Reading List
65 histórias
Give Me Freedom༄ de hyunmari
hyunmari
  • WpView
    Leituras 7,439
  • WpVote
    Votos 1,045
  • WpPart
    Capítulos 45
Fiction: give me freedom༄ Couple: yoonmin, vkook or kookv, namjin Genre: daddykink, smut, romance, action, comedy ᪥𖦹༄༄༄༄ Yoonmin _ددی توجهی به پسرک جلوش نکرد جیمین لباشو با کیوت ترین حالت ممکن جلو داد و گفت: _ددیییییییییی کفری نفسشو بیرون داد و با عصبانیت چونشو توی دستش گرفت و محکم فشرد و نگاه عصبی ای بهش انداخت و شمرده شمرده گفت: _ من. ددیه. تو. نیستم. پارک جیمین درد شدیدی که توی چونش پیچیده شده بود باعث شد اشک توی چشماش حلقه بزنه: _چرا هستی تو مال منی نه مال اون زنیکه ی هرزت دندوناشو با خشم روی هم سایید و با چشم های برافروخته از خشم لیسیه محکمی توی گوشش زد: _بار آخرت باشه که در مورد زن من اینطوری حرف میزنی... Vkook or Kookv _هی وایسا به مچش چنگ زد و اون رو به سمت خودش برگردوند: _چرا اینجوری میکنی؟؟ نیشخند حرصی زد و دم عمیقی گرفت: _از جلوی چشمام گمشو جئون دستشو با ضرب از توی دست جونگ کوک در آورد و با کف دستش به سمت دیوار پشتش هولش داد: _چیه دنبال چی هستی ها اومدی اینجا چه غلطی بکنی؟؟ _هی آروم باش سعی کرد تهیونگ رو به آرامش دعوت کنه ولی حرفش عکس عمل کرد: _مگه میشه قیافه ی هرزتو ببینم و بخوام آروم باشم به دیوار پِرِسش کرد: _الان دنبال چی هستی کونم دیکم یا پولم....
برادر های خشن de army_bts7777u
army_bts7777u
  • WpView
    Leituras 13,909
  • WpVote
    Votos 935
  • WpPart
    Capítulos 6
Vkookmin چی میشه اگه ۳ تا برادر باهم رابطه داشته باشم و بقیه از رابطشون خبر داشته باشن غیر پدرو مادرشون .... چی میشه اگه بفهمن? کاپل:ویکوکمین ژانر:اسمات، غمگین،کمی طنز
take care of me de Mini_mo0chi
Mini_mo0chi
  • WpView
    Leituras 32,020
  • WpVote
    Votos 4,668
  • WpPart
    Capítulos 22
شنیدی که میگن ماه پشت ابر نمیمونه؟ جیمین قرار بود خواننده بشه و با خانوادش زندگی خوبی رو داشته باشه ولی خبر نداشت که چه رازی رو دارن ازش مخفی میکنن، اما همیشه که قرار نبود اون راز باقی بمونه جیمین چجوری باهاش کنار میاد؟ میتونه بازم مثل قبل به زندگی آرومش ادامه بده؟ ___---___---___---___---___ €جیمینا یه چیز میگم به حرف اوما خوب گوش کن خب، نباید به هیچ کس قضیه امروزو بگی، نه به دوستات نه به همسایه ها +حتی به آبا و هوسوک €اونا میدونن ولی به بقیه نگو باشه +باشه ،اوما یعنی من ابرقهرمانم؟ میتونم جون انسانا رو نجات بدم؟ €نه جیمین این یه اتفاق بود، دیگه جلوی کسی اینکارو نکن باشه؟ +چشم €آفرین پسر خوشگلم +_+_+_+_+_+_+_+_+_+ نام داستان:مراقبم باش کاپل اصلی :ویکوکمین کاپل فرعی:سپ، نامجین، جنلیسا ژانر:عاشقانه، اکشن، رازآلود، هپی اند،اسمات، مافیا، کمی کمدی، سکرت🤫 زمان آپ:مدتی متوقف شده و دوباره شروع به آپ میشه تاریخ شروع :140‪1/2/28 تاریخ پایان: نویسنده:آرامیس(مینی موچی)
sinner angel [KOOKV] de Evaniyule
Evaniyule
  • WpView
    Leituras 56,669
  • WpVote
    Votos 5,102
  • WpPart
    Capítulos 33
مقدمه: چه اتفاقی برای قلبت میافته وقتی بفهمی پدر و مادرت تورو نمیخان از تو بدشون میاد و برای منفعت خودشون دارن تورو به یه بار میفروشن؟ درسته روحت میشکنه حالا فکر کنید این اتفاق برای تهیونگ داستان ما افتاده لی:ببرینش تهیونگ:چ...چی؟؟...نه خواهش میکنم توروخدا بابا هر کاری بگی واست میکنم مامان برات کلفتی میکنم نزارین ببرنم پدرش نزدیکش میشه و چونشو توی دستش فشار میده:فکر کردی کسی که خودش تورو فرستاده برت میگردونه...جنس خریده شده پس گرفته نمیشود . . . یک ماه بعد جیمین:نشد...پیدا نشد...خسته شدم...دیگه نمیکشم یون . . جانگکوک:اینجا چه خبرهههههه؟ با داد گفت و به دختر و پسری که در حال بوسیدن هم بودن نگاه کرد نارو:اقای جئون خواهش میکنم توضیح میدم بهتون جانگکوک:صد دفعه من به شماهای کوفتی گفتم این کارای کوفتی تر از خودتونو توی شرکت من انجام ندید گفتم یا نگفتم؟ نارو:گفتید قربان گفتید ژانر:اسمات_انگست_ارباب برده ای_امپرگ_کمی کمدی (خیلی کم شاید در حد فقط یه سه چهار خط حرف) وضعیت:در حال اپ روز های اپ:هر موقع نویسنده گشادیشو کنار بزاره و به مغزش فشار بیاره و از اونجایی که گشاده خیلی زیاد شما باید به بزرگی خودتون ببخشیدش امیدوارم خوشتون بیاد حمایتش کنید فیکشن من رو و اسمش رو برای دوستا و هر کسی که دوست دارید بدید تا اون ها
