MobinaRahimzadeh's Reading List
95 historias
LULLABY GUAR☽IAN [Kookmin] por shiva_kookmin
shiva_kookmin
  • WpView
    LECTURAS 22,715
  • WpVote
    Votos 274
  • WpPart
    Partes 1
زندگی همیشه با پدر‌های مجرد بد تا می‌کنه. مخصوصاً با جئون جونگ‌کوکی که دختر سرتقش، یه زن‌ستیز دو آتیشه ست و تک تک پرستار‌هاش رو با موفقیت فراری داده اما همه چیز از اونجایی دگرگون شد که پارک جیمین بیست و پنج ساله، پا به زندگیشون گذاشت و مسئولیت خطیر پرستاری از دخترش رو قبول کرد. معجزه ای که از همه نظر، زندگی جونگ‌کوک رو نجات داد. عنوان: Lullaby Guardian (نگهبان لالایی‌ها) کاپل: Kookmin ژانر: fluff romance smut چنل: @shiva_kookmin روز های آپ: Wednesday تاریخ شروع: 1405/5/7 تاریخ پایان: ...
forever you  por meridamad
meridamad
  • WpView
    LECTURAS 75,996
  • WpVote
    Votos 12,352
  • WpPart
    Partes 27
_عمو جین....پارک جیمین کیه؟! جین نگاهی به جونگکوک انداخت. _پارک جیمین ؟!؟ منظورت دوست دانشگاه باباته؟! اون یه پسر خوشگل ریزه میزس. البته الان چند ساله ازش بی خبرم.. جیمین نگاهی به پدرش انداخت. _آپا...تو یه دوست داشتی که اسمش جیمین بوده؟!....پسر بوده؟!؟....خوشگل بوده؟!؟....آپا جیمین الان کجاست؟؟؟...میشه ببینمش؟!؟؟؟ حتما اونم مثل عمو یوگیومه....خونشون کجاست؟!؟؟ _وای جیمینی چه خبرته؟!؟؟؟ جونگکوک جیمین رو بغل کرد. _پارک جیمین بهترین دوستیه که تا حالا داشتم...اون واقعا با بقیه فرق داشت...دنبال دختر ها راه نمی افتاد و خیلی باهوش بود...میشه گفت یه جورایی مثل دخترا بود. مثل اونا ظریف بود..خیلی حساس بود .....معمولا مثل دخترا هم لباس میپوشید. _آپا...دوستت دامن میپوشید؟! جونگکوک قهقه زد. _نه...ولی شلوارک و لباس های رنگی و روشن میپوشید.....آبی و زرد خیلی بهش میومد.... _ پس حتما خیلی خوشگل بوده...چون پسرا تو لباس رنگی خیلی زشتن...البته به جز عمو جین...نگفتی خونشون کجاست. جونگکوک خندید... _من نمیدونم عزیزم....الان چند ساله که ازش بی خبرم....الانم بازی بسه...بریم تولد بگیریم...
Deadly human weapon
 por nana_bl_navel
nana_bl_navel
  • WpView
    LECTURAS 244,405
  • WpVote
    Votos 39,719
  • WpPart
    Partes 84
بخشی از فیک: امگای مذکر باردار بود! برای امگای بیست ساله ای که نه مارک شده، نه ازدواج کرده، نه حتی دوست پسر و پارتنر دارد، این یک رسوایی ویران کننده محسوب میشد، daedly human weapon خلاصه: امگای جوان به قصد تحمل درد خیانتی که بهش شده برای مست کردن به بار میره و این مستی به درگیری با یک گروه گنگستر خطرناک، و بارداری ناخواسته و رشته اتفاقاتی که سرنوشتش رو به طور کامل تغییر میده ختم میشه... . نام فیک: سلاح کشتار انسانی . ژانر:درام/ عاشقانه/ امگاورس/امپرگ . کاپل: kookmin / namjin/supe 🎖 bts 🎖jongkook
Shadow Shelter/پناهگاه سایه| kookmin  por sahajipl
sahajipl
  • WpView
    LECTURAS 10,348
  • WpVote
    Votos 1,224
  • WpPart
    Partes 62
Shadow Shelter/پناهگاه سایه ژانر: رمنس دارک،اکشن،رمزآلود کاپل:کوکمین وضعیت: اتمام یافته خلاصه: «جیمین، نوجوانی که زندگی‌اش ناگهان زیر و رو می‌شود و خانواده‌اش را در یک حادثهٔ مرموز از دست می‌دهد، در بدترین لحظه‌هایش با پسرعموی سرد و مرموزش، جئون جونگکوک، روبه‌رو می‌شود. جونگکوک، مردی جوان، و به نظر بی احساس تصمیم می‌گیرد از جیمین محافظت کند و او را به دنیای خطرناک خود وارد کند. هرچند جیمین می‌داند که مهربانی و سخاوت، در رفتار او جای کمی دارد، اما یک چیز واضح است: تا وقتی جونگکوک کنار اوست، هیچ‌کس جرات آسیب زدن به جیمین را ندارد. در مسیر فرار، تعقیب و رازهای پنهان، جیمین باید یاد بگیرد که اعتماد، وفاداری و بقا همیشه به قیمت جنگیدن و انتخاب‌های سخت به دست می‌آیند.»
