Best ff
6 stories
𝐓𝐡𝐞 𝐋𝐢𝐭𝐭𝐥𝐞 𝐏𝐫𝐢𝐧𝐜𝐞 ᶜᵒᵐᵖˡᵉᵗᵉ ✔ oleh mingukkie_child
mingukkie_child
  • WpView
    Membaca 65,591
  • WpVote
    Suara 9,668
  • WpPart
    Bagian 53
"جایی که ایستادی اتاق منه و کشوری که توش هستیم فرانسه است. پس از کسی که عاشقته، انتظار نداشته باش لب‌هات رو از جا درنیاره! " ˚˙༓ در پاریس -سرچشمه عشق‌های افسانه‌ای- داستان‌های عاشقانه زیادی میتونی بشنوی... اما نه عشق بین دو مرد! این عشق در سال 1965 در ذهن هیچ‌کس نمی‌گنجید، چه برسه به گل سرخی که همیشه در حال زخم زبون زدن به شازده کوچولو بود. برای پارک جیمین، سخت‌تر از ثابت کردن عشق بین دو جنس موافق(!) ثابت کردن عشق خودش به وکیل درجه یک دادگستری، بود. گل سرخ، هرگز دست از خودستایی برنمی‌داشت! ༓˙˚ 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝑪𝒍𝒂𝒔𝒔𝒊𝒄, 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆, 𝑨𝒏𝒈𝒔𝒕, 𝑺𝒎𝒖𝒕 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝑱𝒊𝒌𝒐𝒐𝒌/𝑲𝒐𝒐𝒌𝒎𝒊𝒏 (𝒗𝒆𝒓𝒔), 𝑻𝒂𝒆𝒉𝒚𝒖𝒏𝒈 & 𝑮𝒊𝒓𝒍 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝑵𝒂𝒆𝒆𝒎𝒆𝒉
💜💫💮moge💮💫💜 oleh faezehrajaa
faezehrajaa
  • WpView
    Membaca 82,356
  • WpVote
    Suara 17,034
  • WpPart
    Bagian 56
+خواجه ایم،موگه ها کجای قصر رشد میکنند؟ _سرورم گیاهی به نام موگه در قصر رشد نمیکند +آه،فراموش کردم شما بهش میگید زنبق،زنبق دره ،توی دشت های زادگاهم بهار ها پر میشد از این گل. _سرورم ،متاسفم در قصر باغی از زنبق نداریم تنها یک شاخه وجود دارد اون هم به زودی پژمرده میشه ... . . . جیمین و جین تنها امگا های مرد کل کشور شیلا هستند،موجوداتی مقدس که کل شیلا آنها را ستایش میکنند اما با حمله ی قبیله ی جئون به این کشور تمام زندگی آنها زیر و رو میشود و جانگکوکی که نمیتواند از مخلوقی به زیبایی جیمین بگذرد گل موگه یا زنبق دره که با نام (گل برفی ) هم شناخته میشه . این گل عطر بسیار خوشی دارد . نماد این گل بشارت و خجالتی بودن است که به دلیل ویژگی ظاهری گل موگه انتخاب شده است . تو گل برفی من هستی ... 🥇jungkook 🥇Jimin Name:موگه Writer:fazy Genre :امگاورس ، تاریخی ، عاشقانه ، اسمات،امپرگ آپ:شنبه و چهارشنبه شروع فیک از تاریخ 1401/8/18
𝐀𝐩𝐡𝐫𝐨𝐝𝐢𝐭𝐞|آفرودیت  (𝐤𝐨𝐨𝐤𝐦𝐢𝐧) oleh ll_Hanalia_ll
ll_Hanalia_ll
  • WpView
    Membaca 99,306
  • WpVote
    Suara 11,416
  • WpPart
    Bagian 52
▪︎اگه خواستنِ تو دیوونگیه، عاقل بودن حماقته! [ جئون جونگکوک، وارثِ یه خانواده سُنَتی و معروفه. اما آشناییش با پارک جیمین، افکار کلاسیکش از رابطه و ازدواج رو بهم میریزه! ] ▪︎تکمیل شده ▪︎couple: kookmin ▪︎Ganer: dram,romance,friends,smut ▪︎writer: Hanalia شکارچی شب در حال آپ...
