🙂Like it❤️
139 stories
Marriage with Park Kid  by Aerizuu
Aerizuu
  • WpView
    Reads 159,684
  • WpVote
    Votes 8,613
  • WpPart
    Parts 23
B-Baek-h-y-unah c-can y-you d-o s-somet-hing for me." Mr.Park said weakly. "Yeah Mr.Park don't talk too much you will lose too much blood." Baekhyun said while stoping blood coming out from Mr.Park's body because of the gun shot. "N-No I ne-ed to te-ll th-is. Ta-ke cha-rge of co-mpa-ny til-l ch-any-eol rea-dy fo-r it." Mr.Park said and hold baekhyun's hand. Baekhyun shocked after hearing that words. "Sir what are you-" Mr.Park cut off his words and hold his hand tight. "Ju-st ma-rry hi-m th-at wi-ll m-ake yo-u on-e of us. H-e is to-o lo-ne-ly a-ft-er h-is mo-th-er's death. Pl-eas-e ta-ke c-are of h-im" Baekhyun just look at Mr.Park with wide eyes. Translations Myanmar by @i_bbh_u Arabic by @sin_tan
Daddy and Baby Day by Marziyeh_M
Marziyeh_M
  • WpView
    Reads 221
  • WpVote
    Votes 30
  • WpPart
    Parts 1
بکهیون و پسر کیوتش بعد از مرگ همسرش🥀 مجبور میشن به سئول مهاجرت کنن تا بتونن زندگی بهتری داشته باشن. 💫 شاید هم زندگی جدیدشون تو یه مکان جدید اونقدرا هم بد نباشه💞❣ Genre: SuperFluff ,Romance ,Angest Chanbaek
A contract between me and you💕 by ndmrstudio
ndmrstudio
  • WpView
    Reads 207
  • WpVote
    Votes 36
  • WpPart
    Parts 1
One shot story📜 By:Nana.pink🐷 Gener:romance,omegavers,age limit🔞 Couple:kookmin💖 💕💕💕💕💕💕💕💕💕💕 This contract, with its terms and conditions, starts between us and ends between us!! There is no need for anyone else to know!! 💕💕💕💕💕💕💕💕💕💕 ~سادست، تظاهر میکنیم عاشق همیم، کسی لازم نیست حقیقت رو بفهمه، این قرار داد بین من و تو!!
"Metanoia" [Complete] by RayPer_Fic
RayPer_Fic
  • WpView
    Reads 16,709
  • WpVote
    Votes 3,523
  • WpPart
    Parts 47
•¬‌کاپل: کایسو | چانبک •¬‌ژانر: گرگینه ای | ماوراطبیعی | انگست | اسمات •¬‌خلاصه: همه چیز جمع شده بود توی یه رستوران قدیمی که مشتریای ثابت خودش رو داشت و بیشتر اوقات خلوت بود. یه رستوران که به وسیله افراد عجیبی گردونده میشد که فقط به ظاهر میتونستن کنار هم دووم بیارن، چون باطنا هیچکدوم از رازهایی که تو سینه هاشون پنهان کرده بودن حرفی نمیزدن. شرایط برای آشپز و گارسونی که حتی از شنیدن بوی همدیگه نفرت داشتن و با وجود رئیسشون که از قضا یه آلفا بود به سختی کنار هم دووم می آوردن، وحشتناک تر بود. بکهیون سال ها بود که به زندگی بی دردسر انسان ها عادت کرده بود، اما هرگز به بتای رستوران محبوب و ساکتش که حالا تبدیل به جاذب دردسر شده بود عادت نداشت. اول که یک گرگ گند اخلاق عصبی رو به رستورانش کشوند، و حالا هم داشت جون میکند تا از یک خطر بزرگ بغل گوشش جون سالم به در ببره. کی فکرشو میکرد توی رستورانش یه حابل خفته داشته باشه؟! ═ ∘♡༉∘ ═ #Respina🍁
 🐺ᴘᴀᴄᴋ ᴏғ 𝗔𝗟𝗣𝗛𝗔𝗦🐺 by SILVANA00sage
SILVANA00sage
  • WpView
    Reads 138,983
  • WpVote
    Votes 27,652
  • WpPart
    Parts 39
سهون ساده لوحانه قبول میکنه امگای یه پک آلفای پنج نفره باشه... امگایی با پنج آلفا که در تلاشه آلفاهاش رو راضی نگه داره. 🅒ᴏᴜᴘʟᴇ 🐺ᴇxᴏK verse 🅖ᴇɴʀᴇ 🐺 ᴄᴏᴍᴇᴅʏ, ғʟᴜғғ, ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ, sᴍᴜᴛ, ᴏᴍᴇɢᴀᴠᴇʀsᴇ 🅐ᴜᴛʜᴏʀ 🐺2ᴘᴍ2ᴘᴍ2ᴘᴍ 🅣ʀᴀɴsʟᴀᴛᴏr ‌ 🐺 𝗦𝗶𝗹𝘃𝗮𝗻𝗮 𝗦𝗮𝗴𝗲 روزهای آپ:چهارشنبه ها
𝒂𝒎𝒏𝒆𝒔𝒊𝒂 | فراموشی by Deep0Blue
Deep0Blue
  • WpView
    Reads 470
  • WpVote
    Votes 120
  • WpPart
    Parts 7
‣𝘯𝘢𝘮𝘦: 𝒂𝒎𝒏𝒆𝒔𝒊𝒂 ‣𝘨𝘦𝘯𝘳𝘦: romance - angst - psychology ‣𝘤𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦: kaibaek(main) - chanbaek ‣𝘵𝘳𝘢𝘯𝘴𝘭𝘢𝘵𝘰𝘳: DeepOBlue ‣مینی فیک ☆★▬═══▬★☆ ‣خلاصه: "کاش می تونستم با فراموشی بیدار بشم و چیزهای کوچیک احمقانه رو،فراموش کنم." _ جایی که بکهیون مراحل غم و اندوه رو پشت سر می زاره.
