Dayan_nnn's Reading List
63 stories
The Scales of Balance[دو سوی ترازو] by Qujkv_
Qujkv_
  • WpView
    Reads 49,489
  • WpVote
    Votes 6,730
  • WpPart
    Parts 28
زمانی که چرخه‌ی گرگ‌ها به همین منوال می‌گذشت، همه‌چیز جایگاه مشخصی داشت. امگاها زیر سلطه‌ی بتاها و آلفاها بودند. بتاها از آلفاها فرمان می‌بردند. آلفاها در برابر آلفاهای خون‌خالص سر خم می‌کردند. و آلفاهای خون‌خالص، تنها در برابر انیگماها زانو می‌زدند. نظم جهان کامل به نظر می‌رسید؛ نظمی که قرن‌ها پابرجا مانده بود. اما الهه‌ی ماه انگار از سکون خوشش نمی‌آمد. برای نخستین بار در تاریخ گرگ‌ها، یک انیگما و یک خون‌خالص با یکدیگر پیوند جفتی بستند؛ دو مرد که هرگز قرار نبود بتوانند فرزندی داشته باشند. با این حال، الهه‌ی ماه قوانین خود را شکست. و آن‌گاه معجزه‌ای رخ داد. یک خون‌خالص مرد باردار شد. ماه‌ها بعد، کودکی پا به دنیا گذاشت که قدرتش فراتر از هر آن چیزی بود که گرگ‌ها تاکنون دیده بودند؛ موجودی که حتی نامش زمزمه‌ی ترس را در دل قدرتمندترین‌ها می‌انداخت. اما قدرتی چنین عظیم، تعادل جهان را برهم می‌زد. و الهه‌ی ماه بهتر از هر کس می‌دانست که هیچ کفه‌ای از ترازو نباید سنگین‌تر از دیگری باشد. پس در نقطه‌ای دیگر از جهان، سرنوشت نخ دیگری بافت. از پیوند یک آلفای معمولی و یک امگای خون‌خالص، پسری متولد شد؛ پسری که گویی هرگز قرار نبود به این دنیا قدم بگذارد. پسری که نه کاملاً آلفا بود و نه امگ
𝗔𝗻𝗮𝘅𝗶𝗽𝗵𝗶𝗹𝗶𝗮 by Yoonatd
Yoonatd
  • WpView
    Reads 1,963
  • WpVote
    Votes 403
  • WpPart
    Parts 12
🩸𝐓𝐈𝐓𝐋𝐄: 𝗔𝗻𝗮𝘅𝗶𝗽𝗵𝗶𝗹𝗶𝗮 ⤷ Comedy | Smut | Angst | Dirty talk | IU Couples: Yoonmin ┊‌ Kookv 「 آناکسیفیلیا یعنی؛ عاشقِ فردِ اشتباه شدن.... 」 عقب‌عقب رفت تا جاییکه روی صندلی افتاد: _"یونگی، فقط می‌خواستم شوخی کنم...." با صدای تاریک و غضب مرد، بدنش چسبیده به صندلی لرزید. _"اون صدای فاکیت چطوری انقدر ظریفه که پشت تلفنم با دوست دخترم، داد بزنی ازم حامله ای و گند بزنی به زندگیم" سر یک شوخی مسخره، هیچوقت نمی‌تونه فراموش کنه چطور مردی که می‌پرستیدش خیلی راحت به روح و جسمش ت*ج*اوز کرد. 🖐 این ایو شامل الفاظ رکیک، ت*ج*اوز، همچنین زخمی کردنه.
