🦋Mƴ £oŘesŢ cªbiŊ🍀
155 stories
Apollo by arin_oo
arin_oo
  • WpView
    Reads 5,157
  • WpVote
    Votes 1,002
  • WpPart
    Parts 38
+بی‌رحمی تو تحریک‌کننده‌ست، می‌دونی؟ مثل یه چاقوی تیز که فقط می‌خوای ببینی چقدر عمیق می‌تونه بره. -پس تو یه فتیش داری به زخم‌ها؟خب، من زخم زیاد دارم، جونگکوک. میتونی تک تکشون رو امتحان کنی. ببینی کدومش بیشتر بهت مزه می‌ده. ---- تهیونگ، کلیدِ چیزی بود که جونگکوک، ناخودآگاه، دنبالش می‌گشت. یه حسِ "باید پیداش کنم،حتی اگه خودم رو گم کنم." زمستون سال ۲۰۰۰- یه سال معمولی برای خیلی از افراد که شامل جونگکوک نمیشد،اون قرار بود با مرد اسرار امیز زندگیش ملاقات کنه. کسی که قرار بود مسیر زندگیش رو تغییر بده و شاید مسیر قلبش. مین کاپل:ویکوک/کوکوی ژانر:درام،روانشناختی،رمانتیک تاریک،اسمات،انگست روزهای آپ:هفته ای حداقل یک بار، نویسنده موجود بیزی هستش نمیتونه تایم دقیق بهتون بده!
Coma(Kookv) by zoom_in_story
zoom_in_story
  • WpView
    Reads 108
  • WpVote
    Votes 21
  • WpPart
    Parts 1
مولتی‌شاتِ کما❤️‍🩹 جئون جونگ‌کوک آلفای 26 ساله‌ای که تازه به زندگی مجردی‌اش در ژاپن کنار اومده، ناگهان تماسی از کره دریافت می‌کنه و مجبور به بازگشت می‌شه. حالا اون مونده و کوزه‌ای که خاکستر تنها برادر و عضو خانواده‌اش رو حمل می‌کنه، امگای برادرش، کیم تهیونگ، که توی کماست و یک نینی کوچولوی بامزه که عنوان برادرزاده‌اش رو یدک می‌کشه. جونگ‌کوک چطوری می‌خواد هم مسئولیت یک بچه رو قبول کنه، هم امگای زیبایی که فقط از روی دفتر خاطراتش می‌شناستش؟ کاپل: کوکوی، نامجین، یونمین ژانر: امگاورس، رمنس، امپرگ، فلاف، کمدی، لیتل انگست، اسمات نوشته‌شده توسط ساکورا در چنل: @TaekookTale
ᬉ𝐒𝐚𝐟𝐞 𝐝𝐢𝐬𝐭𝐚𝐧𝐜𝐞 [Vers] by _Moonsan_
_Moonsan_
  • WpView
    Reads 4,389
  • WpVote
    Votes 978
  • WpPart
    Parts 8
زندگی برای دو انیگما که خارج از چهارچوب قوانین جهان با هم در رابطه‌ای عاطفی بودن، مملو از چالش بود. چالش‌هایی ریز و درشت که روزگاری زندگی یکنواخت و آرومشون رو تحت‌الشعاع قرار داد. 𝀤𝀤𝀤 «سیگارت رو، روی قلبم خاموش کن؛ ولی من رو با کلماتت نسوزون کانای.» «اصلاً من رو پناه خودت می‌دیدی، جونگ‌کوک؟ تو اصلاً من رو می‌دیدی؟» ــــــــــــــــــــــــــــ༺Safe Distance ༻ــــــــــــــــــــــــــ ✤ganer: Enigma×Enigma, Angst, Romance, Smut ✤Couple: Kookv/Vkook(Vers) Telegram: @lunenoire_6 ~𝓜𝓸𝓸𝓷𝓼𝓪𝓷 𝓵𝓸𝓿𝓮𝓼 𝔂𝓸𝓾♡
Beneath the Skin of Night by Annil_o
Annil_o
  • WpView
    Reads 7,192
  • WpVote
    Votes 1,186
  • WpPart
    Parts 8
𝗡𝗮𝗺𝗲: Beneath the Skin of Night - زیر پوست شب 𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲:‌ Medical, Drama, Romance, Comedy, Revenge 𝗨𝗽: پنج‌شنبه‌ها گذشته، تومور سرطانیه که هرچقدر می‌گذره، بیشتر از قبل وجودت رو توی خودش می‌بلعه. داری با عروسکت صحبت می‌کنی؟ احمقی؟ فکر می‌کنی اون میفهمه چی می‌گی بهش؟ - تو هم نمی‌فهمی من چی می‌گم؛ ولی بازم باهات حرف می‌زنم. ----- - خب اگر ازم پرسید، بگم من کی‌ام؟ - بگو تو عزیز منی.
