elinaa87's Reading List
52 historias
Silk Skin Kookv por llTARAll
llTARAll
  • WpView
    LECTURAS 91,893
  • WpVote
    Votos 11,619
  • WpPart
    Partes 14
پسرعموی ناتنی تهیونگ به‌عنوان یه انیگما برای قشر امگاها بی‌خطر بود؛ چون میل‌ و کشش انیگماها فقط به دسته‌ی آلفا بود. به همین دلیل توی دو ماهی که والدین امگا به سفر کاری می‌رفتن، اون مرد قرار بود ازش مراقبت کنه؛ اما هر شب پارتی‌گرفتن، مصرف دراگ و خوابیدن با آلفاهای مختلف اصلاً شبیه به مراقبت نبود. ‌ ژانر: امگاورس، روزمره، ای‌یو، کمدی، اسمات، ایج گپ.
Negative69 KOOKV por llTARAll
llTARAll
  • WpView
    LECTURAS 318,548
  • WpVote
    Votos 42,046
  • WpPart
    Partes 24
‌ᯊ منفیِ شصت‌ونه جئون جونگ‌کوک آلفای میانسالیه که از زندگی یکنواخت و یک‌رنگش خسته شده؛ اما هیچ قصدی برای رابطه و ازدواج نداره. تنها چیزی که جونگ‌کوک می‌خواد یه بچه‌‌ست، بدون مادر یا پدر دومش! تهیونگ امگایی که برای رسیدن به رؤیاش و وضع مالی بدش، قبول می‌کنه تا توله‌ی جئون جونگ‌کوک رو براش به دنیا بیاره. ‌ ژانر: امگاورس، رومنس، کمدی، فلاف، امپرگ، اسمات. کاپل: کوکوی
captured "ĸooĸv" por SarahMp8
SarahMp8
  • WpView
    LECTURAS 103,616
  • WpVote
    Votos 10,186
  • WpPart
    Partes 33
یک انتخاب کافی بود تا همه‌چیز تغییر کنه. کیم تهیونگ، پسری معمولی با دنیایی آروم تو اتلیه کوچیکش، ناخواسته به بازی خطرناکی کشیده شد که هیچ نقشی تو آغازش نداشت. عشق برادرش به دختری از خانواده‌ای ثروتمند، آتشی رو روشن کرد که در نهایت زندگیِ همه رو سوزوند. وقتی جئون سوآه از دست رفت، برادرش جونگکوک تنها یک هدف داشت: انتقام. و برای انتقام، بی‌گناه‌ترین فرد از خانواده قاتل رو انتخاب کرد... تهیونگ. میون قاب‌های شکسته‌ی عکاسی و زنجیرهای اسارت و انتقام، جایی بود که نفرت و عشق خطرناک‌ترین بازی خودش روآغاز کرد. با درد و شکنجه ... با عشق و اشک وخون.... NAME: CAPTURED(اسارت درقاب) COUPLE: KOOKV(کوکوی) GENER: Derama/Romance/Smut/BDSM/Angst/Revenge/ هشدار : این فیک داری صحنه های خشونت آمیز،تحقیر وانگست میباشد .باتوجه‌به روحیاتتون انتخاب کنید!
𝓣𝓱𝓮  APRIL por AfraBehfar
AfraBehfar
  • WpView
    LECTURAS 14,882
  • WpVote
    Votos 2,882
  • WpPart
    Partes 11
زیباییِ آوریل فقط برای همون ماه بود. چون جونگکوک چیزی جز سرما حس نمیکرد. ژانر: بریتانیا🇬🇧 عاشقانه🍁 سرد و بارونی🌧 انگست☔️ و زندگی روزمره🎳 مسائل ازدواج🕰 پایان خوش🐦‍⬛ کاپل: ویکوک
KISS║KOOKV por sufiland
sufiland
  • WpView
    LECTURAS 555,147
  • WpVote
    Votos 76,318
  • WpPart
    Partes 30
«کیم‌تهیونگ به دلایلی مجبور به ازدواج با آلفایی سلطنتی شده که همه از اون به عنوان یه فرد خشن و استبدادگر یاد می‌کردن اما...» ❈نام‌اثر: |بــوســه| ❈کاپل: کوکویـ ❈ژانر: امگاورس / ازدواج‌اجباری / انگست‌عاشقانه / پایان‌خوش ❈وضعیت: [پایان یافته]✓ •تمام حقوق این کتاب متعلق به نویسنده می‌باشد لطفا از انتشار آن در سایر پلتفرم‌ها و ایده‌ برداری از محتوا خودداری فرمایید. •این داستان تنها درجهت سرگرمی نوشته شده و هیچ ارتباطی با زندگی شخصی افراد ندارد ؛ لطفا جوگیر و تعصبی نباشید. •فکر می‌کنم به عنوان نویسنده‌ بتونم به خودم بخاطر نوشتن کتابی متفاوت از دل یه کلیشه‌ی پرتکرار افتخار کنم. امیدوارم از خوندنش لذت ببرید.
