Ongoing 🦋
11 stories
False trust✴️ by psychomic4
psychomic4
  • WpView
    Reads 51,132
  • WpVote
    Votes 6,390
  • WpPart
    Parts 44
اعتماد... هم میتونه انگیزه ای رو بسازه برای ادامه این جهنم به ظاهر زندگی با تکیه به آدمی که نه جزئی از تو بلکه اون خوده تو باشه... هم میتونه وسیله ای بی رحم برای زمین زدنت بشه... وقتی زیر پاهات جوری خالی میشه که با خودت میگی " اصلا زمینی از اول وجود داشته؟" اعتماد غلط یعنی راهی که با خیال راحت توش قدم گذاشتی و خودتو سپردی به تکیه گاهی که سالها دنبالش بودی... ولی... درست زمانی که برمیگردی و عقبو نگاه میکنی، میبینی زمین با هرقدم تو خرد شده و ریخته... میترسی از اینکه بیوفتی، میخوای راهو بیشتر ادامه بدی ولی درست همون موقع... دستی تورو اروم هول میده... اون لحظه سقوط و معلق بودن... همون شکستیه که ما ازش میترسیم اما... شکست واقعی زمانیه که بفهمی اون دستی که هولت داد... مورد اعتماد ترین ادم زندگیت بوده... _______________________________________________ ✴️: تو به من شلیک نمیکنی.... ✳️: امتحانش ضرری نداره... ◾Genre : criminal, action, mystery, smut 🔺Couple : Hyunlix Hope you enjoy it...
Our Wet Story  by imtheasteria
imtheasteria
  • WpView
    Reads 24,394
  • WpVote
    Votes 2,706
  • WpPart
    Parts 19
"Our Wet Story" "هیچ ایده‌ای نداری که چقدر دلم می‌خواد برای تلافی سرکش بازی امشبت، صدای التماست رو به گوش کل عمارت برسونم." یادآوری بوسه‌ای که چند دقیقه‌ی پیش دیده بود، باعث جوشیدن خون توی رگ‌هاش می‌شد. از مینهو انتظار نداشت درمقابل اتفاقات تازه‌ای که بینشون افتاده بود، سکوت کنه و حتم داشت پسر مقابلش قراره درست مثل الان با ژست آلفا گونه‌‌ای نگاه تیزش رو بهش بدوزه. "من یه زیردست ساده‌ام رئیس، یادت که نرفته؟ قرار نیست دوباره ناله‌های ملتمسم توی گوشت بپیچه. تو با دست‌های خودت همه چیز رو سوزوندی." • Couple: Chanho, Seungin, Changlix, Hyunsung • Genre: Omegaverse, Smut, Romance Start: 1 March 2023 The end: 14 jun 2023
𝑷𝒊𝒂𝒏𝒐 𝒐𝒇 𝒍𝒊𝒇𝒆 by liiayano
liiayano
  • WpView
    Reads 63,405
  • WpVote
    Votes 7,052
  • WpPart
    Parts 42
~پیانوی زندگی~ Couple: Hyunlix, changlix,minsung Genre:Romance,drama,Angst,school life داستان حول زندگی لی فلیکس، احساسات و افکار اون میچرخه...نوجوون ۱۸ ساله ای که توی کافه مون لایتِ عزیزش زندگی میکنه و هرروز برای در و دیوار از احساسات بی پایانش به هوانگ هیونجین، همکلاسی جذابش میگه...ولی ایا همه درد و رنج زندگی فلیکس از نبودن هیونجین نشات میگیره؟یا شاید بودنش نیازه تا بتونه اون درد ها رو نادیده بگیره؟ایا فلیکس تنها کسیه که داره درد میکشه؟این درد قراره چطوری به پایان برسه؟ ~عشق یه طرفه وقتی سخت تر میشه که میدونی یکی دیگه رو دوست داره و اونجاست که حس میکنی کافی نیستی...اونجاست که تحملش خیلی سخت تر میشه...اونجاست که واقعا درد داره و قلبت فشرده میشه ~شخصیت منو با برخوردم اشتباه نگیر . . . شخصیت من چیزیه که من هستم. اما برخورد من بستگی داره به اینکه تو کی هستی...جوابتو گرفتی؟ ~فکر میکنی ایجاد کردن زخم های جدید کمک میکنه زخم های کهنت رو فراموش کنی؟ ~فکر میکردی ازش خلاص شدی،فکر میکردی تموم شده،فکر میکردی دفنش کردی،فکر میکردی ریشه کن شده...ولی هیچ وقت از بین نرفت...همیشه اونجا بود...و تو خودتو گول زدی و چشماتو بستی و فکر کردی که اگه نادیده بگیریش از بین میره...تو فقط من بدبختو وارد بازی کثیف بین مغز و قلبت کردی فلیکس‌!
