Faves
22 histórias
28th (L.S) de bebygun
bebygun
  • WpView
    Leituras 109,796
  • WpVote
    Votos 17,904
  • WpPart
    Capítulos 47
مي بيني چرخش روزگار را؟ مي بيني؟ مني كه روزي در روياهايم تو را به آغوش مي كشيدم و در واقعيت از دور مي پاييدمت، حالا از آغوشت مي گريزم و در روياهايم به دنبالت مي دَوَم...! و تماشا كن مرا... مني كه عشقت را از دور ديدني مي ديدم و حالا... دريا دريا غرقت شده ام. ميداني، كاش لااقل آن روزها به جاي نقش كردن تصويرت ميان قاب دوربين، همانقدر يواشكي، بودنت را توي وجودم زنداني مي كردم؛ آخر اين "ديوانه"، هنوز هم به اندازه ي عمري برايت عشق دارد و... ديوانگي. "بيست و هشتمين"
Nude Artist [L.S] de mobina_k_h
mobina_k_h
  • WpView
    Leituras 8,345
  • WpVote
    Votos 1,868
  • WpPart
    Capítulos 9
(Completed) :"پس واقعا تنهایی؟" :"چطور؟" :"تو دومین نقاشیت گفتی خرگوش نماد عشق و اهمیته و تا آخرین تابلو، من سی و دو تا خرگوش فراری دیدم." نگاهم را سمت دیوار برگرداندم و تعجب کردم که چطور به این موضوع دقت نکرده بودم... درون بیشتر تابلو ها ردپایی از حضور خرگوش بود. حتی پرت ترین نقطه ی تابلو، فضایی برای فراری دادن خرگوش داشت. و این من را غمگین می کرد. :"اوه.. متوجهشون نبودم." :"میفهمم." محتوای حساس : اثراتی از آسیب جسمی و خودکشی
 Sweet Grief de darkgirl_031
darkgirl_031
  • WpView
    Leituras 156,418
  • WpVote
    Votos 15,887
  • WpPart
    Capítulos 59
" به خونه‌ی من خوش اومدی پین کوچولو... قراره اینجا تبدیل به جهنمت بشه، طوری که برای فرار ازش مجبور بشی به خودم پناه بیاری..." کاپل: زیام (زین تاپ) ژانر: دراما، رومنس، انگست محدودیت سنی: NC 18+ کاور: ziam_malec
Liberte noire - 20th  de pegahfk
pegahfk
  • WpView
    Leituras 116,054
  • WpVote
    Votos 21,424
  • WpPart
    Capítulos 75
آزادی سیاه " بالاتر از سیاهی کجاست لویی؟" " نمی دونم، شاید همین نقطه که ما ایستادیم " خلاصه : داستان تو قرن ۲۰ اتفاق می افته، هری مجبور میشه برای کاری بره به یکی از شهر های آلمان و موقتا تو یکی از هتل ها می مونه که از قضا مدیر اون هتل ... ~ sharing - no smut ~slow update ~slow burn & angst
HERMAN | هِــرمـان de BlueGreenChild
BlueGreenChild
  • WpView
    Leituras 39,538
  • WpVote
    Votos 8,991
  • WpPart
    Capítulos 19
[کامل شده] [لری] اگر اونی که گم شده تو باشی، من برمی‌گردم و پیدات می‌کنم. اما اگر اونی که گم شده من باشم، به خاطرِ من پشتِ سرت رو نگاه می‌کنی؟
POETLESS CITY | شهـرِ بـی‌شاعـر de BlueGreenChild
BlueGreenChild
  • WpView
    Leituras 91,987
  • WpVote
    Votos 24,179
  • WpPart
    Capítulos 47
[کامل شده] [زیام] به اندازه‌ی شعرهایی که برای تو نگفته‌ام و بلد نبوده‌ام که بگویم و به اندازه‌ی شعرهایی که شاعرانِ دیگرت برای تو سروده‌اند، هنوز هم برای ستایشَت حرف‌های نگفته دارم.
Muted(Ziam Mayne) de llarmull
llarmull
  • WpView
    Leituras 12,907
  • WpVote
    Votos 2,434
  • WpPart
    Capítulos 37
از سیگار خوشت میاد، برای همینه که اونطور بین لب‌هات سوزوندیم؟
𝙒𝙍𝙀𝘾𝙆𝙀𝘿 | 𝙇.𝙎 de thesamina28
thesamina28
  • WpView
    Leituras 165,355
  • WpVote
    Votos 20,165
  • WpPart
    Capítulos 82
_ولی من لایق خداحافظی بهتری بودم. +هیچکس خداحافظی نمیکنه مگر اینکه دوباره بخواد ببینتت ، بدون خداحافظی رفتم چون دیگه هیچوقت نمیخواستم تا آخر عمرم ببینمت. 🎀[درحال ادیت]🎀 زمان اپ : هروقت به شرط برسه. حاوی اسمات🔞 هپی اند🔥 نویسنده:سامینا🫀
+mais 22
Cancer [L.S] (Completed) de blueVaruna
blueVaruna
  • WpView
    Leituras 50,267
  • WpVote
    Votos 7,901
  • WpPart
    Capítulos 17
میدونم که قول دادم اجازه ندم چیزی بینمون فاصله بندازه ولی میدونی که... رقیب من سرسخت تر از این حرفا بود... . ( Larry Stylinson AU ) Written by: Fatemeh [Fatemeh, stylinson_ff, 2016]
 This Man Is Dead(L.S) de larry_diary
larry_diary
  • WpView
    Leituras 90,432
  • WpVote
    Votos 11,983
  • WpPart
    Capítulos 17
" این مرد، مرده " ... هری لطفا اینو بدون، تمام چیزی که تا ابد میخوام تویی. تو و چشمات که بدون تکون دادن زبونت با من حرف میزدین، تو و حرفات که وقتای ناامیدیم همیشه کنارم بودین، تو و صدات که توی شب بیداریام لالاییم میشدین، تو و دستات - که بی شک شاهکار خلقتن - که مرحمی میشدین برای خستگیای جسم و روحم، من تو رو میخوام هری اما؛ تو خودت خوب می‌دونی که من همیشه یه ترسو بودم. من رو ببخش. دوستدار تو، لویی ویلیام تاملینسون [ A Larry Stylinson Persian Fanfiction ] [ Written By : @IWontBeTheOne ] Copy right © 2017 IWontBeTheOne - larry_diary