𝖵𝗂𝗈𝗅𝖾𝗍 𖦹 𝖪𝖵 by ForsakenCrow
ForsakenCrow
  • WpView
    Reads 2,616
  • WpVote
    Votes 434
  • WpPart
    Parts 5
تهیونگ، امگایی بالغ با رایحه‌ی وایولت، ناخواسته مسئولیت نگهداری از برادر کوچیکِ دوست صمیمی‌ش رو قبول می‌کنه. و اوضاع از زمانی رو به وخیم شدن میره که آلفا، بی‌توجه به تفاوت سنی‌شون، دست از لاس زدن باهاش برنمی‌داشت و وسواس‌گونه بهش دل بسته بود، و حتی بدتر، اون رو امگای خودش می‌دونست. +چرا به غذات دست نمی‌زنی؟ نکنه دوستش نداری؟ -داشتم به این فکر میکردم که به‌جای این، میتونم از یه چیز دیگه خیلی بیشتر لذت ببرم؛ مثلاً تو. روی همین میز، به جای این ظرف‌ها. ┆𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: 𝖪𝗈𝗈𝗄𝗏 ┆𝖦𝖾𝗇𝖾𝗋: Omegaverse, Erotic Romance, AgeGap, High Tension, Slice Of Life ┆𝖢𝗁𝖾𝖼𝗄 𝖮𝗎𝗍 𝖳𝗁𝖾 𝖯𝗋𝗈𝗅𝗈𝗀𝗎𝖾 𝖥𝗈𝗋 𝖬𝗈𝗋𝖾 𝖨𝗇𝖿𝗈 ┆𝖯𝗎𝖻𝗅𝗂𝗌𝗁𝖾𝖽 𝖮𝗇: June 7, 2026
Complete Mess | VKOOK by elicasso
elicasso
  • WpView
    Reads 841
  • WpVote
    Votes 104
  • WpPart
    Parts 2
«آشفتگی» • ژانر: درام، عاشقانه، اجتماعی • کاپل: ویکوک "وقتی در تاریکی شب شانه به شانه‌ام می‌نشست، عطرش و گرمای تنش تنها چیزی بود که‌ حس می‌کردم. نیازی به چشم‌هایم نداشتم تا او را دوست داشته باشم. دستانش را محکم می‌گرفتم و جانم کف دستانش بود. گمان می‌کردم با انجام این‌کار هیچ‌چیز نمی‌تواند فاصله‌ای بینمان بیندازد. اجازه نمی‌دادم و نمی‌خواستم فاصله‌ها هرگز به‌واقع باعث دوری ما شوند."