𝐴𝑁𝐻𝐸𝐷𝑂𝑁𝐼𝐴 , {𝐶𝒉𝑎𝑛𝑔𝑙𝑖𝑥 \ 𝐶𝒉𝑎𝑛𝒉𝑜} by KIM_I_A_1485
KIM_I_A_1485
  • WpView
    Reads 25,017
  • WpVote
    Votes 4,715
  • WpPart
    Parts 53
👥 پایان فصل اول. شروع فصل دوم. شده تاحالا چشم بازکنی و حس کنی تو جایگاه خودت نیستی؟ من چنین حسی داشتم. وقتی چشم باز کردم دیگه پسر بابام نبودم، دیگه لازم نبود هر روز صبح کوله پشتی قرمز رنگم رو روی دوشم بندازم و به طرف مدرسه حرکت کنم. دنیای جدید، زندگی جدید، خانواده ی جدید... ولی یه چیزی سرجاش نبود؛ با چشمهام برادر مهربونم رو میدیدم و از داشتنش خوشحال بودم اما وقتی سیاهی شب روی تن و بدن اتاقم خیمه میزد، خاطرات خاکستری رنگی که به دست فراموشی سپرده بودم هجوم کوبنده ی خودشون رو شروع میکردن اون لحظه بود که حس میکردم یه چیزی سرجاش نیست! اون یه چیز... شاید هویتم بود؟ - فلیکس بنگ. " _میشه اینجوری نخندی؟ باعث میشه قلبم درد بگیره...من دلم میخواد لبخندات پر از حس های قشنگ مثل پر زدن پروانه ها تو یه روز افتابی باشه. _ پروانه های من خیلی وقته که توی پیله گیر کردن..." 𓂃𓏲࣪ .˖࣪១ "انهدونیا یعنی از دست دادن علاقه و لذتت به تمام کارهایی که روزی دوستشون داشتی؛ این احساس که دیگه اهمیت نمی‌دی." -Anhedonia Couple : Changlix / Chanho Genre : Romance /Angst / Mysterious / psychologic ●●●● خلاصه‌ی فصل دوم: مینهو و کریس به همراه دنیل و هیونجین برای ازدواج به ایتالیا رفتن، چی میشه اگه خیلی اتفاقی پاشون به مافیای ایتالیا باز بشه و راز مخفی دنیل لو بره...؟
LOVE PSYCHOLOGIST by Kianar200
Kianar200
  • WpView
    Reads 10,423
  • WpVote
    Votes 1,874
  • WpPart
    Parts 28
- گفتی دوستم داری! + به عنوان یه پادشاه معمولا زیاد دروغ میگم. - الانم داری دروغ میگی. + آره دارم دروغ میگم چون قرار نبود عاشقت شم! کم دست و پنجه نرم نکردم با خودم که بهت دل نبندم. تو میری، سوبینی که بر می‌گرده پسر وزیر چویه نه تو! اون عاشق من نیست؛ تو هم نیستی. تو فقط عاشق یونجون دنیای خودتی. - ولی دلم برات تنگ میشه. ~~~~~ 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝑷𝒆𝒓𝒍𝒂 𝑽𝒊𝒐𝒍𝒂 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒕𝒊𝒄, 𝑭𝒂𝒏𝒕𝒂𝒔𝒚, 𝒉𝒊𝒔𝒕𝒐𝒓𝒊𝒄𝒂𝒍 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝒀𝒆𝒐𝒏𝒃𝒊𝒏 𝒔𝒊𝒅𝒆 𝒄𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝑻𝒂𝒆𝒈𝒚𝒖 جایی که سوبین موقع کار کردن روی پایان نامه حساسش، یهو وارد یه دنیای دیگه میشه. اونم دنیایی که دوست پسرش یونجون اونجا ولیعهد یه سرزمینه...
