ویکوک /کوکوی/تهکوک ...
115 stories
My Mister| آجوشی من  by lmarmarl
lmarmarl
  • WpView
    Reads 795
  • WpVote
    Votes 13
  • WpPart
    Parts 1
𝑴𝒚 𝑴𝒊𝒔𝒕𝒆𝒓 ژانر:رمنس ،سد،اسمات،جنایی،انگست کاپل اصلی : تهکوک -من از سیاهی و تاریکی میترسم ته اما سیاهی چشات تنها سیاهیه که دوست دارم توش تنها باشم
Ninety-nine by Badgalshookoo
Badgalshookoo
  • WpView
    Reads 261,651
  • WpVote
    Votes 25,249
  • WpPart
    Parts 102
📣خلاصه: تهیونگ‌ چیزهای زیادی از دانشکده‌ی حقوق یاد گرفته بود. ۹۹٪ از آموخته‌هاش، اون رو به جایگاه فعلی‌اش رسونده بودن و به یکی از جوون‌ترین و برجسته‌ترین وکیل‌های حال حاضر کشور تبدیلش کرده بودن. شاید از خودتون بپرسید که پس اون ۱٪ باقی‌مونده چی‌ می‌شه... خب، اون ۱٪، پنج‌سال پیش، بعد از کات کردن با دوست‌پسر سابقش از بین رفته بود! تهیونگ تا صبح امروز فکر می‌کرد دیگه هرگز قرار نیست اکسش رو ببینه؛ اما الان رو‌به‌روی اون پسر با موهای کوتاه مشکی و چشم‌های درشتش ایستاده بود و داشت به نیشخندی که روی صورتش بود، نگاه می‌کرد. جئون جونگ‌کوک هنوز هم مثل قبل بود و ذره‌ای تغییر نکرده بود، به‌جز اینکه این‌بار دستبندی به دست‌هاش زده بودن و پرونده‌ی اتهام به قتلش، زیرِ دستِ تهیونگ بود تا بعداز بررسی‌های لازم، به عنوان وکیلش ازش دفاع کنه! ⇶Update: روزهای فرد ⇶Genre: Criminal, Romance, Angst, Smut • Couple: KookV
Mondlicht Kookv by llTARAll
llTARAll
  • WpView
    Reads 92,677
  • WpVote
    Votes 15,527
  • WpPart
    Parts 11
قبیله‌ی انیگماها با هر رهبر جدید، برای صلح و دوستی با سرزمین‌ یوآن ازش شاهزاده‌ای رو به‌عنوان پیشکش طلب می‌کردن. اما رهبر جدید برخلاف پیشکشی که پادشاه یوآن براش درنظر گرفته بود، برادر اون پسر رو می‌خواست. شاهزاده‌ی‌ اول که مردم یوآن به‌عنوان یه بدکاره می‌شناختنش. «این یکی رو می‌خوام،چشمم رو گرفته. دوست دارم توله‌هام همچین چهره‌ای داشته باشن.» ‌ ژانر: امگاورس، تاریخی، ازدواج اجباری، اسمات، امپرگ. کاپل: کوکوی.
Pain by Ministories13
Ministories13
  • WpView
    Reads 93,611
  • WpVote
    Votes 9,633
  • WpPart
    Parts 39
Pain(فول شده💜) . . ژانر: ریل لایف• انگست•هارت جیمین•تجاوز•رومنس•اسمات . کاپل: کوکمین . . خلاصه: کسی از شما هست که پسر بیست و یک ساله ای و درک کنه که تو هوای سرد شبونه توو تراس اتاقش ایستاده؟کسی از شما پسر بیست و یک ساله ای رو درک میکنه که داره از درون منفجر میشه؟کسی از شما هست که بتونه پسر بیست و یک ساله ای رو که به بدترین شکل ممکن عاشق شده رو درک کنه؟کسی از شما میتونه عاشقی رو که میدونه هیچوقت به عشقش نمیرسه رو درک کنه؟شاید بگین آره...شاید براش دل بسوزونین...شاید... این جئون جانگکوک بود...پسر بیست و یک ساله ی محبوب...گلدن مکنه گروه معروف بی تی اس...عشق میلیون ها دختر و مورد تحسین میلیون ها پسر...پسر به ظاهر خوشبخت و غرق در پول بنگتن...پسری که با تلاش به اینجا رسید...پسری که برای اولین بار وحشتناک ترین و زیبا ترین و عجیب ترین احساس رو توو زندگیش تجربه میکنه.... . . . نویسنده: نیاز (مینی) . .
