SOPE🐱🐿️💕
155 stories
were to find happiness  by talesh2616
talesh2616
  • WpView
    Reads 129
  • WpVote
    Votes 22
  • WpPart
    Parts 1
هوسوک کار می‌کنه و دل‌نگرونه. از توله‌ها مراقبت می‌کنه و بازم دل‌نگرونه. شام درست می‌کنه و باز فکر و خیال. خونه رو تمیز می‌کنه و... و بعضی وقتا تنها چیزی که هوسوک لازم داره اینه که آلفاش یه مدت همه‌ی فکر و خیالاشو از ذهنش پاک کنه، فقط برای یه مدت کوتاه. --- [داستانی که یونگی، یه آلفای بوکسور زیرزمینیه که تو مسابقه‌های غیرقانونی شرکت می‌کنه تا خرج زندگی خودش و امگای خوشگلش، هوسوک، رو دربیاره-هوسوکی که از سه تا توله‌شون مراقبت می‌کنه.]
The Aphrodisiac Carrying Man by Senior_yuheng
Senior_yuheng
  • WpView
    Reads 142
  • WpVote
    Votes 29
  • WpPart
    Parts 2
"مرد حمل کننده ی افرودیسیاک(داروی افزایش میل جنسی)" ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ یونگی یه مدل موفق و مغروره که راز بزرگی داره. اون یه گربه ی سیامیِ اصیل زاده ـست که میتونه تبدیل به انسان بشه! و در میان حفظ کردن راز بزرگش، با مردی آشنا شد که مثل دارو های بهاری عطر میداد. یه داستان کوتاه و دوست داشتنی درمورد تاپی صبور و مهربان و باتمی مغرور و خود سر. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ کاپل:سپ(هوسوک تاپ) ژانر:کمدی، فلاف، فانتزی نویسنده:yi xiu luo مترجم:یوهنگ
Heartless  | sope by sokigirl7
sokigirl7
  • WpView
    Reads 10,070
  • WpVote
    Votes 1,863
  • WpPart
    Parts 23
وقتی رئیس جانگ هوسوک ازش خواست برای یه مراسم عروسی خانوادگی همراهیش کنه ، هوسوک هیچ وقت فکرش رو نمی‌کرد با پذیرفتنش توی چنین دردسر بزرگی بیفته. مراسمی که قرار بود، هوسوک توش نقش دوست پسر واقعی رئیسش رو بازی کنه، و در مقابل حقوق یک سالش رو بگیره، با پیدا شدن سر و کله مین یونگی، پیچیده می‌شه. عوضی سرد و بی‌رحمی که هیچ‌جوره حق نداره این‌قدر جذاب باشه. همه می‌گن یونگی یه جامعه‌ستیزه که هیچ احساسی نداره. هوسوک هم باورش کرده. ولی نمی‌تونه ازش دور بمونه. وقتی این سفر خانوادگی تبدیل می‌شه به کابوسی از خیانت، آدم‌ربایی و قتل، هوسوک مجبور می‌شه برای حفظ سلامت روانش به یونگی تکیه کنه. می‌شه به یه جامعه‌ستیز بی‌احساس و کنترل‌گر اعتماد کرد؟ می‌تونه بعد از برگشتن به زندگی عادی، دیگه هوسش رو نکنه؟ اصلاً کسی که احساس نداره، می‌تونه عاشق بشه؟ Heartless | Sope ، Namjin ♡عنوان: بی رحم ♡کاپل اصلی: سپ ♡کاپل فرعی: نامجین ♡ژانر:جنایی، اکشن، رمنس، اسمات، درام
Gancio | Vkook by Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Reads 1,031
  • WpVote
    Votes 153
  • WpPart
    Parts 8
