We've updated our Content Guidelines.
Review the latest guidelines to keep sharing stories safely.
Loo2
189 stories
𝐋𝐈𝐕𝐈𝐍𝐆 𝐓𝐎 𝐋𝐎𝐕𝐄 𝐘𝐎𝐔 | ᴋᴏᴏᴋᴠ by kimjeonjkvbts
kimjeonjkvbts
  • WpView
    Reads 23,175
  • WpVote
    Votes 2,096
  • WpPart
    Parts 42
خلاصه : تهیونگ سال آخره و مدرسه اش رو عوض میکنه و در اونجا با جئون جونگکوک و دوستاش و لی ووجین که دشمنای خونیِ همن ورق جدیدی از زندگیش رو شروع میکنه،اما پایان این داستان چی میشه؟ ★𝐍𝐚𝐦𝐞 : 𝐋𝐢𝐯𝐢𝐧𝐠 𝐭𝐨 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐲𝐨𝐮 ★𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞 : 𝐊𝐎𝐎𝐊𝐕,𝐍𝐀𝐌𝐉𝐈𝐍,𝐒𝐎𝐏𝐄 ★𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞 : 𝐫𝐨𝐦𝐧𝐚𝐜𝐞,𝐬𝐜𝐡𝐨𝐨𝐥،𝐀𝐧𝐠𝐞𝐬𝐭,𝐀𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧 ★𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 : 𝐉𝐄𝐎𝐍𝐕
GodFather  [Taekook] by kimkimkookkook
kimkimkookkook
  • WpView
    Reads 77,819
  • WpVote
    Votes 5,229
  • WpPart
    Parts 69
⛔•••گاد فادر•••⛔ •••پدرخوانده••• •••God Father /Taekoook••• •••فول شده••• 🎬 کیم تهیونگ مافیایی خشن ,سرد و بی‌احساس در مرز کره شمالی مستقر است ، گذشته بسیار غمگینی دارد و همین گذشته باعث شده تا باعث و بانیه مرگ والدینش را به قتل برساند اما کینه‌ای که درونش هست باز هم خاموش نمی‌شود مگر اینکه فرزند آن قاتل را که لی جونگ کوک نام دارد را به همان سرنوشت که خودش دچار بود ، دچار کند حال آن فرزنده معصوم قربانی رذالته پدرش و خشم و غضب تهیونگ خواهد شد و در این راستا مافیاکیم سبب میشود تا جونگ کوکه پنج ساله به لکنت زبانی دچار شود اما پسر کوچیکتر با وجود بی رحمیه مافیا تهیونگ و همه ی بلاهایی ک سرش می اورد ، باز هم اورا مورد اعتماد خود میداند و کاملا مطیع امر اوست. آیا جونگ کوکه کم سن و سال می‌تونه با این قلبه پاکی ک داره کمی از شعله ی انتقامه مافیای بی رحم و سنگدل کمتر کنه؟ آیا تهیونگ می‌تونه پسره کسی که والدینشو به طرز وحشیانه ای ب قتل رسونده رو راحت بزاره؟ 🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞 👬Genre: Mafia, Romance, Angst, Harsh, Commander, Age Gap, Happy Ending ✍🏻 writer :Mitra,R
KUMOREBI - KOOKV by Alaric_Fiction
Alaric_Fiction
  • WpView
    Reads 46,064
  • WpVote
    Votes 5,744
  • WpPart
    Parts 15
≈ Couple ↬ KOOKV ≈ Genre ↬ Romance, Drama, Smut, Fluff, Omegavers ≈ Writer ↬ Alaric کیم تهیونگ در حالی که بخاطر نداشتن داروی کنترل هیت از درد هیت لعنتیش داشت به خودش می‌پیچید، مثل تمام هیت‌های دردناک گذشته‌اش جفت لعنت شده‌ای که هیچ اثری ازش نبود رو نفرین می‌کرد! کی از بازی سرنوشت خبر داره؟! تهیونگ حتی فکرش رو هم نمی‌کرد اون تماس اورژانسی زندگیش رو زیر و رو کنه! شاید پسر سی ساله‌ای که بخاطر یه سانحه رانندگی قراره زیر دست تهیونگ جراحی بشه، همون جفت مقدر شده‌ایه که تهیونگ شش سال تمام برای پیدا کردنش خودش رو به آب و آتیش زده...جراحی‌ای با احتمال موفقیت کمتر از سی درصد؛ برای راننده رالی‌ای که ماشین سواری مثل نفس کشیدن می‌مونه براش! +گفتم تو جفتمی؟! -چی میشه اگه جفتت باشم؟ جونگکوک عصبی خندید و با صدای بلندی گفت:چی میشه؟! فکر کردی قراره اتفاقی بیفته؟؟؟...آخ...هیچ...هیچ کوفتی قرار نیست بشه! فکر نکن حالا که جفت منی می‌تونی خودتو بهم بچسبونی! -خودمو بچسبونم؟! فکر کردی کی هستی؟ چی داری که یکی مثل من بخواد باهات باشه؟! جونگکوک سعی کرد بدنش رو از تخت فاصله بده و عصبی‌تر از قبل جواب داد:من... -بتمرگ! چشم‌های کور شده‌اتو باز کن ببین با کی طرفی جئون! من شبیه امگاهاییم که با دیدن جفتشون خیس میشن؟!
