writerokiko
- Reads 99,684
- Votes 10,341
- Parts 30
درحال آپ📌
-اوه... اون خیلی زیباست! چطور تونستم اذیتش کنم؟
-کافیه یه تار مو از پسرم کم بشه تا اینجارو جوری آتیش بزنم که خداهم نفهمه جهنم واقعی کدومه!
-چرا ابرک صدام میزنی؟
-چون با دیدنت یاد بارون می افتم...
***
سئول زیر سایهٔ سیاستمدارهای فاسد و قدرتهای پشتپرده خفه شده؛ و در دل همین آشوب، جونگکوک و شش نفر از نزدیکترین همراهانش تبدیل به کابوس شبانهی دنیا میشن. گروهی که با برنامهریزی دقیق و بیرحمانه، یکییکی مهرههای اصلی فساد رو حذف میکنن و پلیس فقط ردّی از مرگ پشت سرشون پیدا میکنه.
پسر هفدهسالهای به اسم کیم تهیونگ که هیچوقت توی زندگیش حرف نزده.
پسر بچه ای که هیچ نقشی تو فساد شهر نداشته؛ فقط اشتباهش توی دنیا این بوده که به خانوادهای وصل بوده که قدرت دستشونه و به دست شکارچیان مرگ دزدیده میشه.
جونگکوکی که همیشه یخزده، محاسبهگر و بدون ترحم کار کرده، وقتی با سکوت سنگین تهیونگ و نگاههای درهمشکستۀ اون روبهرو میشه، چیزی تو وجودش از ریتم میافته.
کی فکرش رو میکرد جونگکوک دلیل حرف زدن اون پسربچه لال باشه؟
𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: angst, Smut, kink, BDSM, age gap
𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: kookv