ترجمه داستان اروس
credits:jeongislove
زمانی که خدایان کهن یونانی در دنیای مدرن میان مردم زندگی میکنن.
و از صدها سال پیش خانواده لی توسط افرودیت مادر اروس یا همون هیونجین مورد تنبیه الهی قرار میگیرن.
sad ending
angst
+18
🗽 کامل شده🎠
بیون بکهیون و پارک چانیول دو سال پیش توی یه روز آفتابی به بهونه ی مسافرت، در یکی از جزایر استرالیا ازدواج کردن.
ولی هیچکس جز یه سری دوستای معدود از این اتفاق خبری نداره و همه فکر میکنن دو تا دوست هم خونه ن
بکهیونی که یه پچه مایه دار ولی مستقله و چانیولی که یه پسر قویه چون تموم این سالا هیچ خانواده ای نداشته و خانواده ی بکهیون تقریبا خانوادش بودند...
ولی چی میشه اگر به اصرار خانواده ی بکهیون بخوان براش همسری انتخاب کنند؟
"در حال ادیت"
_ ازت متنفرم کیم!
+ به نظرت برام اهمیت داره؟ یادت رفته تو فقط یه بردهای، نه؟!
Couple: Kookv
genre: Drama , Romance , Mystery , Smut , Power bottom
+باید به اینجا عادت کنی بیبیگرل
-نههههه،من پیش تو نمیمونمم..ولم کننننن،توروخداااا
+جیغ جیغ نکن،توکه دوس ن داری از همین امروز تنبیه های سختت شروع شه لیتل؟
-من لیتل نیستمدست از سرم بردار..
گردنمو بیشتر فشار داد و لباشو به گوشم نزدیک کرد،لیسش زد و گفت:
+به زودی خواهی شد..
..
Completed ✅ تمام شده
كاپل ها: چانبك، هونهان
ژانر: جنايي، عاشقانه، مرموز
داراي محدوديت سني R
خلاصه: يك تيم پليس جرايم خشن (متشكل از بكهيون، سهون، جونگده، كيونگ سو و جونگين) كه با يه سري قتل هاي زنجيره اي از قاتلي به اسم ققنوس رو به رو ميشن و تلاش در حل اون دارن...
--
يه پليس به قتل ميرسه.
بكهيون و همكارش سهون رو ديواراي خونه اون نوشته هاي قاتلشو ديدن و ميدونن كه كار كيه.
يه قاتل زنجيره اي به اسم ققنوس.
قاتلي كه هيچ ردي از خودش نذاشته جز يه سري نوشته ها و يادداشت هاي رمز گذاري شده كه اونها رو به سمت يه مانگاي اينترنتي هدايت ميكنن. قاتلي كه به گفته خودش، اين اولين قتلش نيست و بقيه قتل ها معلوم نشدن.
ققنوس ميخواد شناخته بشه و در عين حال پيدا نميشه، شايد بخاطر اينه كه ققنوس اونقدر بهشون نزديكه نميتونن ببيننش.
--
Best ranks:
#1 exo 😭
#1 luhan
#1 kpop
#1 baekhyun
#1 sehun
#1 hunhan
#1 chanbaek
✦ فیک "من فقط لیتل ام" 🍼
✦ ژانر : لیتلاسپیس - فلاف - همخونهای
اسمات - تصویرسازی با عکس و گیف
✦ کاپل اصلی : دوجه (2jae)
✦ کاپل فرعی : یوگبم - جه بوم×هانا
•••
در اتاقو کامل باز کرد تا وارد بشه..جهبوم تازه تونست لباس های یونگجه رو ببینه و برای چندمین بار امشب دوباره تعجب کرد..یه پیرهن خواب گشاد با یه شورت کوتاه...!
ناخودآگاه چشماش به رون های لاغر و سفیدش افتاد و دوست داشت بیشتر از اینا نگاش کنه که پستونکِ آویزون به لباسش توجهشو جلب کرد و اینبار مطمعن شد که حدسش درمورد یونگجه درست بوده...
میتونست قسم بخوره که اون یه لیتله!!!
•••
شروع: ۱ خرداد ۱۳۹۹
پایان: ۲۷ شهریور ۱۴۰۲
•••
Best Rankings:
🏅#2 boyxboy 🔥
🏅#1 Persian 🔥
🏅#1 daddy 🔥
🏅#1 cute
🏅#9 fluff
🏅#1 got7
🏅#1 اسمات
🏅#1فلاف
🏅#1 گاتسون
شما دوتا چرا فقط تنهام نمیزارین جیمین با عصبانیت فریاد کشید ولی اونا اهمیتی نمیدادن و هنوز میخواستن هیونگشونو دنبال کنن
جیمین فقط میخواست تنها باشه اما وقتی توسط یه نفر فشرده شد دوتا ادم خوشتیپ رو دید که بهش پوزخند میزدن
Writer:@softyjiminshi
[کامل شده]
کاپل: یونمین، نامجین، کوکوی
ژانر: امگاورس، امپرگ، گرگینه، فلاف، اسمات
ترجمه توسط: SHin
خلاصه: جیمین یه امگای نادره که خاطرهای از گذشته نداره و فقط اینور اونور می چرخه. یونگی هم آلفایی هست که با ورود جیمین به دستهی خودش عصبانی میشه... یا شایدم خوشحال؟
This book is just a translated version. The original one belongs to "Rosethek".
فولپارت این فیکشن، به صورتِ پیدیاف در چنل تلگرام من، در دو ورژنِ "یونمین، نامجین، کوکوی" و "یونمین، نامجین، ویکوک" قرار گرفته. دقت کنید که در هر دو ورژن، کاپل اصلی یونمین هستن.
آیدی چنل تلگرام من:
@SHinDust
هشتگِ این فیک در چنل:
#TAW