❀ خـلـاصه ❀( درحال اپ)
کایسو________________________________
کیونـگسـو یـه پـیشــنهاد شغلـی عالـی از مـدیـر عـامل جـونمیـون دریـافت میکــنه༄
اون بــرای مصـاحبـه دعــوت مـیـشه و میـفهمـه کـه اون بایـد وانمــود کنـه نامـزد بـرادر جـونمیـونِ.⊰
امــا بـعــد از بستـــن قــرار داد و پــرداخـت شدن . تمــام مخــارج، مطلـع میشــه کــه اون شـخــص کســی نیسـت جـز کـــیم جـونــگیــن، کســی کـه بمــدت ۲ ســال بـاهــاش در رابطــه ی مخفــی بــوده.🔝
چانبک________________________________
بیون بکهیون چندین سال بدنیال عشق حقیقیش بکارت رو نگه میداره اما یه شب توی مستی با پارک چانیولی که اعتقادی به وفاداری و عشق نداره میخوابه
وقتی بکهیون متوجه این میشه با خودش قسم میخوره پارک چانیول رو به روش های مختلف به فاک بده
《بک پوزخندی زد :
_ این تازه اولشه جناب پارک فاکیول 》
____________________________________
کــاپــل: کــایــسو & چــانبــک ( هر دو اصلی)
ژانر: رومنــس♡ کمــدی➰ زنــدگیروزمــره➿ فــلاف
رده سنــی: +18
Best rank
1&2 in #eunhae
2 in #park
3 in #byunbaekhyun
4 in #lgbt
‼️ Full
داستانی به درون آدم ها.
داستانی درباره بکهیونی که با تنها پدر معتادش زندگی سختی رو میگذرونه، پدری که از کمترین محبت ها در حقش شروع کرد و تا تاریکی های بسیار پیش رفت.
بکهیونی که معمولا یا درحال گریه بود و یا کتک خوردن هایی که تمام بدنش رو کبود میکرد.
کبودی های که به جز درد جسمی، جنبه ی روحی هم داشت.
حالا بکهیونی که برای فرار از موقعیتش حاضره هر کجا بره و پسری که پناه گاه و ناجی اون میشه
اما...🚫
چی میشه اگر اون پسر ی مشکل بزرگ داشته باشه؟
یه مشکلی که برای همیشه زندگی بک رو تغییر میده!
مشکلی که شاید یه بیماری روانیتلقی بشه!
حالا این مشکل بکهیون رو هم غرقمیکنه یا سرنوشت راه دیگه ای پیش روی پاش میزاره؟
- خطقرمز ⛔ red line
وضعیت: کامل شده
ژانر: درام، روانشناختی، عاشقانه🔞 هیجانی
کاپل: چانبک. کایهون
از اون فیکاییک بعد از خوندنش عاشقش میشید:)
برای اولین بار برای زندگی و تحصیل به کشور دیگه ای اومده بودن ، کشوری که نه از فرهنگش چیز زیادی میدونستن و نه زیاد با نژاد آسیایی آشنا بودن؛استرس ناشی از هیجانی رو تو وجودشون حس میکردن البته طبیعی بود چون از اونور اروپا اومدن به آسیا اونم فقط بخاطر اینکه دوست داشتن تو آسیا درس بخونن!
ولی چطور میشه اگه روز اول دانشگاه یهو با چند تا پسر گردن کلف و تخس برخورد کنن و تصادفا یکی از اونها برادر اولین دوستشون تو دانشگاه باشه؟!
آیا میتونن باهم کنار بیان؟!
میتونن باهم دوست بشن؟!
موانع سر راهشون رو چی! میتونن کنار بزنن؟!
فیک: دختر پسری👫
کارکترها: ۱۲ تن اکسو ، خواهر چان (یورا) ، هلنا ، سارا💗
کارکترهای اصلی: چان و سوهو ، سارا و هلنا💞
ژانر: طنز ، مدرسه ای ، فانتزی ، عاشقانه❣
امیدوارم از خوندن این فیک لذت ببرید این کار من و دوستم هست خوشحال میشم ووت و کامنت بزارید ♡
دوستم:Mochi_Baozi@
ژانر : رمنس_خون آشامی_انگست_دختر پسری_ماجراجویی_هپی اند
خلاصه : سرد بود......
مثل قلب من......
تنها چیزی که یادم میاد تصویر خونه ی به آتیش کشیده مون بود که مامان بابام مثل خاطرات این خونه داخلش سوختن....
خونمون تو یه کلبه بود وسط جنگل یه کلبه کوچیک چوبی ولی گرم که الان دیگه نه آدم های توش هستن نه اون خونه دیگه چیزی ازش باقی مونده و من تنها کسیم که جون سالم بدر برده.....
و بعد از شدت شوک از دست دادن پدر و مادرم بیهوش شدم....
.
.
.
آیا این یک معجزه ست یا نفرین که فقط من موندم....
جیمین قبلا توی زندگیش تصمیم گرفته که خونوادهاش رو به خاطر پول ول کنه!
حالا برگشته تا همه چیز رو درست کنه،ولی خونوادهاش نمیدونن که جیمین ۱۲ سال پیش چرا ولشون کرده....
*******************************
جیمین با شنیدن صدای گریه جیهون،میخواست مثل وقتهایی که جیهون روی زمین میافتاد و گریه میکرد،اشکهاش رو پاک کنه و بغلش کنه تا دیگه گریه نکنه ولی باید میرفت.
*******************************
جیهون مچ جیمین رو گرفت و دستش رو از روی سر ریوجین برداشت:《به ریوجین دست نزن،اون دیگه بچه نیست!》
جیمین با دیدن گاردی که برادرش گرفته بود،تک خندهای کرد:《باشه دیگه به دوست دخترت دست نمیزنم.》
*******************************
°•کتاب My Family رو دنبال کنید تا بیشتر با خونوادهی کارکترها آشنا بشید•°
➦کارکتر:جیهون،جیمین،ریوجین،یونجون،سونوو،فلیکس،....
➦ژانر:خانوادگی،مدرسهای،دخترپسری
➦وضعیت:پایان یافته(فصل اول)
➦نویسنده:melody7979@
داستان یه دختر ایرانیه که برای اینکه مستقل بشه موقتا به کشور موردعلاقش، کره، مهاجرت میکنه و بعد از اتفاقاتی سر راه اکسو قرار میگیره درحالیکه اصلا اونارو نمیشناخته...
پسرا کمکش میکنن تا شغل و درآمد ثابت تو شرکت داشته باشه و کلی اتفاقات خوب و بد برای دختر قصه ما میفته...
رفتارای صمیمی که با پسرا داره اوایل باعث سو تفاهم و تعجب اونا میشه ولی بعد میفهمن که اون هیچ منظوری نداره و درواقع با بقیه دخترا که با دیدن پسرا خودشونو گم میکنن و سریع عاشق میشن و خودشونو به پسرا میچسبونن، فرق داره...
اما بعد یه مدت همه چیز عوض میشه...
تصور کنید عضو سیزدهم اکسو یه پسر ایرانی بود اون وقت فکر میکنید چقدر همه چیز تغییر میکرد؟ داستان ما راجع به اضافه شدن عضو سیزدهم ایرانی به اکسو یه داستان رمنس و کمدی که خوندنش خالی از لطف نیست
شاید اون عضو ایرانی همه ما اکسوالای ایرانی باشیم که ارزوی کنار اکسو بودن رو تو دلمون داریم