فیک هایی که قراره تا آخره خرداد تموم بکنمشون¿¡
4 stories
my cute bunny[vkook] de haruno-sakura1999
haruno-sakura1999
  • WpView
    Leituras 806,421
  • WpVote
    Votos 93,147
  • WpPart
    Capítulos 30
داستان درباره ی دنیاییه ک توش هایبرید ها(دو رگه ی حیوان و انسان) توش ب عنوان ی نژاد دسته پایین زندگی میکنن که ادم ها ازشون معمولا به عنوان خدمتکار و یه موجود بی ارزش استفاده میکنن حالا چی میشه که تهیونگ داستان ما یه بانی کیوت پیدا کنه که قلب و احساساتشو کم کم زیر و رو کنه؟ ژانر:رومنس ؛زندگی روزانه؛اسمات؛گاهی کمدی؛تخیلی(بخاطر وجود هایبرید) میدونم ک توضیح دادنم اصلا خوب نیس T-T امیدوارم خوشتون بیاد💙💙💙
Ruler of the dark || Taehyung de millennium_story
millennium_story
  • WpView
    Leituras 18,005
  • WpVote
    Votos 2,518
  • WpPart
    Capítulos 50
هیچ ایده ای ندارم چند ساله اینجام. از وقتی چشم باز کردم، تنها چیزی که دیدم اتاقای خاکستری و آزمایشگاه های ترسناک و سفیدپوشان. امروز آخرین همراه هام رو هم از دست دادم. مطمئن نیستم خوبه یا بد ولی ترسناکه. چون حالا من تنها نمونه ی باقی مونده ام. ولی از یه چیز کاملا مطمئنم. اینکه قرار نیست به این زودیا بمیرم. نه تا وقتی انتقام درد و رنج خودم و همراه هام رو از پروفسور و سفید پوشا رو نگیرم. اسمم ویه. نمونه ی شماره ی پنج. آخرین و تنها نمونه ی باقی مونده ی پروفسور کیم. ******* ژانر: فانتزی پایان فصل اول فصل دوم به زودی! نویسنده: narci
خون آبی ✥ نامجین؛ یونمین؛ ویکوک de maedeh1
maedeh1
  • WpView
    Leituras 366,695
  • WpVote
    Votos 62,220
  • WpPart
    Capítulos 61
تو جامعه ای که رنگ خون تعیین کننده ی طبقه ی اجتماعیه نمیشه دنبال عدالت گشت. شعار مدرسه ی ما این بود... درد زیباست. - پارک جیمین
𝗗𝗮𝗵𝗹𝗶𝗮 ᵛᵏᵒᵒᵏ ᵛᵉʳ de yelital
yelital
  • WpView
    Leituras 88,510
  • WpVote
    Votos 13,347
  • WpPart
    Capítulos 55
𝙁𝙖𝙣𝙩𝙖𝙨𝙮 - 𝙎𝙘𝙝𝙤𝙤𝙡 𝙇𝙞𝙛𝙚 - 𝘼𝙣𝙜𝙨𝙩 𝗩𝗞𝗢𝗢𝗞 زیباترین مخلوق خدا درخواست انسان شدن کرد و برای تبدیل شدن به یک انسان باید نود و نه روز هویت اصلیش رو مخفی نگه می‌داشت. نباید بیشتر از سه نفر از ماهیتش با خبر می‌شدن اما درست در روز اولی که بین انسان بود، یک نفر رازش رو فهمید و مجبور شد باهاش یک پیوند ببنده... پیوندی که نمی‌دونست سرنوشتش رو‌ چطور تغییر خواهد داد! ___________________________________________________ - از من می‌خوای که رازت رو نگه‌ دارم؟ باشه، من ماهیت اصلیت رو به کسی لو نمی‌دم‌. - باید... باید بهم تضمین بدی! - پس بیا یه قرار داد ببندیم. - قرارداد؟ چی به من می‌رسه؟ - اینکه تا نود و نه روز رازت رو نگه می‌دارم؟ - در عوض ازم چی می‌خوای؟ - خودتو، خودتو بهم بده دالیا! ___________________________________________________ - گلی ظریف مثل تو، نباید به تنهایی توی سرزمین مردگان قدم بذاره، نمی‌ترسی که با یک اشاره، پژمرده‌ت کنم؟