Read
15 histoires
911 par CAFEVKOOK
CAFEVKOOK
  • WpView
    LECTURES 4,655
  • WpVote
    Votes 690
  • WpPart
    Chapitres 3
❮ ☎️🚨 ❯ ❣⓽⓵⓵❣ یه هکر حرفه ای که به طرز بیمارگونه ای شیفته اپراتور مرکز اورژانس شده. - 911، چه مشکلی پیش اومده؟ - اگر جرأت داری یه بار دیگه جلوی وب کمت رو بپوشون. اطلاعات خانوادتو دارم. فکر نمی کنم دلت بخواد یه روز پیک بیاد و یه بسته محتوی اعضای بدن یکی از اعضای خانوادتو تحویلت بده. دلت میخواد خرگوش کوچولو؟ صدای بم و عمیقش لرزه ای به بدن اپراتور انداخت: - وی؟ - درسته. - چرا برگشتی؟ بدن بی جونش رو روی میز خم کرد و دست هاش رو روی صورتش گذاشت. صدای آرومش و نزدیکش از توی هدفون باعث می شد جونگ کوک حس کنه اون دقیقا کنارش ایستاده، کنار گوشش خم شده و داره توی گوشش زمزمه می کنه: - من جایی نرفته بودم بانی. ☙Gᴇɴʀᴇ ⨟ Psychology, Mystery, Crime, Harsh, Romance, Smut ☙Cᴏᴜᴘʟᴇ ⨟ VKook ┈─┈─┈─┈─┈─┈─┈─┈─┈─┈─┈ ♨ @CAFEVKOOK ♨
◖Why?◗   par Pinky-Moon
Pinky-Moon
  • WpView
    LECTURES 51,617
  • WpVote
    Votes 9,294
  • WpPart
    Chapitres 25
{𝘊𝘰𝘮𝘱𝘭𝘦𝘵𝘦𝘥} ″بهتره هرچه زوتر بدهیتو بپردازی در غیر اینصورت شاید خودم تو رو مجبور به این کار بکنم!″ جمله آخرش دلهره و ترسی رو به جونم انداخت ناباورانه سرمو بالا آوردم و به چشماش خیره شدم داشت چی میگفت؟ مجبورم کنه؟ مجبور به اینکه با اون پولدار عوضی یه شب و سر کنم؟ اونم بخاطر پرداخت شدن بدهیش؟ امکان نداره... ❁Couple: Namjin ,Vkook , Yoonmin❁ ❁Genre: Romance,Slice of life,Drama❁ 💢 1 in #bts 💢 💢 1 in #jin 💢 💢 1 in #Namjin 💢 💢 1 in #نامجین 💢 💢 2 in #fic 💢 💢 2 in #yoonmin💢 💢 2 in #kimseokjin 💢 💢 2 in #kimnamjoon💢
✴ LOVE ME ✴ par vjk_vkookiiiii
vjk_vkookiiiii
  • WpView
    LECTURES 213,417
  • WpVote
    Votes 20,217
  • WpPart
    Chapitres 19
کیم تهیونگ معاون شرکت سهامی کیم هست که برای رئیس شدن حاظره هر کاری بکنه حتی ازدواج با پسر عمویی که قبلا عشقشو رد کرده #عاشقنه #ازدواجی #طلاق #تهیونگ #جانگکوک #تهکوک #یونمین
𝐌𝐘 𝐒𝐈𝐒𝐓𝐄𝐑'𝐒 𝐂𝐑𝐔𝐒𝐇 |𝐊𝐎𝐎𝐊𝐕| par chihiriin
chihiriin
  • WpView
    LECTURES 209,473
  • WpVote
    Votes 30,718
  • WpPart
    Chapitres 36
|تکمیل شده| سعی کن دوباره دستت رو بلند کنی تا دیگه انگشتت هم به اون دوست دختر کوچولوت نخوره... این یه تهدید توخالی نبود، کیم تهیونگ میتونست حرف‌هاش رو عملی کنه! جئون جونگکوک از اینکه شاهد تهدید شدن یکی از معشوقه‌های چاپلوسش توسط اون پسر تازه وارد بود نهایت لذت رو میبرد. این داستان درباره کیم تهیونگه، کسی که مرکز توجه دوتا خواهر و برادر، جئون جونگکوک و جئون آرورا میشه کسایی که پسر و دختر بد مدرسه ان. کاپل اصلی:کوکوی کاپل فرعی:سپمین ژانر:روزمره، مدرسه‌ای، رومنس، اسمات شروع اپ:2021/5/14 پایان اپ:2022/3/11 ″credits to @TaeNiaV who wrote this beautiful fanfiction″ cover by: ADA
°!Alpha Jeon!°||°KOOKV° par S_TAEHKOOK
S_TAEHKOOK
  • WpView
    LECTURES 1,135,868
  • WpVote
    Votes 114,980
  • WpPart
    Chapitres 40
امگایی مطیع که مجبور میشه به اجبار خانواده اش و راحتی زندگیشون با الفا خون خالص و مغروری جفت بشه.‌‌.. *** Couple:Kookv Side couple:Namjin-Yonmin Genre:Omegavers-Romance-Smut-Mpreg Status:Completed By:S_TAEHKOOK
I got stuck in a FANFICTION par Cruellalove
Cruellalove
  • WpView
    LECTURES 26,349
  • WpVote
    Votes 4,444
  • WpPart
    Chapitres 7
←[کامل شده]→ چه اتفاقی رخ می‌ده اگر یک روز پارک جیمین، یهو بیفته توی یکی از فن فیکشن های واتپد؟ و از همه بدتر... چی می‌شه اگر توی اون فیکشن تخیلی، شوهر و بچه داشته باشه؟ •برشی از فیک• با دیدن صورت اون شخص توی نزدیکی خودش بهت‌زده لب زد: + تو...ت‍..تو... و تنها فکر توی سرش این بود که: دستشویم ریخت... °°°°°°°° + شما اینجا چجوری می‌زائید؟ _ ما؟ ما که نمی‌زاییم ولی خب...با جراحی دیگه. جیمین یکه‌خورده گفت: + جراحــــی؟ °°°°°°° + واو... عجب چیزی زائیدم! ((#1 in comedy))