she's a little like me?? by nino8278
nino8278
  • WpView
    Reads 26,348
  • WpVote
    Votes 3,751
  • WpPart
    Parts 22
(اون کوچولو شبیه منه؟؟؟) داستان برای بوکسر حرفه ای جئون زمانی تغیر میکنه که نمونه کوچولوتر خودشو تو ردیف قفسه های فروشگاه میبینه با موهای بلند و جزئیات دقیق و ظریف....اونم درحالی که همه ی حریفاش مثل سگ ازش میترسن....و عملا هیچ رو دستی نداره....بارها جام و مدال های طلا رو بالای سربرده و کارنامه درخشانش جایی برای پر شدن نداره...بنظر وقتشه برگرده و گذشتشو مرور کنه... ژانر:امگاورس،فوق فلاف،روزمره،امپرگ،اسمات، تا حدودی ورزشی... 🚫..بدون انگست.... بچها:این دسته فیکارو فقط بخاطر ایجاد حال خوب مینویسم...پس با دونستن این موضوع دنبال بالا پایین های زیاد و چه میدونم سنگ پرونی جلو راه کاپلا نباشید...که نداریم... اگه فیکی رو میخواین که نصفه شبا باهاش مثل ابر گریه کنین...همینجا این فیکو نخونده ببندین.. ادیتور عکس کاور دوست عزیزم با ->crystal1234 هستن لطفا حمایتش کنین
𝐃𝐈𝐒𝐀𝐁𝐋𝐄𝐃(𝐬𝐡𝐨𝐫𝐭 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐲) by bluebutblack
bluebutblack
  • WpView
    Reads 54,021
  • WpVote
    Votes 7,219
  • WpPart
    Parts 11
ژانر:امگاورس،امپرگ،انگست تهیونگ پسر امگای پولداری که به خاطر حادثه ی وحشتناک پاهاش فلج شده و ویلچر نشین شده به همون دلیل هم لال شده و نمیتونه درست حسابی حرف بزنه اون توی مدرسه ای درس میخونه که بچه هاش نمیتونن چندان باهاش رابطه برقرار کنن چون زبان اشاره بلد نیستن و برای همون همیشه با خودش خودکارو کاغذ همراه داره.چرا بچه های مدرسه صبر نمیکنن تا تهیونگ بنویسه تو دفترچش که چی میخواد بنویسه.این بی صبری و بی حوصلگی اونا باعث شده ته تنها بمونه ولی اونطرف تر جانگکوک الفایی هست که به تهیونگ نزدیک شده و به خواطرش داره زبان اشاره یاد میگیره.ولی چی میشه اگه تو دوره ی هیت تهیونگ،اونو باردار کنه و بعد ترکش کنه؟ ایا اون بچه امید زندگی تهیونگ میشه؟واسه جنگیدن امیدوار میشه؟ +مردم فکر میکنن به خواطر شرایط تهیونگ اون هیچوقت قرار نیس جفت پیدا کنه +اون چه طوری باردار شده؟هرزس؟ +صداشو نمیتونه در بیاره حتما بهش تجاوز شده.اخی دلم سوخت -من به ترحم شما نیازی ندارم...