𝗡𝗔𝗭 | نآز  by ShiigaisHere
ShiigaisHere
  • WpView
    Reads 162,670
  • WpVote
    Votes 21,434
  • WpPart
    Parts 23
"تو دزد توت فرنگی های باغ بابابزرگمی؟" ابروش رو با شیطنت بالا انداخت و جوری که انگار هیچ اهمیتی به حضور الفای‌ کله فندقی نمی‌ده توت فرنگی نشسته رو بین دندون هاش گیر انداخت: "قراره دعوام کنی؟ " "آره!" "پس نه، من دزدی که عصر ها بعد از مدرسه میاد و به باغ بابابزرگت‌ حمله می کنه نیستم. مطمئن باش." توی اون لحظه جونگ‌کوک فقط حس می‌کرد می‌خواد امگای‌ روبه‌روش رو هم مثل درخت های اطرافش توی زمین بکاره؛ البته با کَله‌اش. °°°°°°°°°°°°°°°° 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: AU -رمنس - امگاورس - روزمره - اسمات- ددی کینک 𝐍𝐚𝐦𝐞: نآز‌ | 𝗡𝗮𝘇 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: کوکوی - هوپمین‌ 𝐔𝐩 𝐓𝐢𝐦𝐞: هفته‌ای یک تا دوبار
𝕱𝖎𝖗𝖊 𝖆𝖓𝖉 𝕾𝖙𝖔𝖓𝖊 by ihatemae
ihatemae
  • WpView
    Reads 1,275
  • WpVote
    Votes 314
  • WpPart
    Parts 6
"ғɪʀᴇ ᴀɴᴅ sᴛᴏɴᴇ" ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: ᴋᴏᴏᴋᴠ ɢᴇɴʀᴇs: ᴏᴍᴇɢᴀᴠᴇʀsᴇ, ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ, ғᴀɴᴛᴀsʏ, ᴅʀᴀᴍᴀ, sᴍᴜᴛ, ᴍᴘʀᴇɢ · · ─────── ·𖥸· ─────── · · خلاصه: امگای مو نارنجی، کیم تهیونگ، چالشی بود که شهردار نمی‌تونست نادیده‌اش بگیره. جئون جونگ‌کوک، رئیس کمیته‌ی آموزش و پرورش، شهردار، مالک و صاحب اصلی اراضی و قدرمندترین آلفای اون حوالی، کلام آخر رو در مورد تعطیلی مدرسه‌ی روستا می‌زد. تصمیمش سنگین بود؛ مثل تخته‌سنگی که وقتی میفته، دیگه هیچ‌چیز زیرش جون سالم به در نمی‌بره. کیم تهیونگ، معلم تازه‌وارد روستا، می‌دونست که باید با نرمی پیش می‌رفت؛ مثل آبی که سنگ رو نه با زور، بلکه با صبر می‌سابه؛ اما این بار آتش درونش زودتر از عقلش زبانه کشیده بود و حالا از تنها کسی که می‌تونست دستش رو بگیره، دشمن ساخته بود. بوی ذغال تلخ که از سمت جونگ‌کوک به مشامش می‌رسید، همه چیز رو روشن می‌کرد؛ مرد عصبانی بود و جایی برای مذاکره باقی نذاشته بود. پس چطور این امگای لجباز باید جلوی آلفای متعصب قد علم می‌کرد؟ · · ─────── ·𖥸· ─────── · · این کتاب ترجمه، بازگردانی و تغییریافته‌ی یک رمان انگلیسی‌زبانه و تمام حقوق نسخه‌ی فارسی‌زبان اون متعلق به مترجمه.
Beyond Family | Taekook by vkookfic_
vkookfic_
  • WpView
    Reads 77,066
  • WpVote
    Votes 7,501
  • WpPart
    Parts 35
فراتر از خانواده | تکمیل شده تغییر حس‌های حمایتگرانه به عاشقانه داستان عشقی بین پدرخوانده و پسرخوانده خلاصه: وقتی تهیونگ سرپرستی جونگکوک رو قبول کرد، هیچ‌وقت فکرش رو نمی‌کرد سال‌ها بعد نگاهش به پسر تغییر کنه. خونه‌ای که قرار بود پناه باشه، کم‌کم به مکان شوم تبدیل شد. جونگکوک چطور قراره از این درامای ممنوعه نجات پیدا کنه؟⛓🔞 «جونگکوکیِ من! برای من! برای تهیونگ و تا آخرین روزی که نفس می‌کشه.» • کاپل: تهکوک • ژانر: ممنوعه، عاشقانه، درام، روزمره و اسمات • نویسنده: Helli ‼️فیک محارم نیست‼️