خلاصه: تا به حال شده که راجع به چیزی مرموز و احتمالا خطرناک کنجکاو شده باشین!؟ شاید اون لحظه خودتون رو با گفتن "اتفاق بدی نمیوفته، فقط میخوام ته و توی ماجرارو در بیارم و بعدش فراموشش میکنم" قانع کرده باشین؛ که خب... جونگکوک هم همین کار رو کرد. ولی هیچ‌چیز طبق انتظارش پیش نرفت. جونگکوک فقط یک قهرمان مسابقات رالی بود که تصمیم ناگهانی و کنجکاوی بیش از حدش اون رو وارد هزارتوی عجیبی کرد... طوری که حالا سرعت اتومبیلش نه تنها برای برنده شدن در مسابقات، بلکه برای فرار از دنیای تاریکی که ناخواسته واردش شده بود، باید بهش کمک میکرد. -------- -دزدیده و تهدید شدم که حتما باید راننده‌ی باند بشم و بهم ۲۴ ساعت وقت دادن برای فکر کردن! افسر هایاشی ظرف غذاش رو تحویل گرفت و بدون نگاه کردن به راننده‌ی رالی لب زد: -قبول کن. جونگکوک تکخند متعجبی زد. -تو افسری یا جاسوس جی چانگ ووک؟! میناتو درحالی که با لبخند به گونه‌های برجسته‌ی افسر جانگ حین غذا خوردن خیره شده بود، زمزمه کرد: -به هر حال مطمئنم با چیزی تهدیدت کردن که راه دیگه‌ای برات نذاشتن. قبول کن؛ هم اجبار اون‌هارو، هم پیشنهاد من برای مامور مخفی شدن رو. ┊Genre:Criminal, Angst, Romance, Sport, Smut ┊Couple: Vkook, Sope ┊Writer: Shinrai
𝗗𝗔𝗚𝗚𝗘𝗥 | 𝗩𝗞𝗢𝗢𝗞  by vkfic_
vkfic_
  • WpView
    Reads 885,502
  • WpVote
    Votes 112,157
  • WpPart
    Parts 43
هیچ‌وقت توی بدترین کابوس‌هام هم فکر نمی‌کردم برادر ناتنی‌ای که همیشه درباره‌ش می‌گفتن، همون جفتی باشه که سرنوشت برام انتخاب کرده. جئون جونگکوک، یه آلفای مغرور که از ازدواج پدرش با کیم ته‌هی ناراضیه و اون زن رو یه هرزه می‌دونه، اما هیچ‌وقت حتی به ذهنشم نرسیده بود که پسر همون زن، یه آلفای خون‌خالص، جفتش باشه ... یعنی کیم تهیونگ. «تو یه بی شخصیتی که رایحه‌ش حالمو بهم میزنه.» Dagger [ خنجر ] Couple : Taekook , Namjin , Sope تهکوک ، نامجین و سپ [ شیپ یونگی و هوسوک ] Genre : Omegaverse , Action , Romance , Smut Writer : Mahla Instagram : Vkfic_ Telegram : Tkfic Start:1404,01,01 تایم آپ نامنظم
𝖢𝗁𝖺𝗆𝗉𝗂𝗈𝗇 | 𝖲𝗈𝗉��𝖾 by moonisblueinaugust
moonisblueinaugust
  • WpView
    Reads 4,713
  • WpVote
    Votes 705
  • WpPart
    Parts 25
+ داری زیادی بد عادتم می‌کنی. - چه خوب اگه به من بد عادت بشی. Couple : Sope Genre : Slice of life/Dram/Angst/Sport
My Alpha | آلفای من ~|| Sope Au Persian Translation  by _bunisa
_bunisa
  • WpView
    Reads 11,755
  • WpVote
    Votes 1,827
  • WpPart
    Parts 30
هوسوک در حالی که با همه وجودش از آلفاها نفرت داشت، بچه یک آلفا رو توی شکمش حمل می‌کرد. فراتر از اون، پدر بچه، یونگی، با وجود اینکه چیزی در مورد بچه نمی‌دونست، نهایت تلاشش رو می‌کرد تا جایی توی زندگی‌اش پیدا کنه. پس، هوسوک چقدر دیگه می‌تونست در برابر مهربون‌ و فهمیده‌ترین آلفایی که تا به حال در زندگی‌اش دیده بود، مقاومت کنه؟ ----❦ 𝘤𝘰𝘮𝘱𝘭𝘦𝘵𝘦𝘥 𖦹 ɴᴀᴍᴇ: آلفای من 𖦹 ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: سپ، کوکوی 𖦹 ᴇɴᴅɪɴɢ: هپی 𖦹 ɢᴇɴʀᴇ: امگاورس، ماوراطبیعه، عاشقانه، امپرگ 🥇 In #Sope
Endless February ~|| Sope Au  by _bunisa
_bunisa
  • WpView
    Reads 2,772
  • WpVote
    Votes 440