My candy 🍭  por writerMisha
writerMisha
  • WpView
    LECTURAS 201,194
  • WpVote
    Votos 22,145
  • WpPart
    Partes 32
Fiction: my candy 🍭 کامل شده کاپل : kookv ژانر : فلاف ، رمنس ، اسمات خلاصه: جئون جونگ کوک مبارز قفس آزاد کره معروف به ماشین کشتار وقتی برای تمرینات میره به یک کلبه جنگلی ، شبی که داره بارون سختی میگیره ، یک مرد با بچه پشت در خونه میان و ازش کمک میگیرن . کیم تهیونگ ، یکی از تاپ وکیل های کره برای بدست اوردن قلب جی کی ، تا کجا پیش میره ؟ Misha (( این فیک آمپرگ ، خیانت و خشونت نداره ، با خیال راحت از شیرینی کوک وی لذت ببر )) 💜💖🍭
𝐘𝐨𝐮 𝐒𝐦𝐞𝐥𝐥 𝐋𝐢𝐤𝐞 𝐒𝐩𝐫𝐢𝐧𝐠  por taekookwatttpad
taekookwatttpad
  • WpView
    LECTURAS 102,836
  • WpVote
    Votos 11,578
  • WpPart
    Partes 32
❀ تو بوی بهار میدی ❀ 💢فول شده💢 کاپل = تهکوک/ نامجین/سپ ژانر =امگاورس،فلاف، کمدی،اسمات،روزمره نویسنده=نیلماه ✨️داستان از اونجایی شروع میشه که جونگکوک مغازه ی گل فروشی خودش و باز می‌کنه و برگه ی جدیدی توی دفتر زندگیش ورق میخوره +اما این خیلی بیشتر از پنجاه هزاروونه تهیونگ چشمای خمارش از لبخندی که زد خط شد و سرشو اروم تکون داد و گفت ~ نفرمایید شما با اینکه تایم کاریتون تموم شده بود بخاطر درخواست من با وجود خستگیتون ایستادین و برای من دسته گل درست کردین قابلتون هم نداره جونگکوک از جنتلمن بودن مرد حیرت زده شده بود و ته دلش قیلی ویلی میرفت تو دلش آروم گفت کوفت جفتت شی به حق الهه ی ماه چقدر خاصی آخه مرد ❗️این فیکشن کاملا روزمره است و ساده خیلی دراما نداره و صرفا برای حال خوب کردن شما چنل= @taekookwattpad2025
Wild [KookV] por Dkooktae
Dkooktae
  • WpView
    LECTURAS 419,328
  • WpVote
    Votos 55,507
  • WpPart
    Partes 38
چشم‌هاش پر از اشک بود و نگاهش پر از خشم. نمی‌خواست مقابل این مرد سر خم کنه. نمی‌خواست قبول کنه از عرش به فرش رسیده. نمی‌خواست قبول کنه که تا پنج ساعت پیش همه مقابلش خم می‌شدند و برای بردن اسبش به اسطبل پیش‌قدم می‌شدند و حالا اینطور تحقیر‌آمیز باهاش رفتار می‌کردند. مقابل رهبرِ پک دشمن زانو زده بود و دست‌هاش بسته بودند. جئون جونگ‌کوک، آلفای خون‌خالص و قدرتمندی که تنها با یک‌ماه سابقه رهبریت نیمی از کشور رو زیر سلطه داشت خیره نگاهش میکرد. بلند شد و جلو‌ اومد. مقابلش روی یک زانو نشست و محکم چونه‌اش رو توی دستش گرفت. "چه پایان غم‌انگیزی...مگه نه کیم تهیونگ؟" با نفرت به چشم‌های مرد خیره شد و جونگ‌کوک از نگاه امگا به خنده افتاد. سرش رو جلوتر برد و با لحن آرومی گفت:"از این به بعد تو قراره به من خدمت کنی امگا، هم توی قصر، هم روی تخت!" لبهاش رو به گوش امگا چسبوند و زمزمه کرد:"فقط و فقط به من نطفه نحس." Couple: KookV Genere: Omegavers, Smut, Romance, Mystry
TINNITUS  por moneli_vk
moneli_vk
  • WpView
    LECTURAS 118,301
  • WpVote
    Votos 11,382
  • WpPart
    Partes 29
فرار از مراسم ازدواج اجباری‌اش، چیزی بود که مدت‌ها براش برنامه داشت؛ اما جایی همه‌چیز پیچیده‌ شد که در حین فرار، با جفتش روبه‌رو می‌شه؛ جفتی که برادرِ نامزد عزیزش بود. "_ فرار نکن، بامبی... مکثی کرد و با قدمی به جلو، کمی از نور تابیده‌شده از سمت حیاط رو به‌طرف خودش کشوند و مقابل نگاه گیج امگا، ادامه داد: «از من، از جفتت فرار نکن بامبی.» جفت؟ متعجب ابرویی بالا انداخت و خواست با خنده و بی‌حوصلگی سیگما رو به سخره بگیره که حرف جونگ‌کوک و خنده‌ی دل‌نشینش، زبون به دهنش خشک کرد. _ به‌جای برادرم، با من ازدواج کن." ژانر: امگاورس، امپرگ، هیجانی، عاشقانه، اندکی جنایی و وحشت کاپل: کوکوی رایتر: مانلی
℃ꈚ℮ꋬ꓄℮ꋪ por Tida_borninthelight
Tida_borninthelight
  • WpView
    LECTURAS 6,945
  • WpVote
    Votos 560
  • WpPart
    Partes 25
Fiction: Cheater1 Couple: KookV Genre: Omegaverse, Criminal, Angst, Mperg, Smut گرگ سیاه درشت هیکلی که رهبرے آلفاها رو بر عهده داشت، جلوتر از همه حرکت می‌کرد. پشت سرش پسر امگایی وادار به راه اومدن بود که توی نگاهش ترس و نگرانے موج می‌زد. درست مثل قربانے که می‌دونست داره به قتل‌گاهش نزدیڪ میشه. __•••__ "توی بازی سیاه و سفید شطرنج، شاه هیچ وقت از صفحه بیرون نمیره و شاه این بازی، منم" Writer: Tida