The File by LittlleMoa
LittlleMoa
  • WpView
    Reads 23,647
  • WpVote
    Votes 2,972
  • WpPart
    Parts 40
چوی یونجون مسئول پرونده ای شده که برای ثابت کردن خودش به پدرش باید اونو به بهترین نحو انجام بده، اما چی میشه اگه نخ اون پرونده یه سرش از دیوارای اداره پلیس بگذره و به شرکت یوری برسه که چوی بومگیو رئیسشه و یه سر نخ به قلب خود چوی یونجون وصل شه؟ _______________________________ -کامل شده- -رتبه اول بین فیکشن های یونگیو-
𝘼𝙜𝙖𝙞𝙣𝟮𝟯𝟴 by Ulan-Lotus
Ulan-Lotus
  • WpView
    Reads 3,436
  • WpVote
    Votes 685
  • WpPart
    Parts 10
ᰍ #Again238 ᭝ 𝘾𝙤𝙪𝙥𝙡𝙚: #Hyunlix ᭝ 𝙂𝙚𝙣𝙧𝙚: 𝙈𝙚𝙩𝙚𝙢𝙥𝙨𝙮𝙘𝙝𝙤𝙨𝙞𝙨, 𝘼𝙧𝙘𝙝𝙖𝙚𝙤𝙡𝙤𝙜𝙞𝙘𝙖𝙡, 𝙎𝙢𝙪𝙩, 𝙍𝙤𝙢𝙖𝙣𝙘𝙚 𝙈𝙮𝙨𝙩𝙚𝙧𝙮, 𝙄𝙢𝙖𝙜𝙞𝙣𝙖𝙧𝙮, 𝙃𝙞𝙨𝙩𝙤𝙧𝙞𝙘𝙖𝙡 ᭝ 𝙒𝙧𝙞𝙩𝙚𝙧𝙨: #Ulan, #Lotus فصل اول تمام شده✓ -این فیکشن دو فصلیه فصل اول مینی فیکشنه یا اصطلاحا مولتی شات و فقط درمورد کاپل هیونلیکسه ولی فصل دوم که یه فیکشن کامل و گسترده‌ست درمورد پنج‌تا کاپله. هوانگ هیونجین دانشجوی باستان شناسیِ دانشگاه تائگو، برای پروژه‌ی نهایی خودش؛ درگیر تحقیقات روی عمارتی میشه که تازه سر از خاک بیرون آورده و راز‌های خودش رو پشت ابر پنهان کرده. چی میشه اگه داستان‌های افسانه‌ای به این عمارت گره خورده باشن؟ چه اتفاقی میوفته اگه دنیا متوجه تمدن‌های فراموش شده‌ای بشه که در میان تاریخ گم شدن و قصد دارن دوباره رنگ حقیقت رو به خودشون بگیرن. هیونجین مابین تمامی دغدغه‌ها و مشکلاتش، روی پلِ معروفِ ۲۳۸، فردی رو ملاقات می‌کنه و به طرز عجیبی سرنوشت اون‌ها به همدیگه گره میخوره. لی فلیکس پسری که سفیدی پوستش، یادآور سپیدی و پاکی ابرهاست. رنگ چشم‌هاش از دریا گرفته شده و طلای آغشته شده به موهاش، رنگ طلاییِ گندم‌زارهای دشت‌های پر زرق و برق رو به سخره میگیره.