Barkarole oleh Cruellalove
Cruellalove
  • WpView
    Membaca 84,111
  • WpVote
    Suara 15,859
  • WpPart
    Bagian 53
←[کامل شده]→ - تو مثل رز سیاهی. + چرا رز سیاه؟ - فکرکنم دلیلشو خودت خوب بدونی... جیمین دیگه اون امگای آروم و شاد و سرزنده‌ی چهار سال پیش نبود. بعد از گذشت سه‌سال توی سازمان، که حاصلی جز درد و رنج تمام‌نشدنی نداشت، حالا درست مثل یک گل رز یخ زده به پایگاه پناه آورده بود؛ جایی که تبدیل به مکان امنش شده بود. ولی مکان امنش میتونست تغییر کنه و جاش رو به میون بازوهای اون پسر مافیانمای خرگوشی بده؟ "از اخرش معلوم میشه زمین جهنم یک سیاره دیگه‌است..." ژانر: امگاورس، انگست، رومنس، اسمات. کاپل: کوکمین. #🥇 in JUNGKOOK #4 in JIMIN #1 in Jikook #1 in Kookmin #1 in vmin #2 in smut
TCNWMFY | MinV, Taekook completed oleh sonsuz_rb
sonsuz_rb
  • WpView
    Membaca 21,176
  • WpVote
    Suara 3,206
  • WpPart
    Bagian 11
وقتی ته هیونگ بالاخره تمامش شجاعتش رو جمع می کنه تا یه نامه ی اعتراف بندازه توی کمد جونگ کوک بدبختانه اشتباه می کنه و در نهایت به جاش نامه رو توی کمد جیمین میذاره. عنوان: این نامه ی اعتراف برای تو نبود ژانر: عاشقانه، دبیرستانی، انگست کاپل: MinV - TaeKook - Sope آپ روزهای زوج نویسنده این فیک من نیستم، من فقط کار ترجمه رو انجام دادم داستان اصلی در آیدی Ao3 زیر قابل دسترسه👇 Toshiba19
𝑰𝒏𝒔𝒂𝒏𝒊𝒕𝒚 | 𝑲𝒐𝒐𝒌𝒎𝒊𝒏 oleh sheri326
sheri326
  • WpView
    Membaca 34,755
  • WpVote
    Suara 3,980
  • WpPart
    Bagian 17
☆ووت و کامنت در حین خواندن فیک ، فراموش نشه☆ Name: Insanity Genres: smut dark romance drama psychological Couple: kookmin , vmin Channel: Everythingaboutbtss Writer: sheri Up Time: #Full [پارت ها طولانی هستند] ☆خلاصه☆ ●"جنون" شاید اسمش قشنگ باشه ، ولی پشت صحنه ای تاریک داره که برای هرکسی قابل رویت نیست جیمین داستان ما منتخب شده تا سر از نیمه ی تاریک شخصی که بیماری "جنون" داره در بیاره... ولی آخر داستان چی میشه؟ ●جیمین باید برای پروژه ی پایان نامش بیماری رو در تيمارستان به عهده بگیره و خوب شدن اون رو تضمین کنه... ولی آیا میتونه این پروژه رو به خوبی و خوشی کنار دوست پسرش تهیونگ‌ تموم کنه و با خیال راحت برای آینده اش برنامه ریزی کنه ! یا محو چشم‌های بیمارش میشه و ناخودآگاه خودش رو تسلیم خواسته هاش میکنه !؟ -------------------------------------------------------- ☆قسمتی از فیک☆ -کوک نکن ،مردم نگاهمون میکنن... سرش رو توی گودی گردن جیمین فرو برد -بزار نگاهمون کنن؛ در هر صورت اونها راجب عشق قضاوت میکنن و همونطور که بینیش رو روی گردن جیمین می‌کشید پوزخندی از سادگی پسر زود باور توی بغلش زد...