𝐏𝐫𝐞𝐭𝐭𝐲 𝐩𝐫𝐨𝐛𝐥𝐞𝐦🌀🚿《𝐊𝐨𝐨𝐤𝐯》 par Hunter_kookv
Hunter_kookv
  • WpView
    LECTURES 144,730
  • WpVote
    Votes 27,285
  • WpPart
    Chapitres 42
"من داشتم کمک میکردم" صورت تهیونگ از شدت عصبانیت سرخ و تیره شد. جانگکوک و خیرخواهی هایش بیشتر شبیه به دردسر و فاجعه بود: "چه کمکی؟ داشتی منو خجالت زده میکردی! دلم نمیخواد مامان بفهمه نمیتونم دوست‌دختر_..." "هی تهیونگا میخوای کمکت کنم دوست دختر پیدا کنی؟" 🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀 کیم تهیونگ متوجه میشه نمی تونه دوست دختر پیدا کنه!...➿ شاید بتونه از همسایه منحرف و پرحرفش کمک بگیره... و بفهمه چرا نمیتونه دوست دختر داشته باشه؟!🖊🌀 🖇Story Name: Pretty Problem 🖇Genre: comedy ,romance , slice of life, smut 🖇couple: kookv 🖇Writer: hunter_oo3 🖇Ages: +18 (R) TOP : Jungkook BOTTOM : teahuyng
+9 autres
Trey || KookV par Nyctowx
Nyctowx
  • WpView
    LECTURES 327,982
  • WpVote
    Votes 45,169
  • WpPart
    Chapitres 26
[ TREY ] پایان یافته ژانر : فان / ورزشی / رمنس / اسمات کاپل : اصلی ؛ کوکوی - فرعی ؛ یونمین - شاید از من خوشت بیاد ولی تا وقتی که مجبور باشم دختر های مختلف رو از روت بلند کنم ، هیچ تغییری توی رابطه‌مون به‌وجود نمیاد کاپیتان بسکتبالیست ! 《توجه داشته باشین داستان دو ورژنه‌ست پس اگه ورژن جونگکوک تاپ و تهیونگ باتم نمیخونین به ورژن دیگه‌ش که تهیونگ تاپ و جونگکوک باتمه توی اکانتم سر بزنین. 》
Sexual Exploration par Haydenpumpkinchan
Haydenpumpkinchan
  • WpView
    LECTURES 346,840
  • WpVote
    Votes 15,278
  • WpPart
    Chapitres 70
"Welcome to the Virgin Classroom. My name is Mr. Min, and by the end of this semester, I'll have taken all of your virginities." Yoongi looked at all the five male students enrolled in his elective class. They were all staring at him with wide eyes and open mouths. He smirked. God, he loved his job. - Five students sign up for an elective health class, and are surprised when they find out it's not a regular health class like they had been expecting.
+16 autres
امگای شرورمن/☆MY EVIL OMEGA/☆ par Parminbanoo
Parminbanoo
  • WpView
    LECTURES 397,544
  • WpVote
    Votes 44,736
  • WpPart
    Chapitres 78
خلاصه داستان: پسری به اسم جیمین که بعدورشکستگی ومریضی سخت پدرش مجبورشدازبوسان به سئول بیادوبه سختی کارکنه تابرای خانوادش پول بفرسته.جیمینی که حالا18سالش شده و مطمئنه که قراره یه گرگ الفابشه چون ازپدرومادرالفابه دنیااومده چی میشه که درست یه مدت قبل ازتولد18سالگیش یه الفای خشن و ثروتمندترین وپرنفوذترین والبته عوضی ترین مردکره روتاسرحدجنون عصبانی کنه؟؟!! چی میشه وقتی بفهمه قرارنیست یه الفای قوی بشه و حساب اون عوضیوبرسه؟؟!! شایدم این امگابودنش به دردش بخوره و بتونه ازنظرجنسی حسابشوبرسه...!! 💦🔞😜 قسمتی ازفیک: همونطوری که دستموروچاک باسن خیس ازابم میکشیدم سعی میکردم فورمون بیشتری ازادکنم....وخبــــــــــــ همه ی ایناجلوی چشمای بشدت وحشی اون الفای تشنه به بدنم بود، نفسای تندش حتی ازاین فاصله ام حس میشدو... البته که حق دست زدن نداشت... اون بایدتنبیه میشد... دستموکه روباسن خیسم میکشیدم به سمت سوراخ پرازابم بردموانگشت اشارموکمی داخل کردم... انگشتای من خیلی کوچیک و ظریف بودن فقط نصف یه بندانگشتم داخلم شدومن تااین حددردکشیدم.....!!!! بااین حساب اگ دست این وحشی بااون عضوهیولاییو غول پیکرش بهم برسه... وضعیت:درحال آپ. ‼️در حال ادیت‼️ امگاورس، رمنس، امپرگ، کمی انگست کاپل: کوکمین، تهگی، نامجین