to read
28 stories
•𝐆𝐫𝐚𝐲 𝐃𝐢𝐚𝗺𝗼𝐧𝐝•ᵛᵏᵒᵒᵏ by meral_writ
meral_writ
  • WpView
    Reads 331,184
  • WpVote
    Votes 33,770
  • WpPart
    Parts 83
Vkook_الماس خاکستری ـ درد ازادی که بهم دادی از دردی که مستحقش بودم دردناک تر بود •امگایی که این اجبار رو برای رسیدن به عشق پنهانی که داشت قبول کرد و این ازدواج قراردادی رو پذیرفت. صبر کردن و دور شدن از رویا و هدف ها و زندگی که هیچ شباهتی در ذهنش نداشت، هیچ آسان نبود زندگی که پشتش منافع هایی پنهان بود برایش هیچ مفهومی نداشت ، اما گویی خودش هم آغشته به این رنگ های تیره شده بود، گمان میکرد نجات پیدا میکند!!• هفت سال زندگی که هردو با تنفر رنگ زدند و هیچکدام تلاشی برای دوست داشته شدن نمیکردند. آنها سخت میگرفتند ؟ یا زندگی سختی های پنهان داشت که انتقام درش نهفته بود؟! ___________________________________________ با چهره ی بی حسش بهش زل زد _ داری بد میکنی امگا لحظه ی ترس رو احساس کرد اما طولی نکشید که این حس رو خاموش کرد وبا تندی گفت: ـ هم از خودت هم از کل زندگیت متنفرم.. وارِن با لحنی خنثی رو بهش گفت: _ کُلت روی پیشونیت نذاشتم که دوستم داشته باش!.. writer:Meral Cuple:Vkook Genre:Dark-romance, psychological fiction,Omegaverse,fantasy,smut,Angst٫ A-mperg
Power couple | زوج قدرت  by meshimara
meshimara
  • WpView
    Reads 190,301
  • WpVote
    Votes 15,522
  • WpPart
    Parts 37
معمایی | اکشن | پلیسی | عاشقانه | اسمات زندگی آرومِ پرفسور کیم تهیونگِ پر آوازه و موفق، با ورود پسر عمه‌ای که از هفت سالگی ناپدید شده بود، زیرو رو میشه... _تو شبیهِ یه جگوار سیاهِ وحشی و زخمی‌ای جونگکوک، که هنوزم زیبا و جذاب و نفس گیره... ♦️تمام شده Vkook Shimara ⛔️
The last clover  by Thalenvkook
Thalenvkook
  • WpView
    Reads 8,930
  • WpVote
    Votes 986
  • WpPart
    Parts 44
The Last Clover | تکمیل شده | انگیمایی که تمام این سال ها با فکر و آرزوی از بین بردن جئون قد کشیده و قدرتمند شده پسری که پر شده از خشم نفرت و کینه اما چی میشه اگه جفت تعیین شده اش شاهزاده و جانشین قبیله جئون ها باشه مگ میشه روزی جئون جونگکوک کسی که اون انگیما به خونش تشنه اس روزی اجازه بده که یه جئون ماه آسمونش بشه؟ کی میدونه کی سرنوشت رو مینویسه شاید تاریکی که آدما ازش میترسن دقیقا چیزی باشه که بهش نیاز دارن تا به نور برسن اما خودشون بی خبرن Couple: vkook, Yoonmin, namjin, hoopli Genre: ‌Omegaverse, MPreg, Romance, Drama, Angst, Action, Smut,
Double black| vkook by meshimara
meshimara
  • WpView
    Reads 114,852
  • WpVote
    Votes 10,326
  • WpPart
    Parts 33
مافیایی|اکشن | عاشقانه | اسمات | ماجراجویی اونا هر دوشون قدرتمند بودن، هر دو صاحب جایگاه، کارکشته و دو فرد مهم ، اما هر دو به رنگ سیاه ... حالا اگر اون دو دشمن هم باشن خطر ناک ترن یا اگر کنار هم باشن؟؟؟ «اما عشق رسم غیر ممکن هاست... وقتی نتونی عوض بشی عذاب آوره و وقتی نتونی بهش برسی قاتله...» Vkook Shimara✨
Love, Hate And everything in between  by Aurorify
Aurorify
  • WpView
    Reads 77,118
  • WpVote
    Votes 9,323
  • WpPart
    Parts 30
[کامل شده] در عمارتی که سایه‌های گذشته درش نفس می‌کشن، تهیونگ با زخم‌هایی پنهان و جونگکوک با قلبی پر از نور به هم گره می‌خورن. در دنیایی که غریزه‌ عشق رو به جنگ می‌کشونه میشه بین نفرت و بخشش، ترس و امید راهی پیدا کرد؟ رازی که به آرومی رو می‌شه و زندگی‌ رو به لبه‌ پرتگاه می‌بره. یا شاید هم به یک آغاز تازه؟ تا کجا می‌تونن برای هم بجنگن؟ ________________________________________ _تو به من دروغ گفتی. _من فقط چیزی رو گفتم که تو می‌خواستی بشنوی. General: romance, omegavers, mperg couple: vkook Cover by MasumeisAkira روزهای آپ: نامشخص
𝔠𝔬𝔣𝔣𝔢𝔢 𝔥𝔞𝔱𝔢 by CallmeTVanilla
CallmeTVanilla
  • WpView
    Reads 45,988
  • WpVote
    Votes 4,200
  • WpPart
    Parts 13