Daisy  by Mina__vn
Mina__vn
  • WpView
    Reads 21,134
  • WpVote
    Votes 4,199
  • WpPart
    Parts 43
_برای مردن زیادی قشنگی، باهات چیکار کنم عروسک؟ چانلیکس -جنایی ، انگست ، ترسناک ، رمنس ، اسمات لی یونگ‌بوک، سوپر مدلی که لقب پرنس ران وی رو داره به طور اتفاقی شاهد نمایشی بعد از قتل میشه؛ جسدی که شبیه به یه اثر هنری میمونه و قاتلی که در حین خلقش، چهره بی نقص پرنس رو میبینه. در این صورت اون باید از سر راه برداشته بشه؟ انگار قاتل هنرمند فکر دیگه ای برای عروسکش داره.‌..
Secret in their eyes by leenamss
leenamss
  • WpView
    Reads 20,793
  • WpVote
    Votes 3,500
  • WpPart
    Parts 33
✿Secret in their eyes ✿Romance,Mysterious,Criminal ✿Minsung,Hyunlix, Hyunho قتل های زنجیره ای که هرشب ساعت ١:٠٧ بامداد اتفاق می‌افتند، خبرنگاری جنایی،کارآگاهی کنجکاو و پزشکی حاذق رو به چه سرنوشتی خواهند رسوند؟
𝗗𝗥𝗨𝗫𝗬.{ 𝖧𝖸𝖴𝖭𝖫𝖨𝖷 , 𝖢𝖧𝖠𝖭𝖧𝖮 , 𝖢𝖧𝖠𝖭𝖦𝖩𝖨𝖭.} by KIM_I_A_1485
KIM_I_A_1485
  • WpView
    Reads 44,507
  • WpVote
    Votes 6,562
  • WpPart
    Parts 48
دروکسی؛ به معنای چیزی که از بیرون کامل و بی نقصه اما از درون پوسیده و فاسد. 𝗗𝗥𝗨𝗫𝗬 𝖢𝖮𝖴𝖯𝖫𝖤: 𝖧𝖸𝖴𝖭𝖫𝖨𝖷 , 𝖢𝖧𝖠𝖭𝖧𝖮 𝖦𝖤𝖭𝖱𝖤: 𝖢𝖱𝖨𝖬𝖨𝖭𝖠𝖫 , 𝖬𝖸𝖲𝖳𝖤𝖱𝖸, 𝖯𝖲𝖸𝖢𝖧𝖮𝖫𝖮𝖦𝖨𝖢, 𝖱𝖮𝖬𝖠𝖭𝖢𝖤. هشدار! این فیکشن شامل صحنه های خشن، قتل و خونریزی است. هیونجین از انتخاب رشته جا میمونه و مجبور میشه روانشناسی جنایی رو انتخاب کنه و واحد هاش رو توی آگاهی حضوری بگذرونه. در همین حین درگیر پرونده ی قاتل سریالی "رونین" میشه. رونین کسیه که زوج های عاشق رو میکشه و از وقتی که هیونجین وارد اون اداره میشه براش نشونه میذاره اما هیونجین که هیچ پارنتری نداره! پس رونین به چه دلیلی دنبالشه؟ دلیل اینکه بعد از حضور هیونجین علاوه بر زوج ها افراد خاصی رو میکشه چطور؟ چی میشه اگه رونین توی اداره زیر گوش سروان بنگ و کارآموز تازه کار، هیونجین نفس بکشه و کسی نفهمه؟ 𖣘𖣘𖣘 _هیچوقت نمیتونی بفهمی وقتی جلوی اون همه ادم روی هوا بود، وقتی اون طناب لعنتی دور گردنش پیچیده بود و دست و پا میزد برای ذره ای اکسیژن اونم درست جلوی چشم‌هام من چه حالی داشتم!