UNWANTED HUSBAND by aypari
aypari
  • WpView
    Reads 4,163
  • WpVote
    Votes 859
  • WpPart
    Parts 12
+فراموش نکن که یه همسر ناخواسته ای.... -منم همچین عاشقت نبودم که اینطوری میگی.... +حتی نمی‌تونی توجه یه بچه رو داشته باشی، اصلا تلاشی هم میکنی؟؟ -چرا فکر کردی پسرت قراره به راحتی عاشق ناپدریش بشه؟؟ +نذار هاجون بهت وابسته بشه، تو فقط موقتی اینجایی.... -پس بالاخره موافقت کردی و قراره ازم طلاق بگیری.... /چی باعث شده فکر کنید گفتن اینکه طلاق می خواید کافیه و من اجازه میدم از هم جدا شید؟؟ &یونگی بهترین گزینه برای ازدواج با تو بود، قدرش رو بدون.... #انقدر باهاش بحث نکن، اون الان همسرته و لایق احترام.... ¥اگه یه ذره سیاست داشتی الان مال خودت کرده بودیش.... £تعجب میکنم چطوری تا الان لمست نکرده.... ∆بهم نگو که عاشقش شدی.... . . ‌. . _💜به دهمین بوک من خوش اومدید💜_
Under Fang by ImLuna_moon
ImLuna_moon
  • WpView
    Reads 129,518
  • WpVote
    Votes 21,026
  • WpPart
    Parts 29
زندگی برای لونای قبیله‌ی ایلوث زمانی سخت شد که وُلگارا، انیگمای خشنی که آوازه‌اش بین قبایل پیچیده بود، حمله‌ی سختی بهشون کرد. از یک‌جایی به بعد، تهیونگ مجبور شد توی راز اون مرد شریک بشه. رازی که فاش شدنش مساوی با کشته شدن خودش و توله‌ی به دنیا نیومده‌اش بود. "_آره نیراشا، اگه قبول نکنی می‌کشمت. گردنت رو زیر دندون نیشم خرد می‌کنم و مطمئن می‌شم که رازم رو با خودت به گور ببری." Name: Under Fang (زیر نیش گرگ) Couple: Kookv Genre: Romance, Omegaverse, Mpreg, Forced Marriage, Enemies to Lovers, Historical, Smut Written by Luna🌙
*<هزارتو>* by sara2007sk
sara2007sk
  • WpView
    Reads 25,754
  • WpVote
    Votes 2,543
  • WpPart
    Parts 41
جیمین:میدونی معلممون استعفا داده؟ برگشتم سمتش. یونگی:چرا؟ جیمین:باید از آپات بپرسی. با بیاد اوردن اتفاقات ديروز دستمو به پیشونیم کوبوندم ‌. یونگی:اخراجش کردن؟ جیمین: نه. ولی دیگه جرات نداشت با پسر یکی از ماهر ترین مافیا های جهان در بیفته. اداشو دراوردم‌. یونگی:ولی من اصلا نمیتونم مثل آپا باشم. جیمین:تو دیوونه ای یونگی.معلومه که نمیتونی مثل اون باشی‌. لبخندی به حرف دلگرم کنندش زدم جیمین:تو باید بهتر از اون بشی رفیق.. لبخندم جمع کردم‌. یونگی:فاک یو جیمین. جیمین: به من چه‌.از وقتی پاتو تو این مدرسه گذاشتی همه معلما ازت فرار میکنن. یونگی:یعنی اینقدر ترسناکم؟ سرمو انداختم پایین. آبوجی واقعا آدم ترسناکی بود ولی من مثل اون نبودم.خیلی سعی کرده بود منم مثل خودش کنه ولی همچنان موفق نبود.من دلم نمیخواست مثل اون بشم. با صدای در همه سریعا بلند شدیم. به کسی که همراه مدیر وارد کلاس شده بود نگاه کردم.نگاه تمام کلاس رو هیکل و صورت بی نقصش بود.درست مثل تابلو نقاشیی بود که با کلی ظرافت کشیده شده بود...... کاپل اصلی => تهگی کاپل فرعی=> کوکگی. هوپمین. نامجین. کوکجین. تهگی(تاپ :تهیونگ ) (باتم: یونگی) کوکگی(تاپ: جانگکوک) (باتم:یونگی) هوپمین(تاپ: هوسوک) (باتم:جیمین) نامجین(تاپ:نامجون) (باتم:جین) کوکجین(تاپ : جانگکوک) (باتم:جین)
مافیای صورتی‌/ The pink mafia🔞🔥 by jeon_jehowa
jeon_jehowa
  • WpView
    Reads 174,419
  • WpVote
    Votes 15,657
  • WpPart
    Parts 46
اسم: مافیای صورتی🔞 ژانر: مافیای/ خشن/ عاشقانه/ اسمات ___________________ کیم نامجون رئیس باند آر ام به شدت از رقیبش متنفره از نظر اون جین اصلا مافیا نیست و به درد خونه داری میخوره. کیم سوکجین رئیس باند پینک آرجی دشمن قدیمی نامجون به خاطر گذشته و زخمی که نامجون بهش زده دنبال هر راهیه که تلافی کنه. . نامجون: عوضی صورتی پوش بهتره با زبون خوش محموله ام برگردونی وگرنه آتیشت میزنم. سوکجین: تند نرو کیم بهتره نیست واسه شروع معذرت خواهیت کفشام با زبونت واکس بزنی شاید تصمیمم عوض شد و بهت رحم کردم. . . و اما حالا کیم تهیونگ و کیم جونگکوک 5 ساله توی مهد کودک باهم همکلاسی شدن و پدراشون بعد از سال ها دوباره دیداری تازه کردن. _اشم من جونتوتیه. +شلام منم کیم تهلونگم. _هه هه تو همون پسله ی بیلیختی که حتی نمیتونه اشمش دُلُشت بده. +ساکت شو کیم جونتوک پاپام دُفته باهات حلف نژنم. پسر جیغ کشید. _اشمم جونتوته نه جونتوت. کاپل اصلی : تهکوک/ کوکوی (ورس) و نامجین. کاپل فرعی: ؟ (فصل دوم در حال آپ...) _________________ توی این فیک از اسم اعضای بی تی اس استفاده شده و هیچ گونه ارتباطی با زندگی شخصی اعضا نداره💜.