  • WpPart
    Parts 17
یکشنبه روزی معمولی بود. روزی تعطیل که افرادِ شاغل تمام هفته انتظارِ فرارسیدنش رو می‌کشیدند. روزی که زوج‌هایی که به تازگی باهم وارد رابطه شده بودند، سر قرار می‌رفتند و با هدایایی همدیگه رو سرِ ذوق می‌آوردند. روزی که خانواده‌ها دور هم جمع می‌شدند و بوی غذا و صدای خنده‌ها حیاطِ پشتی‌ایشون رو پر می‌کرد. روزی که بچه‌ها از شادیِ تمام شدن تکالیفشون به بازی با عروسک یا حیوانات خانگی‌ایشون مشغول می‌شدند و دقیقا همون روزی که خبر یک جنایت ریشه‌ی ترس رو در دل‌های زیادی گره زد. روزی که مین یونگی، افسر عالی رتبه و خلبان تک‌خال سابق جت‌های نظامی به جنایتی اعتراف کرد و همه‌ی اخبار و مقالات از پیدا شدن قاتل دو مرد که مدتی پیش به قتل رسیده بودند، خبر دادند. همه‌ی این‌ها در یک یکشنبه‌ معمولی اتفاق افتاده بود. ----❦ 𝘤𝘰𝘮𝘱𝘭𝘦𝘵𝘦𝘥 𖦹 ɴᴀᴍᴇ: فوریه بی‌انتها 𖦹 ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: سپ 𖦹 ᴇɴᴅɪɴɢ: هپی 𖦹 ɢᴇɴʀᴇ: جنایی، روانشناسی، عاشقانه
Silent Sea ~|| Sope Au - Season 2 by _bunisa
_bunisa
  • WpView
    Reads 4,459
  • WpVote
    Votes 822
  • WpPart
    Parts 27
یونگی چشم‌هاش رو تنگ کرد. هوسوک و اسنو چند قدم اون طرف‌تر ایستاده بودند، دست‌های دختر بچه به سمتِ پدرش دراز بود، با لبخند نازی روی چهره‌اش سرش و کج کرده بود و انتظار بغل شدن توسط پدر امگاش رو می‌کشید. مقابلش اما، مردِ امگا با چهره‌ای سردرگم و گیج ایستاده بود. چرخ‌دنده‌های ذهنش به سرعت حرکت می‌کردند اما در هیچ گوشه‌ای از خاطراتش، چهره اون دختر بچه رو نمی‌دید. مین اسنو تنها براش یک غریبه بود. چند قدم اونطرف‌تر، مین یونگی که تنها شاهد این صحنه بود، با خودش فکر کرد، بلایی که ازش می‌ترسید به سرش اومده بود، خاطرات هوسوک پاک شده و خانواده‌اش از هم پاشیده بود. ----❦ 𝘰𝘯 𝘨𝘰𝘪𝘯𝘨 𖦹 ɴᴀᴍᴇ: دریای خاموش 𖦹 ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: سپ 𖦹 ᴇɴᴅɪɴɢ: هپی 𖦹 ɢᴇɴʀᴇ: امگاورس، انگست، امپرگ، عاشقانه ‼️فصل یک این اثر با عنوان تاج محل در پیج آپ شده.‼️
My Homophonic Roommate ~|| Sope Au Persian Translation by _bunisa
_bunisa
  • WpView
    Reads 8,531
  • WpVote
    Votes 1,594
  • WpPart
    Parts 25
آخرین چیزی که هوسوک انتظار داشت، هم‌اتاقی شدن با یونگی، پسرِ مدیر دانشگاه، یک پسر بد هموفوبیک، مغرور و دخترباز بود. هوسوک، به عنوان کسی که در خفا گی بود و از یک خانواده مذهبی می‌اومد، سعی داشت سر راه یونگی نباشه، حتی اگر پنهانی، هم‌اتاقی‌اش که پسر بدی بود و هیچی نبود جز یک دردسر رو، ستایش می‌کرد. در نظر یونگی، هوسوک آدم حقیریه. اون هیچی نیست جز یک پسر گی عجیب و غریب و عینکی. ولی چه اتفاقی می‌افته وقتی که اون عاشق هم‌اتاقی گی‌اش می‌شه؟ ----❦ 𝘰𝘯 𝘨𝘰𝘪𝘯𝘨 𖦹 ɴᴀᴍᴇ: هم‌اتاقی هموفوبیک من 𖦹 ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: سپ 𖦹 ᴇɴᴅɪɴɢ: هپی 𖦹 ɢᴇɴʀᴇ: انگست، کالج‌لایف، عاشقانه، اسمات 𖦹 writer: @Lazysince1998 🥇 In #yoonseok