youre name de foxsismm
foxsismm
  • WpView
    Leituras 9,815
  • WpVote
    Votos 271
  • WpPart
    Capítulos 5
این یه داستان ایرانیه شخصیت هاشم ایرانین و توی واقعیت وجود دارن اما داستانش از خودمه آرمین یه بیبی بوی خیلی کیوته که زندگی خیلی سختی داره وقتی که چندتا از قلدرای محل میگیرن که اذیتش کنن یه ددی میادو نجاتش میده و از اونجا... این داستان قطعا نوشته های +۱۸ داره پس اگر خوشتون نمیاد نخونین
love/hate/revenge(kookv) de foxsismm
foxsismm
  • WpView
    Leituras 13,048
  • WpVote
    Votos 616
  • WpPart
    Capítulos 8
جئون جونگ کوک آلفایی که امگای خودشو باردار کرده زندگی خوبی کنار هم دارن اما ناگهان امگاش یعنی تهیونگ ترکش میکنه و اون دوران سختیو پشت سر میزاره حالا پنج سال گذشته جئون جونگ کوک صاحب بزرگترین شرکت کره جنوبیه و هرروز به فکر انتقام از امگایی که زمانی عاشقش بوده... -رایحهآشنایی به مشامش میرسه... کاپل:تھکوک کوکمین_یونمین_نامجين
😈*My lovely devil*😈 de Moony_Nj
Moony_Nj
  • WpView
    Leituras 7,820
  • WpVote
    Votos 775
  • WpPart
    Capítulos 9
شیطان دوست داشتنی من😈🖤✨ چی میشه ک ی پدر روحانی پاک و مقدس عاشق ی شیطان جذاب بشه؟ با تموم سختی ها و گریه های شبانه....و ترس از دست دادن کسی ک دوسش داری ولی با مشکلات ک داری ....😢. بقیه نمیذارن بهش برسی تا پای مرگ میری🖤 ولی این با این سختی ها ...عشق بینشون رو شیرین کرده✨✨🖤 نامجین😈🖤✨ ژانر: سد استوری . اسمات . کمی اکشن....اصن ترسناک نی😹 ولی ..هپی اند😢💜🌟 ⭕تمام شده⭕
••вℓαcк ρєαяℓ••[+18] de darya8894
darya8894
  • WpView
    Leituras 7,144
  • WpVote
    Votos 322
  • WpPart
    Capítulos 11
[...وارد شدن به عمارت بزرگ مالیک به عنوان یک برده ...🍷⛓] [شاید اولش مثل یک کابوس ترسناک بود و خب ..🌚🌿] [کی مُیدِونه پشت دیوار های بلند اون عمارت چه چیز هایی مخفی شده ؟ 🏹👣]
~the♡wings~ <kookv-version> de i_purple_vkook
i_purple_vkook
  • WpView
    Leituras 10,298
  • WpVote
    Votos 972
  • WpPart
    Capítulos 13
اولش اخطار اسمات و ممکنه ترسناک هم باشه واسه ترسوها پس اگه ترسویی نخون وخدا وند فرشتگان را از زیبایی به زشتی میکشاند .. بالهایشان را سیاه میکند و صورتشان را قبیح گناهشان چیست که همچین مجازاتی دارد مگر انها نیز مانند انسان ها گول شیطان را نمی خورند زمانی که شیطان توانست اولین فرشته را از راه حقیقی منحرف کند شروع داستان ما بود فرشته از بهشت تبعید شد و دیگر میان فرشتگان جایی نداشت وینگر سان نامی که انسانها به خواطر چهرشان به انها داده بودند اما از هر چیز دونوع یکی خورشید و دیگری ماه کسی چه میداند افسانه ها میگویند وینگر ها بالای ابر ها زندگی میکنند جایی که از دید انسانها پنهان باشند شب ها بیدار میشوند و به دنبال طعمه میروند اما کسی نمیدانند که یک فرشته هیچ وقت خسته نمیشه پس مواظب باش تا تو طعمه بعدی این موجودات زیبا اما عجیب نباشی 🥲😉 ورژن کوک وی و ویکوک رمان the wings دوست عزیزم @Don_Mute
Stay with me de ace_vinchi
ace_vinchi
  • WpView
    Leituras 24,086
  • WpVote
    Votos 3,590
  • WpPart
    Capítulos 17
یونگی به خاطر تصادف سختی که ۱۵ سال پیش داشته هر شب با خاطرات جدیدش خداحافظی می‌کنه و به همون پسر بچه ۷ ساله که می‌خواست با خانواده‌ش به پیک‌نیک بره برمی‌گرده و جیمین باید هر روز دوباره با یونگی ۷ ساله سر و کله بزنه! کاور از: @Emethod ♡ این داستان برومنسه، فرندشیپ! اگه انتظار اسمات و رابطه‌ی همجنس دارید، لطفا اسکیپ کنین