B!TCH R!CH por tari_strawberry
tari_strawberry
  • WpView
    LECTURAS 32,956
  • WpVote
    Votos 3,834
  • WpPart
    Partes 15
-من به خاطر یه قول هرزه خانواده جئون شدم! *قسمتی از فیک* + فکر کنم معتادت شدم _معتاد من شدی؟ +هوم _وقتی باهات حرف میزنم تو چشام نگاه کن و بلند جواب بده.. با نگاهش که هنوزم خجالت توش بود دستشو روشونم گذاشت + آره معتادت شدم سرمو بردم تو گردنش نفس عمیق کشیدم و زیر گوشش زمزمه کردم _ ولی فکر کنم من عاشقت شدم...... یه بوک جدید با یه سناریو متفاوت 🙃 کاپل اصلی : کوکمین کاپل فرعی : تهگی ، نامجین ژانر : ددی کینگ..بیبی بوی.. صافت..کیوت..رومنس... اسمات.. فن فیک. لیتل اسپیس.. امیدوارم بخونین و لذت ببرینن @tari_muchi
vampire ( خون‌آشام) por TinaEs8
TinaEs8
  • WpView
    LECTURAS 31,724
  • WpVote
    Votos 3,403
  • WpPart
    Partes 25
خلاصه موجوداتی که خیلی ها فکر میکنن افسانه اند ، اما اگر این موجودات تونسته باشن از دید ادم ها مخفی بشن و بین ما شاید نزدیک ترین کسانمون باشن، پسری که به وجودشون باور داشت و بقیه دیوونه خطابش میکردن ، نه تنها اون موجودات پیدا میکنه بلکه عاشق میشه پارک جیمین مدل مشهوری که کارش توی کمپانی بزرگ و مرموز شروع میکنه و تبدیل میشه به فرشته روشنایی یه نفر .... ژانر : خوناشم ، اسمات ، انگست ، عاشقانه ، هپی اند، رومنس کاپل : کوکمین. نامجین ، سپ تعداد پارت : ۲۳
30 Days Husband por parkfaezeh
parkfaezeh
  • WpView
    LECTURAS 41,155
  • WpVote
    Votos 5,409
  • WpPart
    Partes 55
↩️ترجمه شده↪️ درسته تو شوهر منی! اما فقط برای ۳۰ روز و بعدش... من برمیگردم پیش تهیونگ... کاپل اصلی: کوکمین کاپل های دیگه: ویمین- نامجین- ویهوپ ژانر: ازدواج اجباری- انگست- رمنس- امپرگ زمان آپ: پایان یافته 🛑این بوک ترجمه شده - this book is translated🛑 🛑نویسنده ی این بوک -jikookive هستش و من با اجازه ی خودش به فارسی ترجمه ش کردم🛑 این بوک تو کانال KookminMetanoia@ هم آپ میشه پایان: ۱۷ ژانویه ۲۰۲۵ - ۲۸ دی ۱۴۰۳
The Gaps Between Me and You(kookmin) por AysanO_O
AysanO_O
  • WpView
    LECTURAS 22,843
  • WpVote
    Votos 3,910
  • WpPart
    Partes 67
"The Gaps between me and you" • romance,mafia,smut,isekai,drama • writer: Moon • couple: kookmin "شکاف های میان منو تو" ژانر : رومنس، مافیایی ، اسمات ، تناسخی ، درام. او تنها یک کتاب خوانده بود... داستانی با پایانی تلخ و شخصیتی که می‌بایست در اوج نفرت کشته شود. اما اکنون، خود او همان شخصیت است: در جهانی که پایانش را می‌داند، کنار مردی که قاتلش خواهد بود. آیا می‌توان در سایه‌ی تقدیری از پیش‌نوشته، قصه‌ای نو آغاز کرد؟ آنجا که عشق، نفرت و خون، بر سر پایانش قمار می‌کنند؟ کاپل: کوکمین
Tame Me🧛🐺🐉 por TaniaKh34
TaniaKh34
  • WpView
    LECTURAS 3,476
  • WpVote
    Votos 482
  • WpPart
    Partes 62
من رو رام کن! اولین وب‌فیکشن کاپلی شامل سه شیپ: جیکوک(جیمین و جونگ‌کوک) نامجین(نامجون و جین) ته‌گی(تهیونگ و یونگی) نویسنده و طراح:LK(Nym Lily) مترجم و ادیتور:Tania Kh ژانر:عاشقانه،سوپرنچرال،گرگینه‌ای، خون‌آشامی،🔞،Mature(تصاویر مختص بزرگسالان) ‌ جیکوک: "من رو با خودت ببر آلفا...من دیگه نمیتونم تنها باشم...ازم مراقبت کن...عاشقم باش" جونگ کوک گفت ولی پسر بی‌توجه از کنارش گذشت و تنهاش گذاشت. ‌ ‌ ته‌گی: "پسرم یادت باشه اگه روزی توی خطر بودی کافیه اسم یونگی رو صدا کنی تا بیآد و ازت محافظت کنه" جیمین گفت و مجسمه اژدهایی دست پسرش داد. ‌ ‌ نامجین(نفرین عشق): "چیزی که از سر گذروندیم باعث نفرین من و نامجون شد.ما خیلی بهم نزدیک هستیم و در عین حال خیلی از هم دور..." ‌ ‌ ‌ ‌روزهای آپ:نامشخص
𝐨𝐧𝐞 𝐬𝐡𝐨𝐭 𝐛𝐨𝐨𝐤 por im_roro_
im_roro_
  • WpView
    LECTURAS 3,517
  • WpVote
    Votos 364
  • WpPart
    Partes 2
《one shot》 وانشات هایی که مینویسم رو اینجا آپ میکنم. هیچکدوم بهم ربط ندارن و صرفا یه سناریوی کوتاهه که یهویی به ذهنم میاد و یکم بهش پر و بال میدم❤️