꩜ 𝘈𝘳𝘦 𝘺𝘰𝘶 𝘢 𝘭𝘪𝘵𝘵𝘭𝘦 ꩜ by Dante_1997
Dante_1997
  • WpView
    Reads 215,497
  • WpVote
    Votes 16,873
  • WpPart
    Parts 41
VKOOK STORY تو یه لیتل هستی ؟ [ تکمیل شده ] در صورت خواندن این بوک شما در معرض خطر شدید ابتلا به دیابت قرار میگیرید! 🍡 آپ : نا مشخص Genre : Little space , fluff,Bromance, slice of life کیم تهیونگ مشاور و روانشناس با سابقه دبیرستان دالویچ سئول ، و جونگ کوک ، پسر تازه وارد سال دومی این دبیرستان . چه اتفاقی میفته اگه آقای مشاور، راز کوچک پسرو از رفتارهاش حدس بزنه؟ . °⨳°·..·°⨳°⊹٭ ٭⊹°⨳°·..·°⨳°⨳°·..·°⨳°⊹٭ ٭ _ تو میتونی همه چیزو بهم بگی جونگ کوک ، من از رازت خبردارم . به من اعتماد کن ، من مراقبتم.
Whiskey[ویسکی] by Bitamoosavi
Bitamoosavi
  • WpView
    Reads 2,881,306
  • WpVote
    Votes 254,836
  • WpPart
    Parts 73
Vkook/kookv [completed] 《صد بار بهت گفتم تو کابین خلبان نباید سیگار بکشی...حرف حساب حالیت نمیشه انگاری؟...بلند شو برو بیرون.》 《اه کیم...با این طرز نگاه کردنت فقط اون پایینیه که واست بلند میشه》 ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ 《بیاین بریم تو دنیای میلیاردرای دلاری... هوم؟ زندگی سرشار از زرق و برقشون... کسایی که حتی با دلار سر میز دور دهناشون و تمیز میکنن... این یکم هیجان داره و ترسناکه نه؟ دیدن زندگیشون از نزدیک... فاک... میخوام تورو بکنم یه میلیاردر دلاری.》 ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ کاپل اصلی: vkook/kookv کاپل فرعی: yoonmin " namjin" ژانر:dram " romence " smat " omegavers نویسنده: biti حمایت یادتون نره 🐻🐰 ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
He Is On My Nerves So Bad! by Jennakookmin2
Jennakookmin2
  • WpView
    Reads 34,204
  • WpVote
    Votes 4,853
  • WpPart
    Parts 15
■کامل شده■ "اون بدجوری رو اعصابمه!" کاپل: کوکمین ژانر: امگاورس، کمدی، فلاف، عاشقانه فقط کافیه بقیه بفهمن تو یه مهربون احمقی تا زود بپرن روت و ازت سو استفاده کنن! و خب ... جونگ‌کوک اینو خوب می‌دونه ولی چرا زبون لعنتیش واسه "نه" گفتن به امگای موقرمز نمی‌چرخه؟ بخشی از فیک: - ولی من نمی‌خوام با تو ازدواج کنم! + اوه عزیزم! دلتم بخواد