𝐒𝐰𝐞𝐞𝐭 𝐓𝐫𝐨𝐮𝐛𝐥𝐞|✔︎ by Th-Raven
Th-Raven
  • WpView
    Reads 85,678
  • WpVote
    Votes 8,594
  • WpPart
    Parts 14
"دردسر شیرین" تهیونگ‌ فقط میخواست سفارش کیکش و ببره تو ساختمون شرکت معروف(golden dream)اما اشتباهی به شخصی برخورد میکنه و از قضا اون شخص رئیس اون شرکت از آب درمیاد،تهیونگ درمقابل خراب کاریش باید بهایی بپردازه اما چه بهایی؟اون رئیس سرسخت ازش چی میخواد؟ "بنظرت نباید خرابکاری ای که کردی رو درست کنی؟" "م..من متاسفم...هرکاری از دستم بربیاد..ا..انجام میدم" "هرکاری؟" "ب..بله!" "چطوره با لبات برام جبرانش کنی هوم!؟" 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞:𝐊𝐨𝐨𝐤𝐯 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞:𝐬𝐥𝐢𝐜𝐞 𝐨𝐟 𝐥𝐢𝐟𝐞,𝐫𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞,𝐬𝐦𝐮𝐭 𝐅𝐢𝐧𝐢𝐬𝐡𝐞𝐝✓ 𝐁𝐲:𝐓𝐡-𝐑𝐚𝐯𝐞𝐧
【 Only in Bermuda - Full 】  by _iMerlin_
_iMerlin_
  • WpView
    Reads 80,710
  • WpVote
    Votes 11,520
  • WpPart
    Parts 21
قدم‌هاشو سریع‌تر برداشت و با لحن محکمی گفت:"بهت دستور میدم همین الان بایست!" پسر متوقف شد اما برنگشت، فقط با حرص لبشو گاز گرفت. "جی... باید باهم حرف بزنیم." جواب داد:"نمیخوام ببینمت." "بهم یه فرصت بده." جونگکوک برگشت تا نفرتشو سرش فریاد بزنه که دست‌هایی دور بدنش حلقه شد و تو آغوش تهیونگ فرو رفت. سر خم کرد و پیشونیش رو روی شونه پسر گذاشت:"هرچقدر دوست داری و تا هر وقت که آروم شی میتونی تحقیرم کنی، اما خودتو ازم نگیر؛ جی من..." با حس سوزش و به دنبالش درد وحشتناک پهلوش ساکت شد که صدای جی رو زیر گوشش شنید:"بهت گفته بودم آخرین اخطارمه؛ این تاوانیِ که باید بپردازی تهیونگ... من، تو و قلبم رو باهم پشت سر میذارم." • مشخصات فیک • •ژانر : سوپرنچرال، عاشقانه، انگست، فلاف، اسمات •کاپل: ویکوک(ورس)، نامجین، یونمین
𝐒𝐡𝐢𝐧𝐞𝐲 𝐂𝐚𝐟𝐞♡︎༄ by bariew
bariew
  • WpView
    Reads 19,178
  • WpVote
    Votes 2,787
  • WpPart
    Parts 20
[شاینی کافه☕] کوک : اوه خدای من چقدر بزرگه ته : میخوای بخوریش؟ کوک : آره ^^ *سیبو از درخت میکنه* کاپل اصلی : ویکوک کاپل فرعی : یونمین _ نامجین تهیونگ : تاپ کوک : باتم ژانر : فانتزی _ رومنس _ کمدی _ اسمات _ رازآلود _ تخیلی
Betrayal by Yoni_Yoongi
Yoni_Yoongi
  • WpView
    Reads 51,520
  • WpVote
    Votes 5,163
  • WpPart
    Parts 19
چی میشه اگه یه روز خبر بیاد که جفت سلطنتی گم شده اگه چهار سال ازش خبری نشه و بعد چهار سال آلفای سلطنتی نشونی از امگاش پیدا کنه امگای حاملش رو که خودش رنجودتش و باعث فرارش شده ....... ژانر:امگاورس،اکشن،کمی طنز کاپل:کوکوی،یونمین،نامجین،چانبک وضعیت "درحال آپ
~He's My Vanilla~🧁🍭| Oneshot by Black_kitten_79
Black_kitten_79
  • WpView
    Reads 7,591
  • WpVote
    Votes 980
  • WpPart
    Parts 2
.・゜゜・اون وانیل منه.・゜゜・ • کاپل: Vkook • ژانر: فلاف،امگاورس، اسمات • نویسنده: Blackkitten • وضعیت آپ: Completed • خلاصه: "فاک...اون زیر شلوارکش هیچی نپوشیده بود و جونگکوک تقریبا میتونست سایز آلفای روبروش رو حدس بزنه و ایول کوک!! درست وسط عملیات پسر صاحبخونه زدی به هدف!! درحال تعریف و تمجید از خودش و بوی فرومونش بود که با صدای بلند در به خودش اومد..یه لحظه!! اون آلفا کلید خونش رو داشت؟!وات؟!!" . . امگا جونگکوک قرار بود یه زندگی مستقل و آزادانه رو باورود به خونه‌ی جدیدش تجربه کنه ولی کی میگه کارما دست رو دست میذاره و به ریتم کند کسل کننده‌ی زندگی جئون جونگکوک نگاه میکنه؟! *توجه: من این وانشات رو با کاپل چانبک و باعنوان "my vanilla omega" تو یه چنل دیگه آپ شده میتونین از ریدینگ لیست "mine" بخونیدش♡*