kiss your best friend |taekook✓ by park_Karina2006
park_Karina2006
  • WpView
    Reads 7,125
  • WpVote
    Votes 798
  • WpPart
    Parts 4
﹝بهترین دوستتو ببوس﹞ همه چی از اونجایی شروع شد که تصمیم گرفت اون چالش لعنتی "بهترین دوستتو ببوس" رو انجام بده کاپل: تهکوک ژانر: فلاف، کمدی، اسمات وضعیت: اتمام یافته نویسنده: پارک کارینا
again after long time by paniiimoon
paniiimoon
  • WpView
    Reads 39,019
  • WpVote
    Votes 4,574
  • WpPart
    Parts 31
من نمیخواستم...باور کن نمیخواستم برم.هیچ میدونی بعد ازاینکه رفتم و اون اتفاق افتاد چه حالی شدم؟باور کن اونی که این همه مدت درد کشیده فقط تو نبودی،منم تو این مدت نابود شدم.من خواهرمو،دوستامو،تورو از دست دادم. این همه سال با فکر اینکه دیگه تهیونگی وجود نداره دست و پنجه نرم کردم. تو هیچ میدونی من چرا مشکل ریه دار؟من تو اون آتش سوزی هنوز اونجا بودم.اونا داشتن منو به زور میبردن ولی من اونقدر موندم که ریه هام سوخت میفهمی؟ حالا بعد از این همه مدت...بهت حق میدم بهم نگاه نکنی اما خواهش میکنم قلبمو بیشتر از این مشکوک. میدونم قلب توام شکسته...پس بیا باهم درستش کنیم.بزار پیشت بمونم.بزار زخماتو ببوسم.بزار بغلت کنم و اینبار راحت بهت بگم...دوست دارم. **** 𝙼𝚊𝚒𝚗 𝚌𝚘𝚞𝚙𝚕𝚎:𝚟𝚔𝚘𝚘𝚔 𝚂𝚞𝚋 𝚌𝚘𝚞𝚙𝚕𝚎'𝚜:𝚢𝚘𝚘𝚗𝚖𝚒𝚗 - 𝚗𝚊𝚖𝚓𝚒𝚗 - 𝚌𝚑𝚊𝚗𝚗𝚎𝚕 - 𝚢𝚎𝚘𝚗𝚋𝚒𝚗.
Jade Halo [vkook] by Simieminiemoonie
Simieminiemoonie
  • WpView
    Reads 356,358
  • WpVote
    Votes 56,878
  • WpPart
    Parts 80
- این‌ها همه‌اش تقصیر خودته. من فقط می‌خوام مال تو باشم، درست مثل لباس‌هایی که تن گرمت رو هرروز توی آغوش خودشون می‌گیرند. ولی تو این اجازه رو بهم نمیدی و من هرروز، به محض باز کردن چشم‌هام از خودم می‌پرسم که اگه مال تو نباشم، پس مال کی باید باشم؟ ژانر: امگاورس، رمنس، درام، اسمات، امپرگ( فصل چهارم و پنجم) - این فیکشن فقط اینجا و توی همین اکانت واتپد آپ شده و هیچ فایلی نداره. اگر جایی فایلی دیدید، سریعا ریپورت کنید چون بدون اجازه‌ی من فایل شده.
my little boy by behnaz_lale
behnaz_lale
  • WpView
    Reads 173,387
  • WpVote
    Votes 15,507
  • WpPart
    Parts 22
جونگ کوک بخاطر اتفاق هایی که براش تو بچگی افتاده تو لیتل اسپیس میره وشغلش مددکار اجتماعیه با اینکار میتونه افکارشو از خودش باز کنه و جین تنها خانوادشه ژانر:bdsm
Achmaz by Annil_o
Annil_o
  • WpView
    Reads 111,084
  • WpVote
    Votes 9,684
  • WpPart
    Parts 11
جونگ‌کوک حتی فکرش رو هم نمی‌کرد نودفرستادن برای استاد کیمی که ازش متنفره، باعث بشه درگیر راز کثیف و غیرقابل‌تصور اون استاد بشه؛ چه برسه به اینکه بابت اون اشتباه، باید هر شب خسارتی بپردازه که زندگیش رو به دور از تصورش ببره! _داستان اینه وروجک؛ تو می‌خوای بدویی و من بیفتم دنبالت، منم دویدن رو خوب بلدم. - مگه موش و گربه‌ایم؟ _ تو شکار منی، منم شکارچی‌ام. - غذا نیستم من. اخم‌هاش رو توی هم کشید؛ به غرور پسرانه‌اش برخورده بود خب! اما مرد، خیره به لب‌های آویزون پسر که تبدیل شده بود نقطه‌ضعفش، گفت: _ اما خوشمزه‌ای. - معلومه که هستم! 𝅏 𝗡𝗮𝗺𝗲: Achmaz-Vkook 𝅏 𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲:‌ Comedy, Smut, BDSM, School life
Van Gogh was his god! • [Completed] by amaraaa_7
amaraaa_7
  • WpView
    Reads 98,171
  • WpVote
    Votes 15,948
  • WpPart
    Parts 45
•Name: Van Gogh was his god! •Couple: Vkook •Sub couple: Hopemin •Writer: Amara •Genre: Romance, Angst, smut •Channel: @papacita01 ~•Teaser: _چرا هیچ وقت از ته دلت نمیخندی؟ از اون لبخند‌هایی که به چشمات میرسن و برق خوشحالی رو توشون روشن میکنن! سرش رو تکون داد و از پنجره به زمستونی که سفره‌ی سفیدی و غم‌هاش رو روی سر شهر پهن کرده بود، خیره شد: _من تفاله‌های باقی مونده از تنهایی‌های یک نقاش دیوانه‌م... حاصل مرگ بی‌رحمانه‌ش توی تنهایی... چطور میتونم بخندم یا اشک بریزم وقتی فراموش کردم که چطوری باید زندگی کنم؟ من همه چیز رو فراموش کردم، دوست داشتن رو، فکر کردن، نقاشی کردن و حتی فریاد زدن... خیلی وقته مردم... مرده‌ها که لبخند نمیزنن!