[*کامل شده*] چی میشه اگر جونگکوک، پسره شره مدرسه با دوستاش بخوان سربه‌سره دانش‌آموز جذاب و عضله‌ایه جدیده مدرسه‌شون بزارن. _._._._._._._._._._._._._._._._._._._._. همه‌چیز از یه قهوه شروع شد. و بعد با دعوا ها و کل کل های بچگانه ادامه پیدا کرد. دعوایی که با نفرت شروع شد و با عشق به پایان رسید. دعوا ها و کل کل هایی که روزی مدرسه رو پر کرده بود تبدیل شد به نجوا های عاشقانه‌ای که کناره گوشه هم زمزمه میکردن. حتی خودشونم نفهمیدن که چطور لبهایی که روزی به قصده فحاشی بهم باز میشد حالا برای فتحه دهانه دیگری باز میشه
Raven [ ریوِن] by Bitamoosavi
Bitamoosavi
  • WpView
    Reads 999,158
  • WpVote
    Votes 126,505
  • WpPart
    Parts 75
-اینقدر استاکم نکن. -تو مال منی، دردونه‌ی رئیس. ... -دهنت رو باز کن پسر خوب. -...ولم...کن. لبخند گرمی زد و فک پسر زیرش رو محکم تر فشورد. -خوش ندارم حین بوسه همکاری ازت نبینم تهیونگ. چشم هاش رو محکم بست و سعی کرد به تن خسته و کرختش حرکتی بده...وزنش زیاد بود و انگار کاملا به زمین پینش کرده. -روانی...ولم کن. سرش رو جلو برد و گونش رو با انگشت شصت نوازش کرد. به جنون رسیده بود. -خیلی زیبایی...اره من روانیتم، جوری که دلم میخواد تا اخر عمرم پیش خودم اسیرت کنم...دکتر کوچولو. ... -چرا باید بهت اعتماد کنم؟ -واقعا نباید بکنی‌. ... کیم تهیونگ...روانپزشک مرموزی که اخرین پروندش متعلق به یک بیمار خطرناک با هویت جعلیه. یک روانی تمام عیار. ... کاپل:kookv/ vkook کاپل فرعی: ؟ ژانر: دارک رومنس_ درام _ جنایی_ مافیا_ اسمات_ هپی اند. ... به بچم عشق بدین♡ لاویو 🐯🐰
𝒓𝒆𝒕𝒘𝒆𝒆𝒕¹: 𝒉𝒐𝒘 𝒕𝒐 𝒄𝒂𝒑𝒕𝒖𝒓𝒆 𝒉𝒊𝒔 𝒉𝒆𝒂𝒓𝒕 by Theyeon
Theyeon
  • WpView
    Reads 266,869
  • WpVote
    Votes 45,362
  • WpPart
    Parts 146
جونگکوک بتازگی ممبر توییتر شده و در واقع آشنایی چندانی باهاش نداره، تمام اتفاقات روزمره اش توییت می‌کنه اما نمیدونه یه پسر فوق بازیگوش هرروزشو با خوندن توییت های بی شرمانه اش میگذرونه. *** ریتوییت ۱: چطور قلبش بدست بیاریم﴿کامل شده﴾ کاپل﴿ویکوک﴾ ژانر﴿مدرسه ای، توییتر، تکستینگ، رمنس بی ال﴾
﴾ Moon wolf  ﴿ by kimkook_Lovrita
kimkook_Lovrita
  • WpView
    Reads 189,926
  • WpVote
    Votes 21,655
  • WpPart
    Parts 57
فیکشن { گـرگـه مـاه } ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ∆ خیلی از افسانه ها حقیقت دارن... خصوصا افسانه ی گـرگـه مـاه ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ∆ افسانه ها میگویند: به هنگام زوزه ی آن گرگ ، ماه به رنگ خون در می آید قوی ترین گرگ های تاریخ که تعداد آن ها حتی به انگشت های یک دست هم قادر نیست گـرگـه مـاه نام گذاری شدند قبایل محلی معتقدن زوزه ی آن گرگ ماه را به خون میکشد و زیر سلطه ی خود میگرد هیچ گرگی قادر به مبارزه و یا حتی مقابله با گـرگـه مـاه نیست زیرا قدرت او با هیچ گرگی قابل مقایسه نیست ولیکن در هر 100 سال یک بار هم زوزه ی این گرگ شنیده نمیشود زیرا اون در هر هنگام بین مردم محفوظ بوده و هیچوقت چهره ی خود را آشکار نمیگردد اون قادر نیست عاشق هیچ شخص دیگری جز جفت حقیقی و منتخب الاهه ماه شود ﴾ Moon Wolf ﴿ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ∆ couple = { Vkook } the writer = { 𝑳𝒐𝒗𝒓𝒊𝒕𝒂 } genre = { Omegaverse، up to date، modern، romance، Angst، Smat، Royal ، time travel، historical ژانر = { امگاورس، بروز و امروزی، رومنس، انگست، اسمات، سلطنتی، سفر در زمان، تاریخی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ∆ up= یکشنبه، و پنجشنبه های هر هفته
•𝐘𝐨𝐮𝐫𝐬 by souIprovider
souIprovider
  • WpView
    Reads 204,734
  • WpVote
    Votes 24,325
  • WpPart
    Parts 39
تهیونگ هیچوقت حاضر به بستن دهن جونگکوک نبود از دردی که می‌کشید تغذیه می‌کرد و لذت می‌برد پس دلیلی برای بستن دهنش نمی‌دید دوست داشت ذره‌ ذره خورد شدن جسم نحیف زیرشو با چشمای خودش ببینه و با گوش های خودش بشنوه عیبی نداشت اگه جونگکوک ازش نافرمانی می‌کرد اتفاقا خوشحالم می‌شد از اینکه بعدش قرار بود از اون بچه‌ی سرتق انتقام بگیره انتقام؟ نه اسمش انتقام نبود شاید تنبیه تنبیه از روی دوست داشتن و برای دوست داشته شدن...