" اتمام یافته"
پایان و شروعی که هم زمان اتفاق میوفته.
میتونه جالب باشه.
میتونه چیزی مثل یک معجزه باشه .
اما
میتونه تبدیل به یک کابوس واقعی هم بشه.
تداخل
تصادف
پایان
یک وصیت
شروع داستانی تازه........
"" تو یه مهره ای اما من دارم بازی میکنم کیم ""
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
ژانر: اومگاورس _ ازدواج اجباری_ رمنس_ اسمات ..............
[عشق ترکیبی از انتقام | 𝐿𝑜𝓋𝑒 𝒸𝑜𝓂𝒷𝒾𝓃𝑒𝓈 𝓇𝑒𝓋𝑒𝓃𝑔𝑒 ]
" قضاوت " چیزیِ که باعث از هم پاشیدن خیلی چیز ها و از دست دادن خیلی های بیشتر ...
ادم ها می تونن هرجوری باشن ، فقیر .. ثروت مند ، بی سواد .. تحصیل کرده ، شجاع .. ترسو ، بازنده .. برنده ، جذاب .. کیوت ، خنگ .. باهوش ، پر زرق و برق یا معمولی ... هرجور ولی نباید قضاوت کنی .
یک قصه ای بود که دوست داشتم با شما درمیون بزارم ، قصه یک پسر بنام "جیمین " فقط قبلش از سلامت قلبتون مطمئن باشید .
+ : من .. من دوست دارم .
صدای خنده و تمسخر و هم همه اطرافیان تنها جوابی بود که دریافت کرد ؛
_ : اوو ببخشید کوچولو ... ولی من دوست ندارم
و باز هم خنده و تمسخر دیگران که اونو با انگشت نشونه می گرفتن
کاپل : 𝒱𝓂𝒾𝓃
فرعی : /&
ژانر : 𝑅𝑜𝓂𝒶𝓃𝒸𝑒 .𝐹𝓁𝓊𝒻𝒻 .𝑀𝓎𝓈𝓉𝑒𝓇𝓎 .𝒲𝑒𝓇𝑒𝓌𝑜𝓁𝒻
.𝒱𝒶𝓂𝓅𝒾𝓇𝑒 .𝒞𝑜𝓂𝒾𝒸 .𝒮𝓂𝓊𝓉 .𝐹𝒾𝒸𝓉𝒾𝑜𝓃 .𝐹𝒶𝓃𝓉𝒶𝓈𝓎
£ Emotionless £
کاپل : ویمین ، یونکوک
ژانر: رومنس ، اسمات ، امپرگ
√ازدواج اجباری پسر دایی و پسر عمه به دستور پدربزرگشون برای به دنیا آوردن یه وارث واسه ی خاندان کیم!
تهیونگ و جیمینی که از بچگی باهم دشمن بودن چطوری قراره از پس همچین چیزی بر بیان؟
خاکستری لحظه لحظه گذشته منه میدونی من کیم تهیونگ تو رنگ خاکستری بزرگ شدم و دست و پا زدم از نظر من رنگ آرامش آبیه ولی میدونید هیچ ربطی به خاکستری زندگی من نداره ......
کاپل اصلی : ویمین💕
کاپل فرعی: هوپکوک 💜نامگی 💜
ژانر:پلیسی_جنایی_انتقام_رمانتیک
(اتمام یافته )
.
.
"... پارک جیمین اومگای، زیبایی که با یکی دیگه از تصمیمات پدرش با پسر دوم خانواده کیم، کیم تهیونگ ازدواج میکنه.
و به طرز عجیبی بی اون دو و گرگ هاشون پیوندی قوی شکل میگیره.....
و هیچ کسی نمیدونه وعده این عشق و دلبستگی یک حکم تاریخی و اسمونیه....
تا زمانی که....
زندگی آزمون خودش رو برگزار میکنه..."
°•°•°•°•°•°•°•°•°•°
جیمین: چطور ..چطور تونستی همچین کاری بکنیییی؟
فریادِ پسر همه رو متعجب کرد...تهیونگ به همسرش که حالا با نفس های تند روبه روش ایستاده بود نگاه کرد و کوتاه گفت : کاری که لازم باشه انجام میدم.
جیمین ناباور سرشو به چپو راست تکون داد و پوزخندِ عصبی زد: لازم ! دیوونه شدی تهیونگ...ممکن بود بمیرییییی.
•°•°•°•°•°•°
ژانرها: رمنس_اومگاورس( امپرگ)_اسمات_ آمیخته با تخیلات
کاپل اصلی: ویمین
کاپل فرعی: نامجین _ چانبک
( فول پارته pdf فیک توی تلگرام و دیلیه خودم قرار گرفته 💞)
بعد از قسمت آخر گذاشتم 🫂
•کامل شده•
میگن اگه کسی ارزویی داره حتما بهش میرسه!
تهیونگ مطمئن بود که هردوشون به ارزو ها و رویاهاشون میرسن و از این رو هردوشون ارزوی همدیگه رو براورده کردن...
اما قرار نبود اینطور بشه!
قرار نبود ارزوهاشون جا به جا براورده بشه!
قرار نبود این کلمه ی سه حرفی با رویاهاشون بازی کنه!
توی لیست ارزو هاشون عاشق هم شدن جایی نوشته نشده بود!
_________________________________________
عنوان : Wishes List | لیست ارزو ها🕯
نویسنده: AHURAPAKZAD
ژانر: جنایی | انگست | رمنس
کاپل اصلی: Vmin
توجه!!!!
اتفاقات این داستان تصورات نویسنده بوده و واقعیت ندارند همچنین اشخاص این داستان تنها نقش یک بازیگر را دارند و از نام ان ها برای بهتر سازی تصورات خواننده استفاده میشود!
🥈#2vmin
🥉#3vmin
#4 vmin
#5 vimin
همه از اونجایی شروع شد که کیم تهیونگ برادرشو بعد سال ها گم شده بود پیدا کرد ولی تهیونگ احساس برادرانه بهش نداشت حس مالکیت میکرد نسبت بهش!
..........................................
+تو..یعنی واقعا تو برادر واقعیمی
-البته،ولی تو باید ددی صدام کنی جوجه خروس
..........................................
کاپل اصلی:ویمین
...... فرعی:نامجین،سپ
ژانر:دارک،کمی طنز، اسمات،....اند؟
جیمین و تهیونگ دوتا دوست و هم اتاقی...
اتفاقات و مشکلاتی که باهاشون دست و پنجه نرم میکنن...
و ایا فقط دوست هستن؟
Couple: Vmin,Hopv,Namjin
ژانر: روانشناسی، عاشقانه، روزمره، مرموز، طنز، اسمات