Remember! by CallMeNilara
CallMeNilara
  • WpView
    Reads 8,350
  • WpVote
    Votes 873
  • WpPart
    Parts 24
"یادت باشه! اگه تو نباشی، هر بار هوا سرد بشه و سپتامبر از راه برسه، من یاد تو می‌افتم. هر وقت از کنار اون مغازه کتابفروشی قدیمی رد بشم، یاد تو می‌افتم. هر بار که از اون پل رد بشم و آسمون پر ستاره‌ی بالای سرم رو ببینم، یاد تو می‌افتم. لعنت بهت... حتی فکر کنم با نفس کشیدن هم یاد تو بیافتم. حالا... حالا بهم بگو. چطور می‌تونی بری وقتی یه خری مثل من دوستت داره؟!" ☁️☁️☁️ "Remember!" Couples: Vkook, Chanbaek Genre: slice of life, romance Writer: Nilara Telegram Channel: @Vellichor_magazine
𝗟𝗼𝗻𝗴 𝗛𝗮𝗶𝗿𝗲𝗱 𝗕𝗼𝘆 | 𝖵𝗄𝗈𝗈𝗄  by manilarise
manilarise
  • WpView
    Reads 508,975
  • WpVote
    Votes 46,644
  • WpPart
    Parts 26
پسرِ مو بلند | 𝖫𝗈𝗇𝗀 𝖧𝖺𝗂𝗋𝖾𝖽 𝖡𝗈𝗒 -کامل شــده- همه چی از اونجایی شروع شد که دال، پسرِ ۵ ساله‌ی کیم تهیونگ، با دیدنِ موهای بلند و آبیِ پسری، اون رو "مامان" صدا زد و این بود اولین دیدارِ اون پسرِ مو بلند و تهیونگی که کلِ زندگیِ بعد از جداییش از همسرش رو با جق زدن میگذروند! ژانر ↶ عاشقانه، فلاف، کمدی، چت‌استوری، توییتر، ددی‌کینک، اسمات کاپل ↶ «اصلی - ویکوک» تهیونگ↑- جونگکوک↓ «فرعی - سُپ» قسمتی از فیک ↶ _از وقتی دیدمت ، قلبم یه جایی بین دریای موهات گیر کرد! _منم از وقتی دیدمت ، قلبم یه جایی بین شلوار و باکسرت گیر کرد! •روزِ آپ: یک‌شنبه ها•
Exo's one shots  by loeykaiz
loeykaiz
  • WpView
    Reads 217
  • WpVote
    Votes 32
  • WpPart
    Parts 3
تراوشات ناقص ذهنم برای دلخوشی های زندگیم... شیپ همیشگی و راستین قلب اکسو ال ها...چانبک🙇 و محبوب دلم برای ابد سکای(کایهون)🥰 تو این بوک هر چیزی ممکنه پس اگه غیر از این کاپلها هر کاپل دیگه ای هم بود تعجب نکنین😁 سعیم اینه که لحظه های شادی رو تو این بوک بیارم پس از سد اند خبری نخواهد بود☺️
𝓒𝓾𝓽𝓮 𝓪𝓵𝓹𝓱𝓪 by vihanR_M
vihanR_M
  • WpView
    Reads 228,491
  • WpVote
    Votes 37,737
  • WpPart
    Parts 32
..... Kookv چی میشه اگه یک امگا برای اولین بار توی زندگیش به جای یک آلفا مغرور و خشن و بداخلاق با یه آلفا کم حرف و کیوت آشنا بشه خب قطعا اگه اون کیم تهیونگ باشه ول کن این آلفا نمیشه ..... Chanbaek چان_ هی بیون گلی هست که بوی عسل بده؟ بک+من که تا حالا ندیدم چان_ پس یه نگاه تو آینه بکن بک+وات د فاک تو داری با من لاس میزنی پارک چانیول چان- دارم سیع میکنم کاپل«کوکوی..چانبک..نامجین» ژانر : امگاورس_فلاف_عاشقانه_(هپی اند) وضعیت _ پایان یافته (شروع : 17 اذر 1398) (پایان : 20 بهمن1399)