نداشتم، ترسیده بودم." "من دوست دارم! واسم مهم نیست چه اتفاقی بیوفته یا چی سر راه‌مون قرار بگیره! حق نداشتی همچین کاری بکنی!" هوسوک:⬆️ یونگی:⬇️ نویسنده: lPurplekoya@ مترجم: UNHOLYME@
Just say the word | sope by UNHOLYME
UNHOLYME
  • WpView
    Reads 66,056
  • WpVote
    Votes 11,740
  • WpPart
    Parts 42
رابطه یونگی و جیمین داره از هم می‌پاشه. یه شب یونگی تو حالت مستی شیطانی رو احضار می‌کنه که حاضره هرکاری بخواد براش انجام بده. چپتر های اول یونمین و انگسته. هوسوک:⬆️ یونگی: ⬇️ نویسنده: lPurplekoya@ ترجمه: UNHOLYME@
I'm Not Yours {ziam} by Heyfaezh
Heyfaezh
  • WpView
    Reads 215,645
  • WpVote
    Votes 28,894
  • WpPart
    Parts 44
Highest ranking : #2 in Fanfiction _تو متعلق به منی +اشتباه میکنی . من متعلق به تو نیستم . من متعلق به هیچکس نیستم !
FOOL'S GOLD by Gay_Shiper_FF
Gay_Shiper_FF
  • WpView
    Reads 10,473
  • WpVote
    Votes 1,801
  • WpPart
    Parts 14
هستی اما کم‌رنگ... حرف می‌زنی اما تلخ.‌‌.. محبت می‌کنی اما سرد... چه اجباریست به دوست داشتنِ من؟!
unforgettable [Z.M] by barana75
barana75
  • WpView
    Reads 60,659
  • WpVote
    Votes 5,067
  • WpPart
    Parts 35
- میخوام کاری کنی همه چی و فراموش کنه بشه یه صفحه خالی از اون مرد فقط من و ببینه + این کار ریسکه ممکنه بیدار نشه یکم فک کن مرد تو میتونی همین حالا هم مال خودت کنیش - نه نمیشه هر کاری می کنم ازم می ترسه از وقتی اون آشغال بردش همه چیزش شده اون حتی الان هم که نیست اون و به من ترجیح میده لیام با گفتن این حرف ناخودآگاه دستاش و مشت کرد نمیتونست قبول کنه که شکست خورده نیک متوجه اوضاع شد و با ملایمت به سمت لیام برگشت: - من همیشه اینجام لیام مطمئنم از پسش برمیای یه مدت بهش زمان بده اگه همه راه ها به بن بست رسید اون وقت میریم سراغ هیپنوتیزم هشدار: 🔞بخشی از این فن فیک حاوی محتوای خشن و جنسی است و برای همه مناسب نیست🔞 #ziam#zayn#liam#bdsm#malik#payn#palik
Here you are  [z.m_l.s] by rayan1998tab
rayan1998tab
  • WpView
    Reads 129,233
  • WpVote
    Votes 16,638
  • WpPart
    Parts 53
محتواي +١٨ داره و لطفا اگه دوست نداريد نخونيد.. هیچوقت نمیتونست چشماشو، اون لحظه که بهش سرزنش تلخی میزد از یاد ببره.. چشمای افسونگری که تهدید کننده و وعده دهنده اونو به بازی گرفته بود... دوگوی سبز جذاب و پر حرارتی، که همه هستی لويى رو تا اونجایی که از فکر بشر عاجزه به سمتش میکشید..