medusa_011fdl's Reading List
3 stories
ARSONIST'[KV],by Medusa; by medusa_011fdl
medusa_011fdl
  • WpView
    Reads 1,849
  • WpVote
    Votes 187
  • WpPart
    Parts 36
[I'VE NEVER THOUGHT WHAT I MIGHT DO WITH FIRE..] [ongoing] [update each Wednesday] _با خودت فکر میکنی کاش من فرق داشتم؟ راستش منم همینطور .. _دلت میخواست بتونی دخترت و پسرت رو کنار هم تماشا کنی؟ اوه منم همینطور ولی اونو پیش من نگه نمیداری مگه نه؟ .. خطرناکه .. _ته وقتی نشئه نیست بهتره؟ ته وقتی دستاش نمیلرزه و سیگار نمیکشه بهتره .. _تهیونگ رو دوست دارم ولی کاش بهتر بود .. کاش قاتل مادرش نبود .. کاش دلش نمیخواست دوباره مدرسه اشو آتیش بزنه؟ .. اوه جونگوک منم همینطور .. _کاش از اینکه همه چی یه توهمه نمیترسیدم .. کاش همه چی واقعی باشه .. تهیونگ فقط جلوش ایستاده بود و حرف میزد .. حرف میزد و رول و فندک رو تو دستش میفشرد .. روی پاهاش تلو تلو می‌خورد و موقع حرف زدنش سرش رو طوری که همیشه با حالت عجیبی کج میکرد تکون میداد و دست آزادش رو روی شکم و سینه اش میکشید .. _جونگکوک تو .. اون یکی منو بیدار میکنی ...
Always You [L.S] ~ By Miss X by larry_diary
larry_diary
  • WpView
    Reads 3,328,785
  • WpVote
    Votes 303,434
  • WpPart
    Parts 140
هری...هرررری...خواهش میکنم نجاتم بده...نذار من رو ببرن...هرررری... قطرات اشک گونه های پسر چشم سبز رو تر میکنن...صدا توی ذهنش تکرار میشه....حتی جرات نکن به التماس هاش گوش بدی استایلز...حتی جرات نکن برگردی سمتش... صدای فریادهای وحشت زده ی لویی تنش رو میلرزونن...روحش رو از هم میدرن...قلبش رو از کار میندازن اما این اجبار بود.هری این قسم نانوشته رو امضا کرده بود. صدای لویی پشت سرش خاموش میشه.زمزمه ی خفه ی هری توی باد گم میشه. هری:متاسفم لویی.متاسفم...