پایان یافته 🪧
• fic : but he tastes like love
• couple : vmin
• fluf/romance (smut)/slice of life
هیچی فقط
اون مزهی عشق میده!
برای آشنایی با داستان ها "حرف دل" رو بخونید 🖤
ࡅ߭ࡅ࡙ࡐࡅ࡙ࡐܝܭ | 𝐍𝐞𝐰 𝐘𝐨𝐫𝐤
𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐊𝐨𝐨𝐤𝐦𝐢𝐧
𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐑𝐞𝐚𝐥 𝐋𝐢𝐟𝐞 / 𝐒𝐦𝐮𝐭🔞
𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝐅𝐮𝐥𝐥 / 𝐎𝐧𝐞𝐒𝐡𝐨𝐭
نیویورک سرکش و پرشور! میزبان ممنوعهترین زوجِ جهانه.
اینجا، جایی که میشه بی ترس هم آغوش شد و بی وقفه بوسید... دور از نگاه شکارچی دوربینها و دستهای قضاوتگر آدمها.
اینجا عشق رقصِ آرامش میکنه و در قامتی بی پروا خود نشون میده...
نیویورک یه وانشات ریل لایفه با صحنههایی که پروانهها رو تو دلمون به پرواز درمیاره!
⌈ ܢܚܝࡅ߭ܥࡅ࡙ܝ݆ߺࡅ࡙ࡅ߳ܨ / ᥫ᭡ 𝐒𝐞𝐫𝐞𝐧𝐝𝐢𝐩𝐢𝐭𝐲 ⌋
𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐊𝐨𝐨𝐤𝐦𝐢𝐧
𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜/𝐒𝐦𝐮𝐭/𝐅𝐥𝐮𝐟𝐟
𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: 𝐋𝐮𝐧𝐚
چی میشه اگه پارک جیمین جذاب، مدل میلیون دلاری با عکاسی همکاری کنه که از نفرت نسبت بهش صحبت کرده؟!
سرندپیتی یه مینی فیک فلاف با تم هالوین از ماجرای بین جیمین و جونگکوکیه که جای خوبی باهم گیر نیافتادن!
اسنو داستان جداییها و انتقامه!
داستان دوری و فراموش شدگی... داستان مرهم بودن عشق!
اسنو روایتگر داستان دو پرنسه که دنیا نمیخواد با هم باشن ولی بالاتر از قدرت عشق هست؟!
امیدوارم تو اولین کار طولانی من، با همهی پستی و بلندیهاش همراه باشید🫂🤍
کاپل: کوکمین / سکرت
ژانر: عاشقانه، کلاسیک، انگست، درام، اسمات🔞
آپ: هر هفته پنجشنبه، دو پارت.
نوشته های کوتاهم رو از این جا دنبال کنید.
(روایت های یک یا چند قسمتی)
• آمازونیته (سه قسمت)
یونمین/عاشقانه
• تی تی (پنج قسمت)
تهیونگ و سانا/ عاشقانه +۱۸
• چشم های سلطنتی (یک قسمت)
کوکمین
• 29 سپتامبر (یک قسمت)
کیم تهیونگ همیشه فکر میکرد جفت یعنی پاداش و یک همخون، همخواب، همتاج؛ اما اون شب، با همون نگاه اول، همهی تعاریفش از جفت داشتن، فرو ریخت.
اون جفتش رو دید؛ عقلش از جا کنده شد و باورهاش رنگ باخت.
یک امگا؟ باشه؛ اما نه اون، نه پسری از جامعه رعیتها، نه با اون پوست روشن لعنتی، نه با اون چشمهایی که انگار هزار ساله داره توی ذهنش قدم میزنه و آشناترین نگاه دنیاست.
تهیونگ ازش متنفر بود؛ اما با هر نفس، بیشتر دنبال بوی تنش میگشت.
مغزش فریاد میزد: رعیته.
قلبش زمزمه میکرد: مالِ منه.
از اون شب، تهیونگ دیگه فقط یک پادشاه نبود؛شده بود شکارچی وسوسهای که خواب و تاجش رو توی صدای نفسهای اون پسر امگا گم کرده بود.
..........
ژانر- رومنس،امگاورس،دراما، تخیلی، تاریخی
کاپل- ویکوک
زمان آپ- دوهفته یکبار یکپارت طولانی.
زمانی فهمیدم یک گناهکارم که به امگا بودنم پیبردم. با متولد شدنم به عنوان یک امگا، بزرگترین گناه عمرم رو مرتکب شدم. اما وقتی دست خودم نبود که چطور متولد بشم، آیا عادلانه بود که از طرف خانوادهم به گناهکار بودن متهم بشم؟ و اگه این تقصیر منه...کاش اونهایی که به اختیار خودشون یک آلفا متولد شدن بهم بگن که دقیقا کجای راهو اشتباه رفتم؟
پ-ج
____________
زمین میچرخه، مرزها میشکنن، آدما عوض میشن، همه چیز امکان پذیره حتی تغییر کردن من! آتیش خشمم با قطرات شفاف صدای تو خاموش شد و به آرومی تغییر کردم. تو اینکارو کردی و من یه عمر مدیون آرامشی که الههی ماه بهم اعطا کرده میمونم. آرامشی از جنس لطافت و ظرافت. آرامشی از جنس تو، امگای کریستالی من!
م_ی
💎کاپل اصلی:یونمین
💎کاپل دوم:ویکوک/کوکوی (ورس)
(پ.ن:نوشتم کاپل دوم چون یه موچولو مونده بود جزء کاپلای اصلی باشن. در حد فرعی نبینیدشون:))
💎ژانر: امگاورس / انگست/ امپرگ / رومنس
(به گفتهی خوانندهها، کمدی! به علت ناتوانی انجل در کنترل خود برای طنز ننوشتن:[ انگست+کمدی=خطر ترک خوردن؟!؟!)
[Completed]
🪧 پایان یافته
• fic : vasilisa
•main couple : kookmin
•side couple: vmin /taegi
• angst / romance (smut)/ tragedy/ classic
" افسر خطاب کردن یک نوع یاداوری به حساب میاد تا دست و پام رو گم نکنم و به نوازش لبهات با سر انگشتهام راضی باشم ..
بهانه
یک بهانه ست برای تجسم مرز نامرئی بین ما"
پ.ن : ژانر تراژدی و کاپلِ تهگی مرتبط با فصل دوم هستن.
برای اشنایی با داستان " حرف دل" رو بخونید ????
پایان یافته 🏳
•fic: pupilla opia
•Couple: kookmin
• angst/ romance/smut
" تو تنها شوخیِ خدایی که دارم با دو تا دستهام بغلش میکنم!
تو تنها شوخیِ خدایی که میخوام ببوسمش..! "